Samstag, 28. Februar 2015

اینجا کسی برایی کسی کس نمی شود

وقتی نقاب محور یک رنگ بودن است
معیار علم ورزی ما سنگ بودن است

دیگر چه جایی دلخوشی و علم ورزیی است
اصلاً کدام احمق از این علم راضی است

ما را به ابتذال مفدیسم کشیده اند
روح ما را به مسند پوچی کشانده اند

این علم نیست فاجعه قرن آهن است
من بو ایدئولوژی که عاقبت اش نیست بودن است

تا این استادن ریا کار زنده اند
این گرگ سیرتان جفا کار زنده اند

یعقوب درد می کشد و کور می شود
یوسف همیشه وصله ناجور می شوند

اینجا نقاب شیر به کفتار می زنند
منصور را هر آینه بردار می زنند

اینجا کسی برای کسی کس نمی شود
حتی عقاب در خور کر کس نمی شود

دیرییست رفته اند اسیران قافله
ما مانده ایم قافله مغدیسمان قافله

اینجا دگر چه باب من و پایی لنگ نیست
باید شتاب کرد وقت درنگ نیست

جایی که سهم مرد بجز ایدئولوژیک نیست
حق با تو بود سکوت ما عاقلانه نیست


تصویری چپ سنتی بخش اسناد از دانشگاه تهران

موقعی که خمینی بقدرت رسید بسیاری از عناصر چپ سنتی در ایران از جمله علی محمد فرخنده جهرمی
به خدمت سپاه پاسداران و حزب الله در آمدند و بسیاری از دگر اندیشان و حتی جریان های چپ سنتی
دیگر را لو می دادند تا مقبول آخوندها و روحانیون کشور ایران شوند. و

کارگردانان رژیم پس از استفاده از این افراد سپس در صدد برآمدند که همین افراد را سرکوب و نابود کنند
عده ای از این افراد که صادق و صمیمی بودند ضمن بازنگری به بینش و منش حاکم در این جریان ها در
راه غنای فرهنگ دمکراسی گام برداشتند رجوع شود به بخش اسناد نامه آقای دکتر مسعود نقره کار اما
برخی از عناصر که نقش چماقداران را برعهده داشتند پس از چند انتقاد نشاط انگیزه مدعی شدند که
دمکرات شده اند و برای اثبات این ادعا نه تنها سازمان پر افتخار خود را منحل کردند بلکه به اتفاق چند نفر
از افراد که از نام و نشانی برخوردار بودند مشترکاً مجله انتشار دادند و برای به اصطلاح دفاع از آزادی و
حقوق بشر مقاله نوشتند و برای تطهیر خود علیه متحدین سابق خود روحانیون و آخوندها نطق و خطابه
کردند و با آزاد اندیشان زیر اعلامیه ها امضا کردند. و

اما از آنجائی که جوهر فرهنگ انسانی برخی از این با بینش و منش حزب الله ایرانی عجین شده است خیلی
زود ماهیت اصلی خود را در سازماندهی زد و خورد ها اهانت و بی حرمتی به دگراندیشان نشان دادند. و

علی محمد فرخنده جهرمی که هنوز برای پنهان کردن ماهیت خود با نام مستعار علی کشتگر زندگی می کند. و
در مجله ای که بنام میهن در پاریس انتشار میدهد در شماره 11 تیرماه 1374 به قریب هشتاد نفر از شرکت
کنندگان کنفرانس ملی که در آن حدود پنج نفر نیز از طرفداران سلطنت پادشاهی حضور داشتند اهانت می کند
و دست به ترور شخصیت افراد میزند و ماهیت جزب اللهی خود را آشکار می سازد رجوع شود به بخش
اسناد . و

جالب توجه است که مدافعان ایرانی حقوق بشر نیز که با چنین عناصری نشست و برخاست دوستانه دارند و
با چنین عناصری اعلامیه مشترک صادر می کنند همکاری با این عناصر و چنین لجن نامه ای را یک امر
عادی تلقی می کنند. و بیهوده نیست که حقوق بشر در ایران ارزش و اعتباری پیدا نکرده است. و

 سیر تحول جنبش چپ سنتی ایران و عوامل بحران مداوم آن: صفحه 223
از حسن ماسالی

بولتن مباحثات شماره 8 سازمان چریکهای فدائی خلق ایران اسفند 1365

باز هم اپورتونیست راست
در نشریه کار 205 مقاله ای تحت عنوان متحدین پرولتاریا در عرصه بین المللی به چاپ رسیده است که 
باعث نگرانی و اعتراض جمع وسیعی از هواداران سازمان در خارج از کشور ایران شده است. و نگرانی 
از آن جهت که پس از پشت سرگذراندن مشکلات بیشمار در مبارزه و مرزبندی قاطع با اپورتونیسم راست
پس از طرد مبلغان نظری خط راست از صفوف سازمان اینبار در ارگان سراسری مقاله ای بچاپ می رسد
که پیروی از رهنمودهای آن راهی جز نفی خط دو و اتحاد مجدد با جریانهای اکثریتی چون فرخ نگهدار و 
کشتگر برای ما باقی نمی گذارد. و

طبیعی است ما نیز در پیروی از اصول اولیه مارکسیستی به رغم اتهاماتی که نویسنده به کلیه مخالفان 
خود وارد می سازد به اصول انترناسیونالیسم پایبندیم و دقیقاً از همین زاویه است که به مخالفت با لجن تند 
و تهدید  آمیز مقاله و نتیجه گیریهای آن برخاسته ایم زیرا معتقدیم هرکس که برخود نام انترناسیونالیست
می گذارد باید با اشکال مختلف اپورتونیسم دشمنی نشان دهد و یکایک اشکال آنرا برشمرد و مخالف مصمم
و پیگیر اپورتونیسم باشد. و

در بولتن 7 صفحه 43 و بر این باوریم که امروز چه در سطح ملی وخواه در سطح بین المللی اپورتونیسم
راست خطر عمده ای است که باید با آن به مبارزه برخاست. و 



Donnerstag, 26. Februar 2015

تصویری چپ های سنتی ایران از دانشگاه تهران

دانشگاه دچار هیجان و تحت تأثیر جو سیاسی مملکت قرار داشت. در هر دانشکده ای حداقل دو اتحادیۀ
دانشجویی درست شده بود. یکی ظاهراً تحت نفوذ و رهبری حزب توده و دیگری با هدایت میلیون و
شاید هم زیر پرده راست گرایانی از قماش سیدضیاء و جمال امامی شلوغ چی ها و لابد خبر چین ها
هم در هر دو دسته بودند. و

دانشجویان شهرستانی هم هر استانی برای خودش یک اتحادیه درست کرده بودند. در دانشکده حقوق
که ما بودیم دو اتحادیه بود یکی به نام اتحادیه دانشجویان ایران که در رأس آن از دانشجویان کسانی مثل
رحیم متقی ایروانی, بعداً سرمایه دار بزرگ و صاحب گروه صنعتی عظیم و متفذ کفش ملی و علیرضا
صاحب آفتابه وردار دکتر احمد متین دفتری و بعداً عضو عالیرتبه بیمۀ ایران و بالاخره مدیر عامل
بانک ایران و عرب قرار داشتند و دیگری اتحادیه دانشجویان دانشکده حقوق ؛ ا.د.د.ح.؛ که ظاهراً تحت
رهبری حزب توده بود و در رأس آن از دانشجویان: ابوالحسن صیرفی و محمد علی شهریار و هادی
هدایتی و زینی حائری, که خیلی هم چپ سنتی می زدند. و

یادم می آید وقتی که در ایتالیا مردم برای جمهوریت رأی داده بودند, صیرفی پیشنهاد می کرد که به این
مناسبت باید دانشجویان در دانشگاه جشن بگیرند. این ابوالحسن صیرفی بعدها قبل از کودتای 28 مرداد
روزنامه نویس ضد مصدق شد و در جریان کودتا همکار سرلشکر زاهدی و پس از پیروزی کودتا مدیر
عامل بیمه ایران و محمد علی شهریار هم یار غار او لفت و لیس چی بیمۀ ایران و هادی هدایتی هم پس
از گرفتن لیسانس حقوق در سال 1325 به فرانسه رفت دکترای تاریخ گرفت و پس از بازگشت به ایران
بدواً شد مصدقی و سپس با پیش آمدن کودتای 28 مرداد شاه پرست دو آتشه و بالاخره در سال های چهل
در حاشیۀ حسنعلی منصور و گروه مترقی می پلکید. با نخست وزیر شدن منصور او هم مدیر عامل بیمۀ
ایران شد و بالاخره در کابینۀ هویدا به سمت وزیر آموزش و پرورش انتخاب گردید. و

خیلی حکایت در این  یک صفحه گنجانده شده شاید بهتر بود این آقایان را در یک جریان طولانی با
کارهایی که کرده و تغییر جهت هایی که داده اند تصویر می کردیم اما اگر بخواهیم چنین بکنیم از غرض
اصلی همانا نوشتن های خاطرات مشترک با دوست من باقر شاه است به کلی دور می افتم و به علاوه از
این قبیل آدم ها در همه جای دنیا بوده و خواهند بود و من و تو هم هر چند اسم و آوازه ای پیدا نکردیم از
آدم های همین مملکت هستیم هر کداممان به نوعی گرفتار این بند بازی ها که شاعر می فرماید: کاسه
آسمان ترک دارد. و

اما این توضیح چیزی از خجالت من نمی کاهد که به جای تصویر کردن آدم های بزرگوار دارم ذهن
فرزندان عزیزم را با این لااطائلات پر می کنم, مرا می بخشی و مخصوصاً به فامیل های من توصیه
می کنید که مرا ببخشد. به او بگوید که جعفر با آدم های خوب هم سروکار داشته و قول داده است که از
آنها هم چنانکه در خور است یاد کند. و
برگردیم به شلوغی دانشگاه چه سال های خوبی بود و چه دانشجویان سرزنده و فعالی همان متقی ایروانی
در همان شرایط دانشجویی یک موش کلی قیمت داشت. او یک مجله تر و تمیز منتشر می کرد به نام آئین
دانشجویان و توده ای ها هم در دانشگاه برای خودشان روزنامه ای داشتند به نام اتحاد دانشجویان یا نامی
شبیه به این و در حدود این مضمون. و

حوالی نیمه آبان ماه بود که مصدق بنا به دعوت ایروانی و دوستانش از اتحادیه دانشجویان ایران برای
سخنرانی به دانشگاه آمد. سخنرانی او را می شد در یک جمله خلاصه کرد:و

خروج فوری ارتش شوروی از ایران توده ای ها این سخنرانی را به هم زدند. سوت کشیدند هو کردند
و در محوطه جلوی دانشکده حقوق با تظاهر کنندگانی که پرچم سه رنگ ایران حمل می کردند و به نفع
مصدق و برای خروج ارتش شوروی شعار می دادند درگیر شدند. پرچم سه رنگ به وسیله توده ای ها
پاره شد که این قضیۀ تا وقتی که من دانشجو بودم و رد زبان مخالفین حزب توده که شما همان
بی وطن هایی هستید که پرچم سه رنگ ایران با نقش شیر و خورشید را پاره کرده اید, و تا مدت ها بعد
نیز تا وقتی که کودتای 28 مرداد واقع شد و توده ای و مصدقی و حزب ایرانی و جبهه ملی چی و
!سوسیالیست ایدئولوژیک پرست و حتی تنها سوسیالیست موجود در صحنه

چشم باز و گوش باز و این عّمی      حیرتم از چشم بندی ای ایدئولوژیک

جامۀ آلوده در آفتاب
محمد تقی دامغانی : و یراستار: باقر مؤمنی : از صفحه 76

Montag, 23. Februar 2015

سوگند نمایندگان مجلس ایران اصل 67

سوگند نمایندگان مجلس ایران ( اصل 67 ) و
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ایدئولوژی ولایت فقیه رهبر ایران
نمایندگان باید در نخستین جلسه به ترتیب زیر سوگند یاد کنند و متن قسم نامه را امضاء نمایند. و

Freitag, 20. Februar 2015

در سال 1962 کنگره جائی کنفدراسیون شکل گرفت

حسن ماسالی
نوزدهم فوریه 2015
خانم ها و آقایان
دوستان و رفقای عزیز
بسهم خود میخواهم از کوشش های برگزارکننده برنامه و گروه آزادیخواه خارج از کشور ایران که در برگزاری این نشست 
اقدام کرده اند, صمیمانه سپاسگزاری کنم, امیدوارم در آینده بتوانم با گوناگونی اندیشه, و با کار دستجمی راهکارهای علمی
.نوینی برای رهائی از واپسگرائی و ناکامی های سیاسی - مبارزاتی جستجو کنیم
نظریات خود را که ناشی از تجارب سالها مبارزه و افت و خیز مبارزاتی میباشد و سابقاً نیز انتشار داده بودم بشرح زیر
.ارائه میدهم

در سال 1962 کنگره جانی کنفدراسیون شکل گرفت به این معنی که اتحادیه ی دانشجویان ایرانی در ایالات متحده آمریکاه 
.با اعزام نمایندگان خود به پاریس با کنفدراسیون اروپایی اعلام وحدت کرد

همچنین تشکیلات دانشجویان ایران در داخل کشور نیز پشتیبانی و همبستگی خود را با  کنفدراسیون اعلام کردند. به این 
ترتیب کنفدراسیون اروپایی تبدیل به کنفدراسیون جهانی شد. و

از آنجایی که اکثریت تشکیل دهندگان کنگره ی کنفدراسیون از هواداران جبهه ملی بودند حامیان حزب توده سنتی به 
.رهبری پرویز نیکخواه و دکتر منوچهر ثابتیان در صدد بر آمدند که در کنفدراسیون انشعاب به وجود آورند

آنان قریب یک سال به تلاش خود ادامه دادند اما ابتدا در آلمان غربی مواجه با شکست شده و به ناچار در کنگره ی 
.فوق العاده ی فدراسیون آلمان نمایندگان کنگره ما را به عنوان هیئت دبیران فدراسیون آلمان دوباره تائید کردند

شکست و ناکامی افراد وابسته به حزب توده سنتی موجب شد که دوباره با شعار وحدت به کنفدراسیون برگردند. و

پرویز نیکخواه را از ایران می شناختم با همدیگر در دبیرستان ادیب درس می خواندیم او در رشته ریاضی و من در رشته 
طبیعی تحصیل می کردم هنگام بروز اختلافات در درون کنفدراسیون گاه  گاهی به عنوان دوست قدیمی به من رجوع 
می کرد و ابراز می داشت که بیائید با همدیگر آشتی کنیم. و

.من ضمن پافشاری بر اصول دموکراسی خواهی و احترام به کثرت گرایی با او وارد گفتگو می شدم

کنگره دوم کنفدراسیون جهانی در سال 1963 در شهر لوزان سوئیس برگزار شد. در این نشست پرویز نیکخواه و یارانش 
با شعار وحدت طلبی شرکت کردند. و
این نشست اهمیت تاریخی دیگری نیز داشت چرا که آقایان جزایری و محمد توسلی به نمایندگی از دانشجویان داخل کشور
ایران در آن شرکت داشتند. از این رو کنگره کنفدراسیون در لوزان به نام کنگره وحدت شهرت یافت. و

در آن زمان جناح های مختلف جبهه ملی ایران ضمن رقابت با دگراندیشان حاضر نبودند مخالفین خود را حذف کنند. به این 
ترتیب ما ضمن رقابت و مخالفت باز و آشکار با سیاست های حزب توده سنتی و شوروی افراد منتسب به آن حزب را در 
.تشکل های صنفی تحمل می کردیم

فکر می کنم روش درست و دموکرات منشانه ای بود و این سیاست موجب شد که تشکل های صنفی - دانشجویی در خارج 
از کشور رشد و گسترش یابند. متاسفانه بعدها با شکل گیری جنبش مائوئیستی و جنبش چریکی این مسائل به درون تشکیلات 
.صنفی- دانشجویی کشانده شد و انحصارطلبی گروهی موجب تجزیه و انشعابات مختلف در درون کنفدراسیون گردید
در واقع در دومین کنگره کنفدراسیون همه گرایش های فکری را پذیرفتیم و در صدد بر آمدیم که در راه اتحاد و همسویی 
.گام برداریم

در کنگره ی لوزان به اتفاق آرا پیام مهمی برای دکتر محمد مصدق ارسال شد که دکتر علی شریعتی آن را نگاشته و تدوین 
کرده بود. و

پنجاه سال مبارزه در راه آزادی جلد اول صفحه 137+ 138
خاطرات حسن ماسالی 

Montag, 16. Februar 2015

کنفدراسیون دانشجویی در جریان این فعالیت طولانی توانست

کنفدراسیون دانشجویی دو تظاهرات فراموش نشدنی سال 1967 در کشور آلمان و سال 1978 در آمریکا
از جمله فعالیت های مستمر و خستگی ناپذیر کنفدراسیون طی 20 سال حیات آن بود. کنفدراسیون در
جریان این فعالیت طولانی توانست از پشتیبانی و همکاری بسیاری از جوانان و دانشجویان شخصیت های
اجتماعی نام دار, سندیکاها احزاب و سازمان های مترقی و آزادیخواه برخوردار گردد, به طوری که
کنفدراسیون در میان این نیروها و در میان افکار عمومی این کشورها به سمبل مبارزه با رژیم شاه و
دفاع از حقوق مردم و آزادیخواهان و به حلقه ی آشنایی و همبستگی جهانیان با مردم ایران تبدیل گشت. و

تأثیر و نتیجه بلاواسطه ی این مبارزات در خارج برانگیخته شدن موجی بزرگ از اعتراض افکار
عمومی و شخصیت های اجتماعی سیاسی و فرهنگی آزادیخواه در اروپاه و آمریکا علیه دولت های غربی
و علیه حمایت آن ها از رژیم شاه ایران بود. در چنین شرایطی در شرایطی که ساواک و عملکرد آن حتا
برای شهروندان عادی این کشورهای نامی آشنا با کارنامه ای روشن بود در شرایطی که حتا بسیاری
از سناتورهای آمریکایی دیگر نمی توانستند حمایت آمریکا از این رژیم شاه ایران را توجیه کنند دفاع
رئیس جمهور آمریکا کارتر از رژیم شاه ایران کاری دشوار بود. و

در واقع مسئله ی ایران و حقوق بشر بارزترین آزمایش برای سنجش جدی بودن وعده های انتخاباتی و
سیاست خارجی رئیس جمهور آمریکا کارتر بود. و

گر چه در ارزیابی هایی که تا کنون از انقلاب 1357 و رویدادهای آن به عمل آمده است به این عامل مهم
یعنی فعالیت و مبارزه ی طولانی کنفدراسیون علیه رژیم شاه ایران در خارج از کشور توجه لازم نشده
است, ولی به هر حال واقعیت این است که این فعالیت از لحاظ بین المللی در محدود کردن امکانات مانور
رژیم شاه ایران و در جریان انقلاب در محدود کردن امکانات دخالت کشور آمریکا در حفظ رژیم ایران
نقشی پراهمیت داشته است. و

رئیس جمهور کشور آمریکا کارتر با سیاست دفاع از حقوق بشر یعنی با سیاست پافشاری کشور آمریکا
بر رعایت حقوق بشر توسط دولت های دوست هیچ گاه نتوانست به دلیل زمینه ای که در افکار عمومی
کشور آمریکا و اروپا علیه رژیم شاه ایران وجود داشت سیاست و برنامه ای معین و روشن در مورد
ایران تدوین و اجرا کند. و

در میان مشاوران و نزدیکان او از مسئولان سیاست خارجی تا شورا امنیت ملی نیز در چگونگی چنین
سیاست و برنامه ای تضاد و اختلاف نظر شدید حکم فرما بود. و
رئیس جمهور آمریکا کارتر تا ماه های آخر پیش از انقلاب به جای پیش برد یک سیاست روشن از یک
سو خجولانه از رژیم شاه ایران حمایت می کرد و از سوی دیگر شاه ایران را به کاهش فشار و خفقان
دعوت می کرد. و

انقلاب کشور ایران به این ترتیب در شرایط بین المللی مساعدی مراحل رشد و پیشروی خود را با شتاب
طی کرد و با این پیش روی شتابان شاه ایران و حامیانش را در مقابله با آن هر روز ناتوان تر ساخت
و تلاش برای حفظ رژیم را بی حاصل کرد. و

دستگاه رژیم کارتر پس از اعتلای بدون وقفه ی جنبش مردم ایران از تکاپو برای حفظ رژیم شاه ایران
چشم پوشید و با نشان دادن چراغ سبز به خمینی به تسلیم یا موافقت با روی کار آمدن رهبری انقلاب تن
در داد. و

این امر اما برخلاف برخی تصورات رایج به هیچ وجه به معنای کمک کشور آمریکا برای قدرت رسیدن
خمینی نبود. همان گونه که دیدیم آمریکا هنگامی از حمایت رژیم شاه ایران و تلاش برای حفظ آن دست
برداشت که دیگر هیچ امید و امکانی برای حفظ آن نبود. و

به کارگیری قهر توسل به کشتار و یا دخالت نظامی نیز با توجه به شرایط بین المللی و توازن قوای میان
دو ابر قدرت با توجه به اوضاع داخلی کشور آمریکا و حساسیت افکار عمومی آمریکا و سایر کشورهای
پیشرفته ی سرمایه داری و مخالفت آن ها با رژیم شاه ایران با توجه به تجربه ویتنام و نگرانی و وحشت
جامعه ی کشور آمریکا از تکرار آن و بالاخره با توجه به غلیان سد ناپذیر جنبش همگانی مردم که شاه
ایران و مجموعه ی دستگاه اداری نظامی آن را فلج ساخته بود. و

اقدامی اگر نه غیر ممکن ولی به هر حال بی حاصل بود. بنابراین منافع کشور آمریکا دیگر نه تلاش عبث
برای حفظ رژیم شاه ایران بلکه در کنار آمدن با رهبری انقلاب و یافتن راه های تأمین منافع و یا تأمین
بخشی از منافع خویش از چنین کانالی بود. و

Samstag, 14. Februar 2015

گروه آزادیخواه خارج از کشور ایران

اتحاد همبستگی با گروه آزادیخواه
همگی پیش بسوی آزادی ایران, میلیون ها مردم ایرانی در سراسر کشورهای جهان آینده خود را در دست گرفته اند و فعالانه
.برای کسب حقوق شهروند بودن خود و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی خود مبارزه می کنند
ما همبستگی با گروه آزادیخواه اعلام داشته ایم, در حال سازماندهی گروه  خود  هستیم و مبارزه ای مشترک و برخی هنوز 
فردی را به پیش می بریم و همواره ناچار به مبارزه علیه شرایط نامناسب زندگی خود و تلاش برای کسب رهایی و آزادی از
.رژیم استبداد جمهوری اسلامی ایران و ایدئولوژی ولایت فقیه رهبر ایران هستیم

تغییر و تحولات بزرگ سال های اخیر قادر نشده به معضلات و مشکلاتی که اکثریت مردم ایران با آن روبرو هستند  پاسخ دهند
برعکس این تغییر و تحولات در خدمت تمرکز ثروت و قدرت در دست تعدادی از افراد به قدرت رژیم جمهوری اسلامی ایران
شده است

در نیروهای سیاسی ما متاسفانه هنوز هستند بسیاری از مبارزین که به پذیرش سطحی نظرات سیاسی و خطوط کلی و 
.اساسی برنامه اکتفا می کنند
.هستند نیروهای سیاسی مبارز که هیچوقت و در هیچ زمان این وظیفه را یک امر جدی تلقی نمی کنند که گامی فراتر بگذارند
و نقطه نظراتی را که در اهداف خود را بدان متعهد و پایبند می کنند تعمیق بخشند و بنیادهای تئوریک مواضع سیاسی و اهداف
.و برنامه ای گروه آزادیخواه بشناسند
هستند هنوز بسیاری از مبارزین که بهانه کار عملی زحمت کار تئوریک به خود نمی دهند و هیچگاه حاضر نمی شوند خود را 
.به سلاح تئوریک گروه آزادیخواه مجهز نمایند
و این دسته از نیروهای سیاسی مبارز متاسفانه به دلیل سطحی اندیشه ی های سنتی باقی مانده از دوران پیشین و بقایای 
آموزشهای انحرافی سیاسی سنتی تئوری را امر رهبران و تئوریسینهای تلقی می کنند و خود به پذیرش تنها رئوس مطالب و در 
.حد سرفصلها و پذیرش شعارها اکتفا می ورزند
این نیروهای سیاسی مادام که با این نقطه ضعف خود برخوردی جدی نداشته باشند, همیشه و همواره در معرض خطر انحرافات
.غیر مردمی قرار خواهند داشت
بخصوص در مواضع بحران اتحاد و همبستگی و یا در پیچ های تند مبارزه طبقاتی که انواع انحرافات با پوششهای به ظاهر
.سیاسی و به اصطلاح متکی به اصول بنیادین تئوریک پا به میدان می گذارند
.خطر این انحرافات از هر زمان دیگری بیشتر خواهد بود. و جمهوری اسلامی ایران با هر جناح و دسته نابود باید گردد

جمهوری اسلامی ایران با هر جناح و دسته نابود باید گردد 
همبستگی اتحاد برای سرنگونی