Dienstag, 15. Mai 2012

علی دشتی : ترورهای فدائیان اسلام ایران . صفحه نُه

دنباله صفحه هشت
پس از پایان ماه رمضان 1334 خورشیدی علمای اعلام و ائمه جماعت و همه و عاظ و مبلّغین اهل منبر
و همچنین نماینده آیت الله بروجردی در منزل آیت الله خوانساری جمع شدند و پس از شور و مشورت
شرکت کنندگان در آن جلسه در عریضه ای به حضور اعلیحضرت همایونی خواستار و خواهان تسریع
و یکسره کردن کار بهاییان در ایران گردیدند .
علمای اعلام در آن نامه وفاداری خود را به سلطنت با آب و تاب بیان کردند و از شاه خواستند که کار
بهاییان را نیز مانند سرکوب خونین توده ایها به پایان رسانند تا دیگر استخوان لای زخم گذاشته نشود

شاه و دولت های پس از کودتای 28 مرداد با انجام خواسته های غیر قانونی مراجع تقلید و روحانیون در
واقع بر شراکت آنان در قدرت دولت مهر تأیید زدند. با مطالعه اسناد نامه ها و اعلامیه های روحانیون
پس از کودتای 28مرداد تا انقلاب 57 در می یابیم که تا چه اندازه روابط در بار و دولت با روحانیت فرقه
شیعه تنگاتنگ و صمیمانه است .

این روابط پرسش برانگیز و غیر قانونی به آنجائی کشیده بود که آیت الله بروجردی برای رسیدن به امیال
و هوسهای شیطانی خویش از شاه و نخست وزیر حسین علاء می خواهد اصول قانون اساسی کشور
مشروطه را زیر پا گذارند و به آزار و نابودی بهائیان که بزرگترین اقلیت دینی بی آزار ایران و هیچگونه
دخالتی در روند سیاسی کشور نداشتند اقدام عملی نمایند
عریصه مرجع فرقه شیعه دوازده امامی بشرح زیر است
بسم الله الرحمن الرحیم . جناب آقای نخست وزیر حسین علاء دام اجلاله . مرقومه جنابعالی مورخ پنجم تیر
ماه 1334 که حاکی از صدور اوامر لازمه از طرف اعلیحضرت همایونی به دولت در اجرای نظریاتی که
حقیر در عریضه مورخه بیست و هفتم شوال 1374 هجری قمری عرض کرده بودم وسیله جناب آقای قائم
مقام الملک رفیع 75 واصل گردید و شرح نظریات حقیر را مرقوم داشته بودید

یک - از تبلیغات مضره فرقه بهایی که بر خلاف دین مبین اسلام است جلو گیری شود
دو-محافل و مراکز تبلیغاتی آنها در هر نقطه مملکت که مفتوح شده است موقوف گردد
سه- مستخدمینی که اقرار بر خلاف ادیانی که در قانون اساسی مصرح است بنمایند پس از رسیدگی بر طبق
قانون استخدام کشوری اخراج شوند و بالملازمه آنها هم مشمول این دستور خواهند بود خداوند عز شأنه دیانت
مقدسه اسلام و استقلال مملکت ایران را از گزند حوادث و تهاجم معاندین محفوظ و اعلیحضرت همایونی و
اولیای امور را در حفظ مصالح مملکت و تقویت دیانت مقدسه موفق و مؤید فرماید والسلام علیکم و رحمة الله
و برکاته

هفتم ذیقعدة الحرام 6 تیر 1334 حسین الطباطبائی 76
محمد تقی فلسفی در آن دوران و هم چنان پس از آن در مساجد و تکایای تهران و شهرستانها با صدای بلند نعره
سر میداد. بازاریان کارمندان دانشجویان دانش آموزان کارگران غیرتمند ایران قیام کنید و با این بی دینان و بهائی
مسلکان مبارزه کنید و ریشه آنها را بر کنید تا ثابت شود که علی بن ابی طالب زنده است. پیقمبر زنده است و دین
اسلام زوال پذیر نیست. بیش از این اجازه ندهید این دولت غیر قانونی دین اسلام را خوار کند

دستگاه و دکان روحانیت پس از شرکت موفقیت آمیز خود در کودتای 28 مرداد هر گونه اصلاحات سیاسی
اجتماعی و اقتصادی را به بهائیان نسبت می داد و با این کار احساسات فرقه ای و بهائی ستیزی نهفته در
جامعه ایرانی را بیدار نگاه میداشت . هر گاه شاه و دولت از اصلاحات اعلام شده بسبب مخالفت روحانیون
به عقب نشینی مجبور میشد ملایان و آیات عظام بر سر منابر به آن عنوان قرار داد بین دولت و روحانیون
و شکست دولت و یا بنا به خواست خداوند و با پشتکار شما ملت قهرمان مسلمان و سعی و کوشش خستگی
ناپذیر علماء فتح و پیروزی با ما شد میدادند

اقدامات و توطئه های آیت الله بروجردی تنها با تشویق فلسفی و اعظ برای سخنرانی علیه دین بهائی پایان
نمی گرفت . بلکه وی به سراسر ایران طلبه ها و چماقداران خود را گسیل می داشت تا با همیاری مردم
متعصب مذهبی و تحریک مردم بی خبر از دین و سیاست به قتل و غارت بهائیان سراسر کشور مشغول
شوند از میان صدها سند نگارنده تنها اشاره مختصری به اقدامات شیخ حسینعلی منتظری میکنم که یکی
از شرورترین ملایان حوزه درس آیت الله بروجردی بود

شیخ حسینعلی منتظری در آن دوران طلبه ای جوان بود اما بعدها به مقام آیت الله العظمایی و نیابت پیشوا
و رهبر انقلاب اسلامی آیت الله روح الله خمینی رسید .

وی دفتر اعمال خود را باز می کند و بدون هیچ پرده پوشی و شرمی حتا با افتخار به بهائی ستیزیهای خود
اشاره می کند که ما تنها فراز هایی از آن اعمال ننگین را نقل می نماییم

مرحوم بروجردی خیلی ضد بهائی بود . مثلاً در طرف های یزد یک بهائی را کشته بودند و بنا بود قاتل را
اعلام کنند آقای بروجردی مرجع تقلید فرقه شیعه در این قضیه خواب نداشت و می خواست به هر قیمتی که
هست از اعدام او جلوگیری کند

آیت الله بروجردی به سبب تشبث به مقامات عالیه کشوری و تلاشهای ضد قانونی قاتل آزاد شد
یک سال که ماه رمضان که آقای فلسفی از رادیو صحبت می کرد آقای بروجردی به او گفته بود که علیه
بهایی ها صحبت کند آیت الله کاشانی هم با این معنا کار موافق بود آقای فلسفی در ماه رمضان شروع کرد
علیه بهایی ها صحبت کردن صحبت آقای فلسفی در آن سال خیلی گل کرد و مردم همه اطاف رادیو جمع
می شدند صحبتهای آقای فلسفی را گوش کنند

همان ایام منتظری از طرف آیت الله بروجردی مأمور می شود که برود نجف آباد . قبل از حرکت من از
آیت الله بروجردی راجع به معاشرت و خرید و فروش و معامله با بهایی ها سئوالی کردم و ایشان در
جواب استفتاء من فتوایی مرقوم فرمودند:
بسمه تعالی لازم است مسلمین با این فرقه معاشرت و مخالطه و معامله را ترک کنند فتوای بروجردی
بصورت اعلامیه در سطح شهر پخش شد و تبلیغات زیادی در مساجد و جاهای دیگر انجام گرفت

با خوانده شدن این حکم جو گسترده ای علیه بهائیت در نجف آباد ایجاد شد




Mittwoch, 2. Mai 2012

علی دشتی : ترورهای فدائیان اسلام ایران . صفحه هشت

دنباله صفحه شش
به خواسته آیت الله بروجردی بلافاصله پس از 28 مرداد تعقیب بهاییان با سخنرانیهای محمد تقی فلسفیدر
رمضان 1334- 1955 آغاز شد. وی حملات شدیدی را علیه بهاییان به راه انداخت و مراکز بهاییان در
تهران و شهرستانها به دست دولت افتاد. در تهران تیمسار باتمانقلیچ رییس ستاد بزرگ ارتشتاران و
تیمور بختیار فرماندار نظامی تهران در مقابل دوربین خبرنگاران خارجی و داخلی کلنگ در دست گرفتند
و گنبد مرکز بهاییان را خراب کردند. مرکز بهاییان سالها به محل فرمانداری نظامی تبدیل شد

سرتیپ محمد آیرملو معاون قدرتمند ترین دستگاه دولت یعنی سازمان اطلاعات و امنیت کشور در خاطرات
خود می نویسد : یک روز صبح تیمسار باتمانقلیج رئیس ستاد ارتش و تیمسار بختیار فرماندار نظامی روی
بام حظیرة القدس مرکز بهائیان در تهران باشگاه مذهبی بهائیان رفته کلنگ بدست گرفتند و به ویران کردن
گنبد آن پرداختند . صبح روز بعد وابسته نظامی آمریکا به دفتر من آمد و با چهره ای بر افروخته گفت: این
چه کاری بود که از رئیس ستاد ارتش سرزد . چرا باید یک رئیس ستاد ارتش کلنگ بدست بگیرد و جلوی
چشم همگان ساختمانی را خراب کند آن هم ساختمانی که مورد علاقه و احترام شماری از مردم کشور
شما است؟

کشور من به ایران کمک می کند تا به تعمیر خرابی ها بپردازد آنوقت شما جاهای آباد را هم خراب می کنید؟

من که خود نتوانسته بودم یک دلیل منطقی برای این تخریب آن هم بدست رئیس ستاد ارتش پیدا کنم در برابر
سرزنشهای وابسته نظامی آمریکا دهانم بسته ماند و پاسخی ندادم . چند ساعت بعد شادروان با تمانقلیج من را
خواست و بی صبرانه پرسید که وابستگان نظامی در باره رخداد دیروز چه می گویند؟ من صریحاً گفته های
وابسته نظامی آمریکا را بازگو کردم و افزودم چند نفر دیگر از وابستگان نظامی نیز در آین کار شگفتی و
تأسف نشان دادند

هنگامی که آثار ناراحتی در چهره ایشان نمودار شد پرسیدم ؟ تیمسار براستی انگیزه شما در این کار چه بوده
است؟ ایشان سر را بلند کرده گفتند: من انگیزه ای نداشتم این دستور ارباب بود. که مقصودشان شادروان
آیت الله بروجردی بود

  بگونه ای که بعدها در کتابها خواندم آیت الله بروجردی این دستور را برای بدست آوردن دل چند آخوند با
نفوذ آن زمان به ویژه سید ابوالقاسم کاشانی صادر کرده بود
جالب آن است که شادروان محمد رضاشاه 25 سال پس از این حادثه نتیجه رو دادن به آخوندها را دید و نیز
پس از 25 سال تیمسار باتمانقلیج هنگامی که در تلاطم انقلاب 1357 دستگیر و محاکمه شد از این واقعه
برای دفاع نسبتاً موفقیت آمیز خود سود جست.72

اقدامات آیت الله بروجردی و اصولاً تلاشهای دستگاه روحانیت فرقه شیعه علیه بهائیان تنها برای حفظ بیضه
دین مبین اسلام انجام نمی گرفت . بلکه اهرمی بود تا قدرت دستگاه مرجعیت و روحانیت را به رخ شاه و دولت
کشند و برای عامه مردم به نمایش گذارند

دستگاه روحانیت و مخالفان حکومت مشروطه بر خلاف فکر عامیانه ای که در میان مردم رواج یافت و این
از حماقت های حزب توده ایران بود زیرا که شعبان خان جعفری را تاجبخش قلمداد میکردند و واقعیت را
وارونه نشان میدادند
واقعیت آن بود که مرجعیت فرقه شیعه و ملایان مهم ترین متحدین قدرتهای بزرگ در براندازی نهضت ملی
ایران به رهبری دکتر محمد مصدق بودند . عاملین و مجریان واقعی کودتای 28 مرداد در لباس روحانیت
آزادنه به توطئه مشغول و بالاخره طرح استعمارگران را به پیروزی رساندند

در نامه های آیت بروجردی و خاطرات منتشر شده دیگر مراجع تقلید و روحانیون صاحب نام این عقیده بارها
ابراز شده و بکرات می خوانیم که به شاه هشدار می دهند که تاج دو باره باز یافته خود را مدیون اقدامات
روحانیت مبارزه علیه دکتر محمد مصدق و شرکت فعال خود در به پیروزی رساندن کودتای 28 مرداد است

گاه ملایان در نامه های خود به شاه با کنایه و اشاره اخطار میدهند که اگر کاری کند که روحانیت و فقها
رنجشی پیدا نمایند آنها می توانند و قدرت آنرا دارند که او را از تاج و تحت بزیر کشند

پس از در هم کوبیدن گنبد خظیرة القدس بهائیان آیت الله سید محمد بهبهانی در تلگرافی به شاه از بستن کانون
فساد دینی و مملکتی به وسیله ارتش اسلام تشکرات صمیمانه تقدیم و آن را عیدی از اعیاد مذهبی بر شمرد

شاه در جواب آیت الله بهبهانی خاطرنشان ساخت : بطوری که مکرر از ما شنیده اید همیشه خود را در اجرای
مقرات اسلام موظف دانسته و ادامه این توفیق را از خداوند متعال خواهانیم آیت الله بروجردی در تلگرافی به شاه
نوشت خداوند عزّ شأنه دیانت مقدسه اسلام و سلطنت ایران را از گزند دشمنان و اخلالگران حفظ فرموده وجود
مبارک را برای مسلمین مستدام دارد

آیت الله بروجردی پس از این واقعه شرم آور در نامه ای به محمد تقی فلسفی از خدمات پرقیمت او به دیانت
مقدسه اسلام بلکه مطلق دیانات و نسبت به قرآن کریم قدردانی کرد و ابراز داشت که بهاییان در دستگاه دولت
نفوذ کامل دارند و لذا اهم امور در این مقام تصیفه ادرات و وزارتخانه ها و مسئولیتهای حساس مملکت است
از این فرقه .وی در مصاحبه ای در کیهان ویران کردن حظیره القدس طرد بهاییان از ادارات و بنگاههای
دولتی و تصویب طرحی برای اخراج تمامی بهاییان را از ایران خواهان شد

محمد تقی فلسفی بر روی منبر حتا از گفتن دروغ و پراکندن شایعات و جعلیات لحظه ای درنگ نمی کرد و برای
برانگیختن مردم عامی علیه بهاییان به حربه قدیمی همه روضه خوانان متوسل شد و به دروغ گفت>: یکی از
افراد توده ای نزد خود من اقرار کرد و گفت چون طریق فعالیت به روی ما بسته شده چون شندیم بهاییان در سال
آینده قصد کودتا دارند بدین لحاظ به سوی آنان گرویدیم تا بتوانیم در آن موقع عمل حادی انجام دهیم و حتا برای
اینکه خود را خیلی علاقمند به مذهب بهایی نشان دهیم به آیین و روش آنان از آنها زن گرفتیم . وی در پاسخ
اعتراضات مجامع و مؤسسات بین المللی و احتمالاً اعتراضات کشورهای اروپایی علیه سرکوب بهاییان در ایران
به ترفندی دیگر دست زد و در بالای منبر گفت

ما در باره مذهب صحبت نکرده ایم بلکه راجع به دسته ای که نقاب مذهبی به صورت زده بحث نموده ایم وی در
کمال صراحت بر روی منبر اعتراف می کند که از نوکران جنگ سرد و با حاسوسان خارجی روبط نزدیک
دارد و با صدای رسا می گوید

به آمریکایی ها پیام دادم که مسلمانان با توده ای ها مبارزه کرده اند و شما اگر بخواهید از بهاییان حمایت نمایید
مثل این است که توده ایها را که دشمن آمریکا هستند تقویت کرده اید

بدینسان محمد تقی فلسفی خود را یکی از عوامل آمریکا برای مقابله با اندیشه های کمونیستی و سوسیالیستی در
ایران می شناساند و به کنایه سیاست جنگ سرد آمریکا و متحدان از اروپاییش را وسیله ای برای مبارزه با
بهاییان و سرکوب آنان را هم مزورانه در راستای همان سیاست جنگ  سرد قالب می کند

بدین معنی که مبارزه با بهاییان یک سبقه دینی ندارد و تنها یک مبارزه برای حفظ یکپارچگی ایران بلکه جزیی
از مبارزه علیه کمونیسم جهانی است

علی دشتی : ترورهای فدائیان اسلام ایران.صفحه هفت

اسامی کتابها  . خاطرات حجة الاسلام محمد تقی فلسفی بصورت مصاحبه با سید حمید روحانی زیارتی
تنظیم یافته و در مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است این کتاب حاوی مطالب فروانی پیرامون
دشمنیهای فلسفی و آیت الله بروجردی و سایر آیات عظام و روحانیون سرشناس علیه همه اقلیتهای مذهبی
و احزاب سیاسی ایران است

در مورد بهائیان در سراسر کتاب و بویژه از صفحه 194 ببعد مشروحاً و بی پرده از  دسیسه ها و
توطئه های خود برای سرکوب و نابودی بهائیان اعتراف کرده است

مطلب بالا بخش ناچیزی از اعتراف اوست در صفحات 199 و 200 چاپ چهارم 1382 از انتشارات
مرکز اسناد انقلاب اسلامی

پیرامون نقش آیت الله بروجردی و دیگر آیت عظام در سرکوب و اصولاً بهائی ستیزی در سراسر ایران
مراجعه کنید به کتاب دکتر محمد مصدق و بهائیان تألیف بهرام چوبینه انتشارات نشر کتاب در لس آنجلس
. تاریخ انتشار 2009

در کتاب آیین بهایی یک نهضت سیاسی نیست ناشر محفل روحانی ملی بهاییان آلمان پس از رد سیاسی
بودن این آیین به ایراداتی که سران چمهوری اسلامی به بهاییان می گیرند جواب داده شده و از جمله
نویسنده و یا نویسندگان  این کتاب متذکر می شوند که در دوران  مجلس آخوندی دولت گذشته داشته اند

در 1320 -1941 عده ای از بهاییان یزد به اتهام بهایی بودن به زندان می افتند ..در سال 1322 1943
مراکز بهایی در شهرستانها تصرف و برخی تخریب می شوند. در سال 1325--1946 در کاشان و
شاهرود عده ای از بهاییان به قتل می رسند و قاتلین دستگیر نمی شوند
در سال 1330- 1951 جهاد علیه بهاییان اعلام می گردد و آنان را به همبستگی با کمونیستها متهم می
کنند..پس از سخنرانیهای شیخ محمد تقی فلسفی در سال 1334 --1956 به سبب این اقدامات بهاییان به
سازمان ملل شکایت می کنند .
در فاصله 1956-تا 1963 اجتماعات بهاییان از طرف دولت غیرقانونی اعلام می گردد و سرانجام در
پستامبر سال 1357-1978 ساواک ترتیب یک قیام ضد بهایی را در شیراز می دهد
و هدف آن است که انقلاب را منحرف و به یک شورش ضد بهایی نمایند
بیش از سیصد خانه بهائی تاراج و سپس به آتش گشیده می شود. 

Samstag, 21. April 2012

علی دشتی : ترورهای فدائیان اسلام. صفحه شش

مصاحبه کننده از دخالت آیت الله بروجردی در جریان مبارزه خیلی شدید و علنی با بهایی ها  بهد 28
مرداد سئوال می کند .دکتر حائری یزدی جواب می دهد : آیت الله بروجردی نقش عمده را داشتند
عرض کنم که آن وقت آقای خمینی جزو تزدیکان آقای بروجردی است.

هنوز رابطه اش با آقای بروجردی به هم نخورده بود . حد اقل یک بار در آن قضیه آقای خمینی از
طرف آقای بروجردیبه در بار رفت و شاه را ملاقات کرد بعد از این که شاه را ملاقات کرد من خودم
ایشان را دیدم آقای خمینی را دیدم خودش برای من تعریف کرد گفت که بله از طرف آقای بروجردی
رفتم شاه را ملاقات کردم
در ان جلسه آقای خمینی واقعاً خیلی شاداب و نیرومند به نظر می رسید . آقای خمینی به طوری که برای
خود من نقل کرد گفت بله من به اعلیحضرت گفتم که شاه فقید پدر تاجدار فقید شما این گروه ضاله بهائی
را دادبه طویله بستند. آقای خمینی ادامه داد. و الان هم مردم ایران همان جریان را از شما انتظار دارند
این مطلبی بود که خود آقای خمینی برای بنده نقل کردند

عرض کنم که آقای بروجردی با شاه توطئه کرده بود که یک مقدار زیادی اینها را کنترل کند
از جمله این که مرکز تبلیغاتشان را که همان حظیرة القدس در خیابان حافظ است گرفته بودند توطئه چیده
بودند با خود شاه که این کار را بکنند
به فلسفی هم دستور داده بودند که برود بالای منبر توی ملت ماه رمضان در مسجد شاه مردم را آماده برای
این کار بکند و این کار را هم کردند

دکتر مهدی حائری یزدی با آگاهی و دانسته چندین بار واژه توطئه بین شاه و آیت الله بروجردی علیه بهائیان
را تکراتر می کند. حیرت انگیز است که شاه کشور مشروطه برای آزار شکنجه و قتل نیم میلیون مردم بی
گناه و ملت دگر اندیش کشورش با ملایان به توطئه و ساخت و پاخت سرگرم می شود
در حالی که همه از پیر و جوان در ایران می دانستند که بهائیان هیچ مخالفتی با حکومت مشروطه نداشته و
ندارند و از دشمنان شاه بشمار نمی رفتند

واعظ مشکوک و معروف حجت الاسلام محمد تقی فلسفی در خاطرات خود یاد آور شده است که سخنرانیهای
او علیه بهاییان با توافق قبلی آیت الله بروجردی و محمد رضاشاه صورت گرفت .فلسفی در مصاحبه ای با
خبرنگار اتحاد ملی یکی از روزنامه های طرفدار جبهه ملی در اردبیهشت 1334 در باره ملاقات خود با
آیت الله بروجردی گفت: قبل از اینکه ماه مبارک رمضان پیش آید به قم مشرف شدم و در آنجا آیت الله بروجردی
را بسیار ملول دیدم و گفتند حالا که قضیه نفت حل شده و کار توده ای ها به انجام رسیده باید برای بهاییان فکری
کرد و قد علم نمود

محمد تقی فلسفی در خاطرات و مبارزات خود اعتراف می کند که از بی توجهی دولتهای وقت و شاه به مساله
بهائی ها آیت الله بروجردی را بسیار ناراحت و متأثر ساخته بود
بطوری که ایشان بعد از ماه رمضان سال 1333 شمسی نامه ای مرقوم فرمودند که شاه را ملاقات کنم و اعتراض
و گله مندی معظم له از وضعیت بهائی ها را به اطلاع او برسانم در اینجا نامه آیت الله بروجردی آمده است که چون
ارتباط با قضیه قتل عام ابرقو داشت و نگارنده در کتاب دکتر محمد مصدق و بهائیان نقل کرده ام و اکنون لزومی
نمی بینم که بنقل دوباره آن بپردازم در سال 1343 قبل از شروع ماه مبارک رمضان به آیت الله بروجردی عرض
کردم که آیا شما موافق هستید مسئله بهائی ها را در سخنرانی های مسجد شاه که بطور مستقیم از رادیو پخش می
شود تعقیب کنم؟

ایشان قدری فکر کردند و بعد فرمودند : اگر بگوئید خوب است . حالا که مقامات احتمالاً نابودی بهائیان را گوش نمی
کنند اقلاً بهائیهان در برابر افکار عمومی مضروب و در هم کوبیده شوند. ایشان گفتند لازم است قبلاً این اقدامات را
به شاه بگوئید که بعداً مستمسک به دست او محمد رضا شاه نیاید که کار شکنی بکند و پخش سخنرانی از رادیو قطع
گردد زیرا این مطالب برای مسلمانان خیلی گران خواهد بود و باعث تجری هر چه بیشتر بهائیها می شود .

بر این اساس دو سه روز قبل از ماه رمضان به دفتر شاه تلفن کردم و وقت ملاقات خواستم . در ملاقات با او محمد
رضا شاه گفتم : آیت الله بروجردی نظر موافق دارند مسئله بهائیان که موجب نگرانی مسلمانان شده است در
سخنرانیهای ماه رمضان که از رادیو پخش می شود مورد بحث قرار گیرد .

آیا اعلیحضرت هم موافق هستند؟؟ به روایت فلسفی شاه لحظه ای سکوت کرد و بعد گفت بروید بگوئید

فلسفی از سال 1327 علیه حزب توده در ماه رمضان سخنرانی می کرد و قلع و قمع بابیان و بهاییان همیشه خواسته
قبلی ملایان و شرکای دیوانی آنها بود و در همان ایام نیز در تهران و شهرستانها شایع بود که سرکوب بهاییان و
تخریب مراکز اداری و دینی بهاییان در برنامه دولت است اما تا رمضان سال 1334 زمان آن نرسیده بود

Freitag, 20. April 2012

علی دشتی :ترورهای فدائیان اسلام .صفحه پنج

اصولاً شایع کردن این فکر مزورانه که هر اندیشه غیر اسلامی ساخته بیگانگان است. از مغز کپک
زده ملایان سرچشمه می گیرد . آنها همواره میل داشته اند آنچه را اسلامی نیست و مانعی برای قدرت
گیری دکانداران دین شیعی در ایران می شود

ضد ایرانی و بیگانه بخوانند این بیگانه سازی مزورانه و حیله گرانه و پراکندن تخم نفاق و دشمنی
تنها دامن اقلیتهای دینی و یا احزاب مترقی و چپ مستقل را نگرفت بلکه خود دولت و حکومت مشروطه
نیز در دراز مدت به زیر سئوال رفت و سبب شد که سرانجام ملایان در سطح وسیعی انقلاب ملی و
مردمی مشروطیت ایران را که علیه قدرت روحانیت و حکومت استبدادی قاجاریه انجام گرفته بود

از ساخته های روس و انگلیس بنامند و به تبلیغ این فکر بی پا بپردازند که حکومت مشروطه و قوانین
غیر شرعی از بنیان با دین مبین اسلام و تاریخ ایران در تضاد است

گفتیم که پس از کودتای 28 مرداد ملایان سهم ویژه دستگاه و دکان روحانیت را از شرکت در کودتا می
خواستند و این تنها با سرکوب بهاییان ممکن بود

دکتر مهدی حائری یزدی فرزند آیت الله عبدالکریم حائری یزدی مرجع تقلید شیعیان و بنیاد گذار حوزه علمیه
قم پس از طلبگی در حوزه قم و اخذ درجه اجتهاد در آمریکا و کانادا به آموختن فلسفه غرب پرداخت و سپس
بتدریس و تحقیق در زمینه های فلسفی مشغول شد

دکتر حبیب لاجوردی خاطرات دکتر مهدی حائری یزدی را در سلسله طرح تاریخ شفاهی ایران وابسته به
مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد به صورت گفت و گو منتشر کرده است که قسمتهایی از آن به
وقایع پیش و پس از 28 مرداد نقش روحانیون در سقوط دکتر مصدق و ساخت و پاختهای پنهانی شاه و
بروجردی و توطئه آنان علیه بهائیان یک اقلیت دینی ایرانی جالب توجه و بسیار تکان دهنده است

دکتر مهدی حانی یزدی پیرامون نظریه ولایت فقیه معتقد است که اینها حکومت اسلامی با این تفسیر به هیچ
وجه ریشه ندارد. نخیر حد اقل من نتوانسته ام مدرکی در عقل کتاب و سنت برایش پیدا کنم

وی رابطه بسیار نزدیکی با آیت الله بروجردی داشت و بیان میکند که آقای بروجردی در مسائل مذهبی دستور
می داد به حکومت و هیئت حاکمه هم دستور او را انجام می داد ..مثلاً دکتر مصدق را تأیید نکرده یا نمی کرد
ولی شاه را وقتی که از ایتالیا آمد تأیید کرد

دکتر مصدق هم خیلی از ایشان احترام میکرد تا آنجا که از قانون اختیارات خودش استفاده کرد و یک قانون
خاصی برای آقای بروجردی وضع کرد که هر روزنامه ای که اهانت  به مرجع تقلید بکند بدون محاکمه
روزنامه اش تعطیل خواهد شد.

این قانون را ایشان فقط بخاطر آقای بروجردی وضع کرد که حتی آقای ایت الله کاشانی از این جریان بدش آمد
یکی از جهانی که آقای کاشانی رابطه اش با دکتر مصدق به هم خورد همین مسئله بود که دکتر مصدق جانبداری
آقای بروجردی را کرد

دکتر حائری یزدی خاطره ای آیت الله میر سید محمد بهبهانی نقل میکند که بسیار خواندنی و عبرت انگیز است
زیرا با توجه به گفته ایشان آیت الله بهبهانی از نقشه و وقایع روز کودتای 28 مرداد با خبر بوده است
ایشان اعتراف کی کند

درست صبح روز 28 مرداد هنوز آفتاب نزده بود تلفن خانه ام صدا کرد
از خانه آیت الله بهبهانی به ایشان پیغام می دهند که فوراً بیایید به خانه آیت الله بهبهانی . ایشان یک کار واجبی دارند

مهدی حائری یزدی به آنجا می شتابد و آیت الله بهبهانی میگوید

شما همین امروز صبح بروید به قم پیش آقای بروجردی و از طرف من بگویید که آقا مملکت در شرف اضمحلال
است در شرف از بین رفتن است برای این که صحبت جمهوری این مملکت است . شاه رفته بیرون و همین امروز
و فردا است که اصلاً تمام اوضاع و احوال مملکت به هم بخورد . اصلاً مملکت دیگر می افتد آن طرف پرده آهنین
نه اسمی از دین خواهد بود نه اسمی از ایشان نه اسمی از مرجعیت نه اسمی اصلاً از اصل دین اصلاً کمونیستی
می شود ایشان هر چه زودتر یک  فکری بکنند . یک دست خطی یک حکمی صادر بکنند که بالاخره مردم آگاه
بشوند از این حقیقت بیاید جلوی توده ای ها را بگیرند

خلاصه نگذارند که مملکت کمونیستی بشود عرض کنم حضورتان که آیت الله بروجردی البته به همان نحوی که
بهایی ها را مخل امنیت و استقلال ایران میدانست توده ای ها را  هم می دانست و به همان ترتیبی با بهایی ها
مبارزه می کرد با توده ای ها هم مبارزه می کرد



Sonntag, 8. April 2012

ترورهای فدائیان اسلام : سرکوب بهائیان : صفحه چهارم

تعقیب و کشتار بابیان و بهاییان از سرگرمیهای روزانه ملایان و پادشاهان قاجار بود. روند بابی و
بهایی کشی تا اواخر دوران قاجار به بهانه های دینی و سیاسی ادامه داشت بابیان در جنبش مشروطیت
ایران سهم چشمگیری داشتند و می توان ادعا کرد که تلاشهای آنان در ایجاد انقلاب مشروطه ایران
بسیار کارساز بود

اما این واقعیت نه به این معنی ست که بهاییان طرفدار مشروطیت نبودند بلکه می باید چنان تعبیر گردد
که رهبران بهایی تأکید داشتند که بهاییان در سیاست دخالت نکنند تا بلکه جامعه نو بنیاد بهائی از آسیب
مسلمانان متعصب در امان بماند.
بهائی ستیزی در عمق جامعه ایرانی ریشه ای تاریخی داشت و تا کنون موجود است

در زمان رضاه شاه بهایی کشی در چند شهر ایران اتفاق افتاد . اما بطور کلی تعقیب بهاییان در آن دوران
از سیاستهای دوران رضاشاهی به شمار نمی رفت. رضا شاه در پی محدود ساختن قدرت روحانیت فرقه
شیعه بود .
در دوران رضاشاه اندیشه ملت شدن گسترش یافت و تا حدودی اندیشه اسلامی امت جای خود را به ملت داد
کشور می رفت تا همه ساکنان آن خود را ایرانی بدانند بدون آنکه مذهب مرام سیاسی و یا قومی در آن دخالت
آشکاری داشته باشد. اما در سالهای پس از سقوط رضاشاه آهسته آهسته این سیاست به فراموشی سپرده شد
و بازگشت فکر بی پای امت اسلامی به حوزه سیاست رسوخ کرد
جنگ سرد بین دو قدرت بزرگ جهانی شرق و غرب این سیاست را به ایران تحمیل کرد و در میان رجال
سیاسی ایران گسترش یافت

جمعیت فداییان اسلام پس از خروج رضاشاه از کشور برای مقابله با چپگرانی و بهاییان در ایران تأسیس گرید
در دو دهه بیست و سی تعقیب اقلیتهای مذهبی به ویژه بهاییان به بهانه مخالفت با افکار شبه مذهبی و
سوسیالیستی دولتهای پس از شهریور 1320 و شاه را در کژ راهه امت اسلامی انداخت و آنها را آشکارا در
مخالفت با آرمانهای انقلاب مشروطیت و اصول قانون اساسی دولت مشروطه قرار داد

تقریباً همه رجال سیاسی وابسته و ملی به گسترش این بیراهه سیاسی کمک شایانی کردند و به بیگانه ساختن
جامعه مدنی ایران ازآرمانهای دموکراتیک جنبش مشروطیت ایران شتاب بخشیدند . فرصت مغتنی برای
استحکام دموکراسی در ایران از دست رفت و کسب رأی مردم برای پشتیبانی از اصلاحات و رفورم حتا در
محدوده کنترل شده آن از چنگ شاه و دولت خارج گردید

با خروج رضاشاه رضاشاه زدایی با شدت هر چه تمامتر آغاز شد . دستگاه روحانیت چون موریانه به
خاییدن ارکان دموکراسی نو پای ایران مشغول و تمامی جلوه های زندگی مدرن و اندیشه تجدید ترقی و
آزادیخواهی بازیچه دست ملایان ارتجاعی در ایران گردید . دستگاه روحانیت فرقه شیعه با کمک همه
زمامداران پس از شهریور 20 در پی بازگشت زنان به زیر چادر و چاقچور و خواستار تعطیلی مدارس
مختلط بود
کانونها و انجمنهای تبلیغات اسلامی بظاهر برای نشر حقایق و احکام اسلامی در سراسر کشور افتتاح گردید
و به انتشار جزوات و روزنامه های دینی روزانه هفتگی و ماهانه با پسوند اسلام و یا اسلامی مشغول شدند

در مجموع عقده دیرینه ملایان پس از ظهور جنبش بابی و سپس بهایی دوباره در ایران سر باز کرد و میدان
برای ابراز نفرت و دشمنی علیه اقلیتهای مذهبی به ویژه بهاییان و همچنین برای بر اندازی اندیشه بیداری و
روشنگری ایرانیان فراختر گردید .
تبلیغات اسلامی و تعلیمات دینی با پافشاری مراجع تقلید در برنامه دروس دبستانها و دبیرستانها گنجانده شد
تمامی این فعالیتها در تهران و شهرستانها در دهه بیست و پس از آن گرد محور دشمنی و سرکوب بهاییان
احمدکسروی و طرفدارانش و حزب توده و هوادارانش دور می زد که زیر نظر دولت و در بیشتر مواقع با
کمک دولت انجام می گرفت .
در حقیقت این دستگاه روحانیت بود که فکر دایی جان ناپلئون را در ایران ریشه دار ساخت که هر چه در
ایران انجام می گیرد ساخته قدرتهای خارجی است آثار جعلی و ساختگی چون یادداشتهای کینیاز دالگورکی که
ساخته قلم خیال پرداز علی جواهر کلام است با کمک مالی آستان قدس رضوی و تشویق مراجع فرقه شیعه
چاپ و انتشار یافت . انتشار این کتاب جعلی تنها یکی از بیشمار ترفندهای دستگاه روحانیت علیه بهاییان بود


Samstag, 7. April 2012

ترورهای فدائیان اسلام : صفحه سوم

چهره اجتماعی وی را در میان مردم خدشه دار ساخت . به ویژه آنکه کودتا وسیله بیگانگان طراحی
شده و با همگاری عوامل داخلی به پیروزی رسیده بود . به هر روی کودتای ۲۸ مرداد زخم عمیقی
در عمق جامعه ایران ایجاد کرد و نیز اعتماد به نفس شاه را از او گرفت

شاه برای باز سازی جایگاه و اسمرار پادشاهی خود از همه امکانات اقتصادی سیاسی اداری نظامی
و فرهنگی کشور سود می برد و در اوج قدرت به جای آنکه در پی استحکام اصول قانون اساسی
کشور مشروطه باشد به خودشیفتگی دچار و بدل به دیکتاتوری علاقمند به اصلاحات و رفورم با
پنجه های آهنین گشت. . وی هر گونه انتقاد را حتا از جانب کسانی که به او و نظام مشروطه وفادار
بودند ناشنیده می گرفت و منتقدین را زیر عنوان اقدام علیه امنیت کشور تار و مار کرد و از خود راند

شاه می بایست حکومت کند.

این خواسته کودتاچیان و شرکای خارجی و داخلی کودتا بود .شاه پیش از کودتای ۲۸ مرداد چندان دخالتی
در انتخابات و تعیین نخست وزیران نداشت . اما پس از آن نمایندگان مجلس و نخست وزیران با انتخابات
ساختگی و تقلبی به قدرت می رسیدند. آنان نماینده ملت ایران نبودند . پس باید مانند هر حکومت استبدادی
مشروعیت و مقبولیت ملی را با وسایل غیر دموکراتیک به دست می آوردند . نخست فرمانداری نظامی و
سپس ساواک تشکیل شد و شاه بدنام ترین و بی بند و بارترین امیران ارتش تیمسار تیمور بختیار را که
پیشینه زشتی از خود در دوران فرمانداری نظامی به جای گذاشته بود و خود را فراتر از قانون و حقوق
انسانی می پنداشت و در خیال تنها خود را لایق حکومت می دانست به ریاست سازمان امنیت و اطلاعات
نوپای کشور منصوب ساخت

کودتاچیان سهم خود را می خواستند امریکا و انگلیس به سرعت قرار داد کنسرسیوم را با دولت بستند.
مراجع تقلید که بعد از سفر شاه به رُم روضه دو طفلان مسلم خوانده بودند و بزرگترین حامیان کودتاچیان
و موتور فروپاشی دولت دکتر مصدق بودند اکنون پس از کودتا توقعات دیگری داشتند. هر چند که
روحانیون از سرکوب حزب توده و تعقیب اقلیتهای مذهبی به ویژه بهائیان در دل احساس شادی و سرور
می کردند ولی از شاه توقع داشتند که به قدرت روحانیون و اقتدار دکانداران دین توجه ویژه ای نشان دهد
شاه طبق قانون اساسی مدافع فرقه تشیع دوازده امامی بود پس چاره ای نداشت که به آنچه که ملایان می
خواستند عمل کند

پیش از آنکه به روند تحولات سیاسی مذهبی ایران پس از ۲۸ مرداد ادامه دهیم و به زندگی و نقش علی
دشتی اشاره نماییم لازم است کمی به گذشته ای نه چندان دور بازگردیم این سفر کوتاه تاریخی بدین سبب
مهم می نماید که ما را با سرشت این تحولات و بازیگران آن تا اندازه ای آشنا می کند
این گریز که شکیبایی خواننده را می طلبد در پایان سنجش و داوری را پیرامون علی دشتی و تحولات
سیاسی مذهبی ایران آسانتر می نماید