Donnerstag, 18. August 2011

گذشته خمینی را بشناسید


دوستان عزیزم در اینجا ما دو ارزیابی از شخصیت خمینی را نقل می کنیم و سپس به
قسمتهایی از دو سخنرانی از وی می پردازیم تا به روح و روان او بیشتر آشناء شوید
و ببینید مردم به چه کسی آری گفتند و آگاهان در باره او چه گفتند هدف ما از این بحث
یاد آوری یک تجربه تاریخی است که تکرار آن می تواند فجایح 33 سال ادعا مردم
ایران تکررار کند.
برای دوری از چنین اشتباهاتی تنها باید آگاه شد و تحت یک نگرش باز نه تنها در دام
تبلیغات رژیم قرار نگیریم بلکه توطئه های دستگاههای خارجی نیز نتواند ما را از
اهدافمان منحرف سازد چه همین تبلیغات رژیم و شکاف در صفوف مردم عمر رژیم
را متضمن شده. برای ناآگاهی بهای سنگینی پرداخت می شود . رژیم اسلامی ایران
تنها رژیمی است که بقا خود را مدیون تضادهای اپوزیسیون آن است.
متاسفانه نه تنها این نا آگاهی در شناخت از خمینی گریبان مردم ایران را گرفت بلکه
نا آگاهی از شناخت ساختار حکومتی نیز این فاجعه را دوچندان کرد . و در دوازدهم
فروردین ماه 1358 در رفراندوم عجیب و غریبی برای نخستین بار در جهان از
مردم خواسته شد به رژیمی رای بدهند که در باره مشخصات و مرام نامه و هدف
های آن هیچگونه اطلاعی بدانان داده نشده بود
نخستین ارزیابی واقع بینانه از مشخصات روانی روح الله خمینی را در توصیفی می
توان یافت که محمد حسین هیکل روزنامه نگار و سیاستمدار سرشناس مصری پس
از دیدار خود با وی در مصاحبه ای با هفته نامه انگلیسی سندی تایمز از وی کرد
خمینی پدیده ای است از چهارده قرن پیش که با سرعت گلوله به قرن بیستم برخورد
کرده است .و آنچه از آن با عنوان بحران یاد می شود دقیقاً این است که این گلوله در
مسیر خود چیزهایی را در هم خواهد گوبید. آنچه میان خمینی و ایرانیان تحصیلکرده
می گذرد بحث یا گفتگویی بمفهوم واقعی کلمه نیست گفتگو میان تاریخ و تعصب است
در تحلیل دیگری که چندین روانپزشک آمریکایی و اروپایی بر اساس بر سیهای
متعد روانشناسی از وی کردند و گزارش از آن در نشریه امریکایی
بچاپ رسید خمینی بنوبه خود چنین توصیف شده بود
انتقامجو یکدنده لجوج بدگمان لبریز از حس کینه توزی در حدی که این حس در او جای
همه دیگر عواطف بشری گرفته است:
سخنرانی 26 مرداد 1358 در آستانه تعطیل کردن نشریات مستقل و نشریات گروه های
سیاسی و دادن دستور حمله و لشگر کشی به کردستان به همه نیروهای مسلح
اگر ما از اول رژیم فاسد را شکستیم و این سد بسیار فاسد را خراب کردیم به طور انقلابی
عمل کرده بودیم و قلم تمام مطبوعات مزدور را شکسته بودیم و تمام مجلات فاسد را تعطیل
کرده بودیم و روسای آنها را به محاکمه کشیده بودیم و حزبهای فاسد را ممنوع اعلام کرده
بودیم و روسای انها را به جزای خودشان رسانده بودیم چوبه های دار در میدانهای بزرگ
بر پا کرده بودیم و مفسدین و فاسدین را درو کرده بودیم این زحمتها پیش نمی آمد .
من از پیشگاه خدای متعال و ملت عزیز عذر می خواهم دولت ما انقلابی نیست ارتش ما
انقلابی نیست ژاندرمری ما انقلابی نیست شهربانی ما انقلابی نیست پاسداران ما هم
انقلابی نیستند من هم انقلابی نیستم . اگر ما انقلابی بودیم اجازه نمی دادیم اینها اظهار
وجود کنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام می کردیم تمام جبهه ها را ممنوع اعلام می
کردیم و یک حزب و آن حزب الله حزب مسضعفین تشکیل می دادیم و من توبه می کنم
از این اشتباهی که کردم و من اعلام می کنم به این قشرهای فاسد در سرتاسر ایران
که اگر سر جای خود ننشینند ما به طور انقلابی با آنها عمل می کنیم مولای ما امیر-
المومنین سلام الله علیه مرد نمونه عالم آن انسان به تمام معنا در عبادت آنطور بود در
برابر مستکبرین و کسانی که توطئه می کردند شمشیر را می کشید و هفصد نفر را در
یک روز چنانکه نقل می کنند از یهود بنی قریظه که نظیر اسرایئلیها بودند و شاید اینها
منظورش دگر اندیشان است
از نسل انها باشند از دم شمشیر می گذراند ما نمی خواهیم در ایران در دنیای اسلام و در
خارج کشور و جاهت پیدا کنیم ما می خواهیم به امر خدا عمل کنیم و رحمابینهم این توطئه
گرها در کردستان و در غیر ان در صف کفار هستند با آنها باید با شدت رفتار کرد .
دولت باید با شدت رفتار کند ارتش باید باشدت رفتار کند ژاندارمری باید با شدت رفتار کند
اگر مسامحه کنند ما با خود همین مسامحه گرها با شدت رفتار می کنیم
دادستان انقلاب موظف است تمام مجلاتی را که بر ضد مسیر ملت است و توطئه گر است
توقیف کند و نویسندگان آنها را دعوت کند به دادگاه و محاکمه کند موظف است کسانی را که
توطئه می کنند و اسم حزب روی خودشان می گذارند روسای آنها را بخواهند و آنها را
محاکمه کنند . فاسدها را سرکوب کنید.. عذرها را کنار بگذارید بروید توطئه گرها را سرکوب
کنید. دولت مسامحه نکند . ارتش مسامحه نکند پاسداران مسامحه نکند
سالروز تولد رسول اسلام سال 1360 یوم الله واقعی روزی است که امیر المومنین علیه اسلام
شمشیرش را کشید و خوارج را از اول تا به اخر درو کرد و تمامشان را کشت. ایام الله روزهائی
است که خداوند تبارک و تعالی یک زلزله ای وارد میکند یک سیلی را وارد میکند یک توفانی
را وارد میکند به این مردم شلاق میزند که آدم بشوند
امیر المومنین اگر بنا بود مسامحه کند شمشیر نمیکشد تا 700 نفر را یک دفعه بکشد.
در حبس های ما هم بیشتر از این اشخاص هستند که مفسدند . اگر ما اینها را نکشیم هر یکی شان
که بیاید بیرون میرود آدم میکشد آدم نمیشوند اینها .. شما علما چرا فقط سراغ احکام نماز و روزه
میروید؟
چرا هی آیات رحمت در قرآن را میخوانید و آیات قتال را نمیخوانید؟ قرآن میگوید بکشید حبس کنید
.چرا شما همان طرفش را گرفته اید که صحبت از رحمت میکند؟ رحمت مخالف با خداست محراب
یعنی مکان حرب یعنی مکان جنگ از محرابها باید جنگ پیدا شود چنانکه بیشتر جنگهای اسلام از
محرابها پیدا می شد پیغمبر شمشیر دارد تا آدم بکشد
ائمه ما همگی جندی بودند نظامی بودند همگی جنگی بودند شمشیر میکشیدند آدم میکشتند ما خلیفه
میخواهیم که دست ببرد حد بزند رجم کند. همانطور که رسول الله دست میبرید حد میزد رجم میگرد
همانطور که یهود بنی قریظه را چون جماعتی ناراضی بودند قتل عام کرد. اگر رسول الله فرمان
داد که فلان خانه را آتش بزنید فلان طایفه را از بین ببرید حکم به عدل کرده است . زندگی بشر را
باید به قصاص تامین کرد زیرا حمایت توده زیرا این قتل قصاص خوابیده است
با چند سال زندان کار درست نمیشود این عواطف بچه گانه را کنار بگذارید .ما معتقدیم که مجرم
اصولا محاکمه ندارد و باید او را کشت . تنها باید هویت آنان را ثابت کرد و بعد آنها را کشت
متاسفانه نه تنها این نا آگاهی در شناخت از خمینی گریبان مردم ایران را گرفت بلکه نا اگاهی
از شناخت ساختار حکومتی نیز این فاجعه را دوچندان کرد . و در دوازدهم فروردین ماه 1358
در رفراندوم عجیب و غریبی برای نخستین بار در جهان از مردم خواسته شد به رژیمی را بدهند
که در باره مشخصات و مرام نامه و هدف های آن هیچگونه اطلاعی بدانان داده نشده بود

Dienstag, 16. August 2011

خیزش بی خدایان از اشپیگل

 
این یک واقعیت نا هنجار است وقتی که واتیکان به کاریکاتور محمد اعتراض می کند.
کشیش ها روابط انسان ها را به بهانه ی اینکه مغایر طبیعت است غیر قابل میدانند و
رئیس جمهور ایران در سازمان ملل نور امام زمان را دور سرش می بیند در حالیکه
در باره ی برنامه ی اتمی کشورش سخنرانی می کند > داوکینز می گوید> دنیایی را
تصور کنید بدون مذهب ! دیگر ترورهای انتحاری یازده سپتامبر جنگ های صلیبی
سوزاندن جادوگران نسل کشی بوسئی کشتار یهودیان در اروپا نا آرامی های ایرلند
شمالی و مبلغان مذهبی که جیب مردم ساده لوح را خالی می کنند وجود نداشت. جهانی
بدون طالبان بدون رئیس جمهوری که سخنانش را با گفته های مسیح می آمیزد قبل از
آنکه فرمان بمباران کشورها را بدهد بهشت می شد
نسل جدیدی از منتقدان و دانشمندان خودشان را آماده می کنند تا جهان را از اسارت
خداوند آزاد کنند. سلاح آنها داروین اینترنت و نارضایتی رو به رشد مردم از کشیش ها
و آخوندهاست >پاپ> آتئیست های نوین در خانه ای که بیشتر شبیه کلیساست زندگی
می کند.ریچاردداوکینز متفکر بر جسته ای است برای همه آنانی که تصمیم گرفته اند
جهان را برای همیشه از اعتقادات مذهبی ملاها و مجاهدین تمامی مذاهب پاک کنند .
ریچارد داوکینز زیست شناس در زمینه ی فرکشت >تکامل> از طرف مجله ی انگلیسی
>پروسپکت> و مجله ی امریکایی >فارین پلیسی> به عنوان سومین روشنفکر اثر گذار
دنیا انتخاب شده است. داوکینز کتاب های مهمی نوشته است از جمله > ژن خودخواه >
اما با کتاب دیگر خود > تو هم خدا > که در سال 2006 در امریکا و انگلیس سی هفته
جزو پرفروش ترین کتاب ها بود مشهور شد کتابی که بسیار هیجان انگیز و با قدرت
کلام شگفت انگیز ی نوشته شده است . او می گوید > مذهب در بیست سال گذشته خیلی
راحت کارش را انجام داده است چون افرادی که مذهبی هستند نا خود آگاه از طرف
دیگران به عنوان انسان های بر جسته در نظر گرفته می شوند . به کشیش ها ارج
بسیاری نهاده شده و آنها را به تمامی کمسیون های اخلاق دعوت می کنند اما حالا
موضوع فرق کرده است مردم از این جریان خسته شده اند و این با قدرت گرفتن اسلام
بی ارتباط نیست اکنون زمان درستی است برای نگاه و تفکری تازه برای تمام
آتئیست های نوین آتئیست ها شعار اعتقادی ندارم و این پسندیده است را انتخاب کرده اند
سلاح آنها دانش و عقل است. بر خلاف زمان فوئرباخ و ولتر با استفاده از اینترنت این
شعار را هرکسی می تواند بشنود. آنها تصمیم دارند از بازگشت مذهب گرایی جلو گیری
کنند این یک واقعیت ناهنجار است وقتی که واتیکان به کاریکاتور محمد اعتراض می کند
کشیش ها روابط انسان ها را به بهانه ی اینکه مغایر طبیعت است غیر قابل قبول می دانند
و رئیس جمهور ایران در سازمان ملل نور امام زمان را دور سرش می بیند در حالکیه در
باره ی برنامه ی اتمی کشورش سخنرانی می کند خیلی از نظرات داوکینز مورد استقبال
مردم قرار گرفته است ..خدای کتاب عهد عتیق یکی از نا مطلوب ترین شخصیت های
تاریخ ادیان و ادبیات است . حسود نا عادل تژادپرست متنفر از همجنسگرایان قاتل
کودکان کوته بین خود بزرگعبین و از بین برنده ی قومیت های کوچک وقتی از او سئوال
می شود که آیا آتئیست است ؟ پاسخ می دهد اگر شما هم به زئوس آپولو و گوساله ی طلایی
فکر کنید نمی توانید آتیئست نشوید . من تنها یک خدای دیگر به لیست خدایان اضافه می کنم
او در باره ی این که آیا شانسی برای آتیئست ها وجود دارد؟ در حالی که امریکا 44 در
صد مردم اعتقاد دارند که مسیح تا 50 سال آینده ظهور خواهد کرد می گوید فکر می کنم که
شناس خوبی داریم حالا به ویژه در اینترنت بحث های گوناگونی در این باره می شود و خیلیها
از این که کسی پیدا شده که حرف دل آنها را می زند خوشحال هستند طرفداران اتئیسماتئیسم
نوین خود را بریکت روشن بین می نامند ..
بری کت کسی است
که به دنیا نگاه طبیعی وفاقد از هرگونه نطر فراطبیعی دارد. آنها به ارواح فرشتگان و خدا
اعتقادی ندارند . داوکینز می گوید. شاید اصطلاح بری کت خود بزرگ بینانه باشد ولی در
امریکا اصطلاح آتئیست خیلی بد تفسیر می شود درست مثل کلمه ی همجنسگرا آتئیست ها
در شهرهای بزرگ دامریکا هر ماه دور هم جمع می شوند و نظرات شان را با یکدیگر
مبادله می کنند. این نظرات را می توان این گونه خلاصه کرد خدا وجود ندارد وجودش غیر
منطقی نالازم و بدتر از همه خطرناک است . ادیان نه تنها نادرست بلکه به ضرر ما هستند
آتئیست ها نگاهی به دنیا دارند که بر اساس دانش است . آنان جهان را بر اساس علم تفسیر
می کنند. آتئیسم نوین با جبهه گیری جدید در مقابل مذهب خود را مظف می داند که نباید مثل
گذشته با ادیان کنار آمد بلکه آنها حالا آنقدر مدرک در دست دارند تا بر سر واقعیت بجنگند
داوکینز می گوید. دنیایی را تصور کنید بدون مذهب !
دیگر ترورهای انتحاری یازده سپتامبر جنک های صلیبی سوزاندن جادوگران نسل کشی
بوسئی کشتار یهودیان در اروپا نا آرامی های ایرلند شمالی و مبلغان مذهبی که جیب مردم
ساد طوح را خالی می کنند وجود نداشت جهانی بدون طالبان بدون رئیس جمهوری که
سخنانش را با گفته های مسیح می آمیزد قبل از آنکه فرمان بمباران کشورها را بدهد
بهشت می شد اما آیا این قدرت طلبی و زیاده خواهی نیستند که باعث زشتی و بدی در این
کره ی خاکی می شوند؟ جنگ بین پروتستان ها و کاتولیک ها در ایرلند شمالی به جهت
اختلافات تئوریک مذهبی نیست بلکه هدف آنها انتقام است انتقام گیری مابین انسان هایی
که هیچ تفاوتی جز مذهب شان با یکدیگر ندارند و این تفاوت و مرزبندی توسط مدارس
مذهبی زنده نگه داشته می شود آتئیست ها در کشورهایی که بیشتر مورد حملات تروریستی
قرار گرفته اند فعال ترند .آنها خودشان را در مقابل موجی قرار داده اند که می خواهد جهان
را به سمت یک جهاد تمام عبار پیش ببرد . در آمریکا رهبری آتئیست ها را کریستوفر
هیچگونه به عهده گرفته است پیام آخرین کتاب او این است. خدا بزرگ نیست مذهب هر چیزی
را مسموم می کند دشمن علم و پایه اش دروغ و ترس است باعث نسل کشی تبعیض نژاد و
جنسیتی می شود در فرانسه رهبری آتئیست ها به عهده ی میشل انفرادی است .کتاب آخر او
ما به خدا نیازی نداریم است. خود او می گوید که قادر است پایه گذار یک دین نوین باشد . در
هلند ایان هیرسی علی غرب را متهم به کوته بینی می کند اگر فکر کند می تواند با اسلام گفت و
گو کند. در ایتالیا پیر جورجو ادیفردی ریاضی دان با مقاله اش چرا می توانیم غیر مسیحی باشیم
سر و صدای بسیاری به پا کرده است. حادثه ی یازدهم سپتامبر به این موج آتئیسم بسیار کمک
کرده است. بسیاری از آمریکایی ها منجمله جری فارل بر این باور بودند که هم جنسگرایی و
فمینیسم مفرط باعث فاجعه ی یازدهم سپتامبر شده و این کیفر جامعه ی گناهکار است اما سام
هریس دقیقاً 12 سپتامبر شروع به نوشتن کتابی کرد که در آن یاد آوری می کند که قهر خداوند
دلیل فاجعه ی یازدهم سپتامبر نبود بلکه خود خداوند . یک تحصیلکرده ی دانشگاه نمی توانست
بدون اعتقاد به خداوند قبل از اصابت هواپیما الله را فریاد بکشد و هواپیما را به ساختمان بگوبد
سام هریس می دانست که تنها 12 در صد امریکایی ها به طبیعی بودن رخدادهای طبیعی اعتقاد
دارند و بسیاری از آنها فکر می کنند که دست یک دانای کل در همه چیز طبیعت در کار است
هریس می گوید پس از یک صد سال پژوهش در باره ی عمر کره ی زمین هنوز بیشتر از نیمی
از امریکایی ها اعتقاد دارند که کل جهان 6000 سال پیش به وجود آمده است تقریباً 1000 سال
بعد از آن که سومری ها چسب را اختراع کردند او نمی توانست بپذیرد که نمایندگان امریکا از
طرف افرادی انتخاب می شوند که اعتقاد دارند دایناسورها و موریانه ها در کشتی نوح بودند
کتاب او پایان اعتقاد مذهبی با استقبال فراوانی روبه رو شد! حالا او می داند که تنها نیست
هریس از دادن مجوز ترجمه ی عربی کتاب دیگرش نامه به ملت مسیحی خودداری کرد چرا که
نمی خواست جان مترجم به خطر بیافتد. ده فرمان آتئیست ها از این قرار است 1- تو نباید اعتقاد
داشته باشی ! به احتمال بسیار زیاد هیچ نیروی فراطبیعی وجود ندارد . پدیده های غیر قابل
توضیح دلیل بر معجزه نیستند بلکه پژوهش کافی درباره ی آنها نشده است. وجود خداوند را
درست مثل وجود اسب شاخ دار نمی توان با مدرک اثبات کرد آتئیسم راه درمان اعتقاد نیست
بلکه سلامتی روحی دوباره باز یافت شده است 2- تو نباید در ذهنت تصویر ی بسازی و آن را
خدا بنامی ! خدا محصول انسان است نه بر عکس وحی ریشه در صدمه دیدگی لایه های مغز دارد
و نه ارتباط با جهان دیگر .ما کارهای غیر عقلانی بسیاری انجام می دهیم چرا که مغز ما یک
لحظه ی غیر واقعی تولید کرده است. اعتقاد بیشتر شبیه سرعت گیر خودکار برای تفکر است
3- تو نباید هیچ خدایی را در کنارت تحمل کنی! دوره ی زندگی مسالمت آمیز با معتقدان به سر
آمده است. از زمان فتوا بر علیه سلمان رشدی و جهاد در مقابل جهان مدرن دیگر همزیستی با
معتقدان معنایی ندارد.. هیچ نز می گوید. آدم نمی تواند بگوید که خیلی خوب تو رویای امام زمانت
را می بینی و من توماس پین می خوانم مومن تا جهان را به زانو در نیاورد دست از کار نمی کشد
4- تو نباید حتماً یک خالق داشته باشی! تئوری داروین تمامی توضیحات کافی را داده است که
چطور از بی نظمی نظم به وجود آمده است و احتیاجی به یک طراح هوشمند نیست .5- تو باید
ارزش کودکان را بدانی و آنها را در اتنخاب خدای شان آزاد بگذاری ! هیچ انسانی از بدو تولد
مسیحی یا مسلمان به دنیا نیامده است.. کسی که از بد اقبالی در یک خانواده مذهبی به دنیا می آید
احتمال این که تمام عمرش در گیر شیرینی شربت شهادت بشود یا مثل آمیش های پنسیلوانیا اجازه ی
استفاده هیچ دکمه ی لباسی را نداشته باشد و از لحاظ فکری یک عمر به صندلی اعتراف کلیسا
زنجیر بشود زیاد است . آتئیست های نوین خواهان آموزش پرورش عادلانه برای کودکان هستند.
آنها تفاوت زیادی بین تنبیه بدنی کودکان و سوء استفاده روحی و فکری آنها در مدارس راهیان
مسیح نمی بینند . 6- نیکوکار باش حتی بدون خدا! آیا بدون خدا هر چیزی مجاز است؟ نه ! یک
فلسفه ی اخلاق وجود دارد بدون آن که معتقد به مذهب باشد. هیچیز می گوید به نظر انسان ها
با یکدیگر بهتر رفتار می کنند وقتی که به کوتاهی این زندگی فکر می کنند. 7- تو نباید خدای
دیگری کنار دانش جای دهی ! دانش و اعتقاد مثل آب و آتش هستند و هیچ نقطه ی اشتراکی بین
آنها وجود ندارد. اعتقاد مذهبی بعضی از دانشمندان چیزی جز خودفریبی و بازی با کلمات
نیست . 8- عشق بورز ! تمامی مذاهب رابطه ی بین زن و مرد را محدود می کنند و عشق
ورزی را باعث اضکحلال روح و جسم می دانند . چنانچه جوانان در مصر و پاکستان
زندگی شادتر و دستیابی راحت تر به سکس و موسیقی داشتند ما به قوانین ضد تروریسم کمتری
احتیاج داشتیم .9- تو خود خالقی و نباید زانو بزنی ! بدون اعتقاد مذهبی هم می شود چیزهای
زیبا خلق کرد. فلوت سحر آمیز موتسارت احتیاتی به اعتقاد مذهبی ندارد. هملت شکسپیر و سفونی
شماره نه بتهون دلیل وجود خداوند نیستند بلکه دلیل وجود شکسپیر و موتسارت هستند.10-
تو نباید پاپیند قوانین مذهبی باشی ! نباید به مذاهب حقوق ویژه ای داده شود . احساسات مذهبی
نکهبان فلسفه ی اخلاقی و سیاسی نیستند. پلیدی ها و حماقت ها راحت تر انجام می شوند چنانچه
مهر مذهب روی شان باتشد. مخالفان سرسخت آتئیسم افرادی هستند که مخالفاشان مایه ی تعجب
داوکینز است چرا که اکثر آنها جزو دانشمندان هستند . دانشمندانی که وجود خداوند ضربه ای به
جهان بینی آنها وارد نمی کند برای مثال مایکل روسه یکی از برجسته ترین فیلسوفان می گوید
که با توجه به کتاب توهم خدا آتئیست بودن برایش شرم آور است. یکی از پنج کتابی که در مقابل
کتاب توهم خدا نوشته شده کتاب توهم داوکینز نوشته ی آلیستر مک گارت زیست شناس مولکولی
دانشگاه آکسفورد است ..آلیستر مک گارت از کتاب داو کینز به جهت اقتباس های غیر دقیق
اطلاعات انتقاد می کند. به نظر او نظر یه ای که می گوید اعتقاد به خدا مثل ویروس عمل می کند
از لحاظ علمی مردود است . آتئیست های نویننظرات گروهی مشخص از معتقدان به مذهب را
انتخاب می کنند و به انها حمله می کنند اما برای مثال کمتر مومنی به طور جدی خداوند را مثل یک
مرکز تلفن می پندارد که دانماً در حال جمع آوری دعاهای مومنین باشد و به آنها پاسخ دهد.
آنها جملات کتاب های آسمانی را بدون آنکه به حکایات تمثیلی و شعر گونه ی آنها توجه کنند
تفسیر می کنند و اعتقاد به خدا را با قوانین مذهبی یکی می دانند . البته که می توان در
باره ی 5120 قدیس کلیسای کاتولیک بحث و جدل کرد اما اینها با اعتقاد به خداوند ارتباط
زیادی ندارند. هابر ماس همیشه از جامعه ی پست سکولار صحبت می کند و در گفت و کو با
پاپ اذعان داشت که حتی حکومت های دمکراتیک به اعتقادات مذهبی جامعه ی مدنی تکیه
می کنند تا استاندارد های خودشان را پیش ببرند پاپ می گوید که هرگز نمی شود خداوند را
مقابل هیچ کس در یک کارزار سیاسی وارد کرد اما این دقیقاً به هسته ی اصلی تفکر آتئیسم
ربط دارد چرا که در اصل برای آنها وجود خداوند خیلی مهم نیست بلکه دلایل فاجعه ی یازدهم
سپتامبر انها را هراسان کرده است. اکنون زمان یک چرخش است . آیا غرب باید در مقابل
اسلام گرایی به ریشه های مسیحی یهودی خود باز گردد و با اعتماد به نفس در کلاسهای درس
صلیب آویزان کند؟ آتئیست ها خواهان کامل شدن آگاهی جامعه هستند و می گویند نه تنها
اسلام بلکه تمامی مذاهب به هوش انسان بی احترامی می کنند و غرب نباید به هیچ عنوان
از اصلاح طلبان و میانه روهای اسلامی حمایت کند. یان بروما در کتابش روشنگری -
بنیادگرایی می نویسد نه هر مسلمانی و نه حتی هر مسلمان مومنی لزوماً مجاهد در راه خداست
باز شدن بیمارستان مسلمانان در روتردام یا ساحل ویژه ی بانوان نشانه ی اسلام زدگی
جامعه ی غرب نیست بلکه یک موضوع کاملا طبیعی و مترادف چیزی مثل رستواران
گیاه خواران یا ساحل لختی ها است . برای سیستم راهیایی یک جامعه ی مدرن نظرات
ادیان مثل یک ماهواره ی دور اما مفید است . دمکراسی یک مجموعه ی تکثرگرا است که
درآن اعتقاد مذهبی جزو لاینفک حریم خصوصی است و هر گز نخواهد مرد تا وقتی که
ما از مرگ تاریکی غریبه و از یکدیگر می هراسیم

Sonntag, 14. August 2011

مخارج حج

طبق آمار بانک جهانی در سال 2010 در آمد کشور عربستان از توریسم یا به
زبان ساده از دکان زیارت مسلمین خانه کعبه معادل مبلغ 29865000000 دلار یا قریب
سی میلیارد دلار بوده است ..زائرین که بصورت تمتع و یا عمره در همان سال به مکه رفته اند
رفته اند نفر 193700تقریبا 2 میلیون نفر بوده اند که مجموعا مبلغ 487000000 دلار یا بعبارتی
قریب به مبلغ پنج میلیارد دلار در آمد تقدیم اقتصاد پادشاهان عربستان کرده اند و درمیان تمام
کشورهای اسلامی مقام اول را به خود اختصاص داده اند . نظر با ینکه هواپیمائی جمهوری
اسلامی قدرت جابجائی اینهمه زائر را نداشته است شرکت هواپیمائی عربستان قریب به 54
در صد از زائران ایرانی را به خود اختصاص داده است ..طبق گزارش مقامات دیپلماتیک ایران
در سال 2010 ماموران کشور عربستان بدترین و توهین آمیز ترین رفتار را با زوار ایرانی
داشته اند و ایران از لحاظ توهین ماموران عربستان مقام اول را به خود اختصاص داده است
علمای عربستان در همان سال فتوی صادر کرده اند که ایرانیان شیعه کافر هستند طبق یک
گزارش دیپلماتیک دیگر زائران ایرانی ناخواسته ترین و منفورترین خارجیها در عربستان محسوب
میشده اند با حساب سر انگشتی با پولی که ایرانیان سالانه دو دستی و با اشتیاق به عربستان
تقدیم می کند میتوان تعداد 170.000 مسکن روستائی احداث کرد
میتوان 714.286 فرصت شغلی کشاورزی یا 200.000 فرصت شغلی برای جوانان ایجاد کرد
میتوان 10.000.000.000 متر مربع ساختمان مدرسه و ورزشی در کشور ایجاد کرد
یا میتوان با پول حجاج دوسال یک پالایشگاه سوپر مدرن با ظرفیت 75000 بشکه احداث کرد
یا با پول پنج سال حجاج میتوان ایران را به صادر کننده بنزین مبدل ساخت و دیگر برای واردات
بنزین محتاج اعراب نبود
اما افسوس که با پول حجاج ایرانی قمار خانه های فرانسه توسط شاهزادگان عربستان که انحصار
تجارت حج را در اختیار دارند آباد می شود

ماده 220 و فرزند کشی


محله ستارخان تهران 21 آبان ماه 1378 شاهد اتفاقی هولناک بود.مردی که نام پدری را یدک میکشد
دخترک 11 ساله خود را با سیم به بخاری روشن بست. بر روی او نفت ریخت و دخترک را به آتش
کشید. پدر قبل از ارتکاب این عمل فجیح دخترش را شکنجه داده بود چرا که به اوسوظن پیدا کرده و
.میخواست آبرویش را حفظ کند
رضا به قتل سارا اعتراف کرد .دخترکی که به گزارش پزشکی قانونی قبل از مرگ از ترس قلبش در
سینه ترکیده بود زهرا مادر سارا در حالی که گریه میکرد به قاضی دادگاه گفت که پس از مرگ
دخترش تمام امیدهای زندگیش را از دست داده است چرا که سالها برای گرفتن حضانت این دختر 
.تلاش کرده بود, به همه مراجع قانونی سر زده و به آنها گفته بود که این مرد شیشه مصرف میکند
خشن است و بارها سارا را کتک زده است ولی قانون همچنان حضانت فرزند را به دست پدر بیرحم
.سپرده بوده
 این مادر از روزحادثه میگوید که سارا به خاله اش زنگ میزند و تقاضای کمک اش کیند و آنها
سراسیمه خود را به خانه سارا میرساند و در مسیر به پلیس زنگ زده و تقاضای کمک میکند ولی
پلیس به داد آنها نمیرسد و آنقدردیر به محل حادثه میاید که سارا در آتش خشم و کینه پدرش میسوزد
قاضی شعبه 71 کیفری استان تهران اذعان میکند که شاهد قتلی فجیح بوده ولی طبق قانون
که پدر صاحب خون فرزند است این پدر در نهایت تنها به 12 سال زندان محکوم می شود
تا باز در سایه چنین قوانین نا عادلانه ای شاهد تکرار چنین حوادثی باشیم تکرار خشونت
علیه زنان و کودکان و تکرار فجایحی از این دست که در ایران به روایتی تکرار ی تبدیل
.شده است
آنچه بدیهی است اگر در زمان طلاق سارا به دست مادر سپرده میشد نه پدری که معتاد است
سابقه ضرب و جرح دارد سارا امروز زنده بود پس قاضی که سارا را با وجود همه تلاش های
مادر به پدر سپرده است نیز متهم دیگر این قتل است و قانون گذارانی که چنین قوانین نا
عادلانه ای را می نویسند نیز دیگر قاتلان سارا و دیگر کودکان و زنانی که در سایه قوانین
.تحت خشونت و ظلم قرار میگیرند
بر طبق ماده 1169 و اصلائحه مصوب سال 82 حضانت طفل هفت سالگی بر عهده مادر
گذاشته شده و سپس به پدر سپرده میشود و در صورتی که مادر در این مدت ازدواج کند حق
حضانت فرزندا ز او گرفته شده و به پدر داده می شود در حالیکه اگر پدر ازدواج کند همچنان
حضانت بر عهده پدر باقی می ماند. اما در این میان باید به یک نکته دقت کرد. حضانت با
ولایت کاملا متفاوت است . مادر اگر چه تا 7 سالگی حق نگهدری فرزند را دارد اما بر فرزند
ولایت ندارد و ولایت خاص پدر و در غیاب پدر جد پدری است. مادر حتی نمیتواند برای
فرزند حساب بانکی باز کند و برای کودک معاملاتی انجام دهد و در این میان کودکانی میمانند
که در هر شرایطی ولایتشان بر عهده پدر است و طبق ماده 220 قانون مجازات اسلامی
مصوب 1372 اگر پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمیشود و به پرداخت
دیه به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد .که بدین ترتیب ملاحظه میگردد که قتل عمدی
فرزند توسطه پدر یا پدر بزرگ پدری موجب قصاص نفس نیست و مجازات آن پرداخت
دیه به ورثه مقتول و حبس تعزیری از 6 تا 10 سال طبق ماده 612 قانون مجازات
اسلامی است
بدین لحاظ هر چند در صورتی که قاتل مادر یا مادر بزرگ یا پدر بزرگ مادری مقتول باشد
.به مجازات قتل عمدی که قصاص است محکوم خواهد شد
به هر حال علیرغم همه انتقاداتی که در سالهای گذشته نسبت به این ماده شده هیچ توجهی قانون
گذار نسبت به اصلاح این ماده ننموده است و به همین دلیل هنوز شاهد فرزند کشی در ایران
هستیم متاسفانه قانونگذار ما بر خلاف کنوانسیون حقوق کودک که ایران نیز بدان ملحق شده
و تضمین داده که حداکثر امکانت را برای بقاء کودکان تضمین نماید هنوز راهکاری برای
حذف یا اصلاح ماده 220 قانون مجازات اسلامی ارائه نکرده و در قانون حمایت از حقوق
کودکان و نوجوانان نیز نصی در باره فرزندکشی مورد پیش بینی قرار نداده است و تنها در
آن هر نوع آزار و اذیت کودکان و نوجوانان را که موجب شود به آنان صدمه جسمانی یا
روانی یا اخلاقی وارد شود و سلامت جسم یا روان آنان را به مخاطره اندازد ممنوع اعلام
و به موجب آن برای مرتکب مجازات حبس و یا جزای نقدی تا ده میلیون ریال را پیش بینی
کرده که در هر حال نه تنها نمی تواند مانعی بر سر راه ارتکاب بزه فرزند کشی باشد
.بلکه به گسترش بزهکاری کمک میکند
به موارد زیر توجه کنید
به نقل از ایسنا در شیراز پدر سنگدل و بی رحم سه فرزند خود را به وسیله پتک با وارد
کردن ضربه به سر در حالی که خواب بودند کشت قاتل پدر علت قتل را فقر مالی بیان کرد
در خبری دیگر در ورامین پدری دو فرزند خود را حلق آویز کرد و در میله های راه پله
منزل مدت ها آنها را آویزان نگاه داشت. قاتل پدر علت قتل را فقر مالی بیان کرد
در تهران پدر معتادی در حال ترک اعتیاد سر فرزند چهارساله اش علی اکبر را با چاقو از
بدن جدا کرد .او در ضمن اعتراف گفته بود. برای حل مشکلات زندگی مان باید قربانی
.می دادیم و من پیش از قتل به فرزند آب دادم
در قتلی دیگر در تهران مردی همسر و کودک چهار ماهه اش پارسا را به ضرب مشت و
.لکد به قتل رساند
در اصفهان مردی پس از مصرف حشیش به شدت دچار توهم شد و در اقدامی جنون آمیز
.کودک دو ماهه اش را با ضربات سیلی کشت
.در تهران مردی پسر هفت ساله اش امیر حسین را در پارک با طناب خفه کرد

Samstag, 13. August 2011

وعده های دروغ ؟برای آنها که فکر می کنند در اسلام دروغ حرام است

این شاید تجربه ای باشد که با دقت بیشتری به وعده و ایده های رهبران و احزاب توجه نمائیم
مهر 1357 روزنامه فرانسوی فیگارو آیا در جمهور اسلامی برای اقلیت های مذهبی در ایران که
بسیار زیادند جایی هست؟ خمینی رژیم شاه با اقلیت های مذهبی رفتاری بهتر از رفتار با مسلمانان
ندارند .ما طبیعتاً نسبت به عقاید مذهبی دیگران بیشترین احترام را پس از سرنگونی دیکتاتوری و
استقرار یک رژیم آزاد می گذاریم شرایط حیات برای اکثریت مسلمان و اقلیتهای مذهبی بسیار خوب
خواهد شد. 10 آبان 1357 روزنامه انگلیسی گاردین آیا حضرت آیت الله می توانند به طور دقیقتر این
مفهوم را شرح دهند که آیا زنها قادر خواهند بود به طور آزادنه بین حجاب و لباس غربی حق انتخاب
داشته باشند؟ آیا سینما ها می توانند به وجود خود ادامه دهند ؟ اگر آری چگونه فیلم ها انتخاب
خواهند شد؟ آیا مشروبات الکلی ممنوع خواهد شد ؟ در آخر آیا ایران یک عربستان سعودی یا لیبی
دیگر خواهد شد؟ خمینی اجرای حدود در اسلام موکول به تحقق شرایط و مقدمات بسیار است و باید
حهات بسیاری را از روی کمال عدالت و توجه به اینکه اسلام در کلیت خود اجرا گردد در نظر گرفت اگر
این امور در نظر گرفته شوند ملاحظه خواهد شد که مقررات اسلامی کمتر از هر مقررات دیگر
خشونت آمیز است . زنان در انتخاب فعالیت و سرنوشت و همچنین پوشش خود با رعایت موازین آزادند
و تجربه کنونی فعالیت های رژیم شاه نشان داده است که زنان بیش از بیش آزادی خود را در پوششی
که اسلام می گوید یافته اند. ما با سینماهایی که برنامه های آنها فاسد کننده اخلاق جوانان و مخرب
فرهنگ اسلامی باشد مخالفیم . اما با برنامه هایی که تربیت کننده و به نفع رشد سالم داخلاقی و
علمی جامعه باشد موافق هستیم مشروبات الکلی و الکلیسم و سایر مخدرات که مضّر به حال جامعه
می باشد جلو گیری خواهد شد حکومت جمهوری اسلامی مورد نظر ما با هیچ یک از رژیمهای مزبور
عربستان سعودی و لیبی منطبق نخواهد بود .11 آبان 1357 روزنامه ایتالیایی پانزده سرا آیا می توانند
مشخصات جمهوری اسلامی را که در نظر دارید بیان کنید که چگونه است؟ در مورد محتوای اجتماعی
سازماندهی سیاسی خصوصاً برای احزاب سندیکاها و مطبوعات ؟ خمینی در جمهوری اسلامی
زمامداران مردم نمی توانند با سوء استفاده از مقام ثروت اندوزی کنند و یا در زندگی روزنامه امتیازی
برای خود قائل شوند. باید ضوابط اسلامی را در جامعه و در همه سطوح به دقت رعایت کنند و حتی
پاسداران باشند. دقیقاً باید به آرای عمومی در همه جا احترام بگذارند. هیچ گونه تسلط و یا دخالت اجا
نب را در سرنوشت مردم نباید بپذیرند . مطبوعات در نشر همه حقایق و واقعیات آزادند. هر گونه
اجتماعات و احزاب از طرف مردم در صورتی که مصالح مردم را به خطر نیندازند آزادند و اسلام در تمامی
این شئون حد و مرز آن را تعیین کرده است .19 آبان 1357 مجله امریکایی نیوزورلدرپورت مشارکت فعال
زنان در انقلاب چه معنایی دارد ؟ خمینی .زندانهای شاه از زنان شیر دل و شجاع مملو است .در
تظاهرات خیابانی زنان ما بچه های خردسال خود را به سینه فشرده بدون ترس از تانک و توپ و
مسلسل به میدان مبارزه آمده اند . جلسلت سیاسی ای که زنان در شهر های مختلف ایران برپا
می کنند کم نیست آنان نقش بسیار ارزنده ای را در مبارزات ما ایفا کرده اند .مادران شجاع فرزندان
اسلام خاطره جانبازی و رشادت زنان قهرمان را در طول تاریخ زنده کرده اند .در چه تاریخی این چنین
زنانی را سراغ دارید و در چه کشوری ؟ 8 آذر 1357 مجله الاقتصاد العربی در یکی از بیانیه هایتان از
کارگران ایران خواسته اید که بدون توجه به وعده های رژیم به اعتصابات خود ادامه دهند. یکی از در
خواست های مطرح شده در این اعتصابات تشکیل اتحادیه های آزادی کارگری است. نظرتان در باره
این اتحادیه ها چیست؟ اگر با تشکیل آنها موافقید اینها در چارچوپ حکومت جمهوری اسلامی مورد
پیشنهاد شما چه نقشی و اهمیتی خواهند داشت؟ خمینی کارگران محروم و متدین ایران که اکثر
آنان همان کشاورزان و زار عین فقیر و گرسنه سابقند حق دارند برای به دست آوردن حقوق حقه خود
به مبارزه ملت از هر طریق ممکن و مشروع بپردازند . و در جمهوری اسلامی به آنها حق داده می
شود که به هر شکل ممکن به دور هم جمع شوند و مسائل و مشکلات خود را بررسی کنند و در
نتیجه دولت را در جریان مسائل خود قرار دهند و نیز از حقوق صنفی خود دفاع کنند. 7 دی 1357 گفتگو
با ریچارد کاتم رفتار شما با اقلیت های مذهبی در حکومت اسلامی چگونه خواهد بود؟ اقلیت هایی
مثل مسلمان سنی صوفی ها آشوریان مسیحیان ارمنیان یهودیان و بهاییان آیا در تحت حکومت
اسلامی پیشنهادی شما یک نفر غیر مسلمان مارکسیست غیر از حزب توده و یا زنان می توانند در
پست هایی مثل مقامات نظامی یا غیر نظامی خدمت کنند؟ خمینی اولا برداران اهل سنت هر گز از
اقلیت های مذهبی نیستند و ما بارها گفته ایم که رفتارمان با اقلیت های مذهبی بسیار خوب
خواهد بود .اسلام آنها را محترم شمرده است. ما به انان تمام حقوقشان را می دهیم .آنان حق دارند
در مجلس وکیل داشته باشند و آزادند به فعالیت های سیاسی اجتماعی بپردازند و آزادنه امور مذهبی
خود را انجام دهند. آنان ایرانی هستند و مثل سایر ایرانیان در زیر چتر حکومت اسلامی زندگی با امنیت
کامل خواهند داشت . در امور نظامی مثل سایر امور زنان می توانند کارهایی را به عهده بگیرند و در صدر
اسلام زنان در جبهه بوده اند و آنچه که مربوط به مجروحین بوده است به عهده آنان گذاشته می شده
است.. 18 دی 1357 روزنامه اکونومیست آیا شما قصد دارید که آزادی مطبوعات و آزادی عبادت را
تضمین کنید؟ ما به خواست خدای تعالی در اولین زمان ممکن و لازم برنامه های خود را اعلام  خواهیم
نمود. ولی این بدان معنی نیست که من زمام امور کشور را به دست بگیرم و هر روز نظیر دوران
دیکتاتوری شاه اصلی بسازم و علی رغم خواست ملت به آنها تحمیل کنم به عهده دولت و نمایندگان
ملت است که در این امور تصمیم بگیرند ولی من همیشه به وظیفه ارشاد و هدایتم عمل خواهم کرد
سه بهمن 1357 روزنامه های اطلاعات و کیهان چون مرا به عنوان یک زن پذیرفته اید این نشان دهنده
این است که نهضت ما یک نهضت مترقی است اگر چه دیگران سعی کردند نشان دهند که عقب
مانده است فکر می کنید به نظر شما آیا زنان ما باید حتماً حجاب داشته باشند؟ مثلاً چیزی روی
سر داشته باشند.یا نه ؟ خمینی اینکه من شما را پذیرفته ام من شما را نپذیرفته دام شما آمده اید
اینجا و من نمی دانستم که شما می خواهید بیایی اینجا و این هم دلیل بر این نیست که اسلام مترقی
است که به مجرد اینکه شما آمدید اینجا اسلام مترقی است .مترقی هم به این معنی نیست که
بعضی زنها یا مردهای ما خیال کرده اند ترقی به کمالات انسانی و نفسانی است و با اثر بودن افراد در
ملت و مملکت است نه اینکه سینما بروند و بر دانس بروید . و اینها ترقیاتی است که برای برای شما
درست کرده اند و شما را به عقب رانده اند و باید بعداً جبران کنیم شما آزادید در کارهای صحیح در
دانشگاه بروید و هر کاری را که صحیح است بکنید و همه ملت در این زمینه ها آزادند . اما اگر بخواهند
کاری خلاف عقب بکنند و یا مضر به حال ملت خلاف ملیت بکنند جلو گیری می شود و این دلیل بر مترقی
بودن است . شوخی های خمینی با مردم ایران و جهان شیوه اداره حکومت در جمهوری اسلامی 20
مهر 1357 مصاحبه با خبرنگاران بی بی سی . و تلویزیون تجارتی بریتانیا در پاریس حضرت آیت الله جمهوری
اسلامی مورد نظر شما چگونه رژیمی است؟ حمینی جمهوری اسلامی یک رژیمی است متکی بر آرای
عمومی و رفراندم عمومی و قانون اساسی اش قانون اسلام و باید منطبق بر قانون اسلام باشد و قانون
اسلام مترقی ترین قرانین است و قانون اساسی آن مقرار که مطابق با این قانون مترقی است آنها بر جای
خود باقی می ماند و آن مقدار که مخالف با این است به حکم خود قانون اساسی قانونیت ندارد و بسیاری
موادش موادی بوده است که با سر نیزه تحمیل شده است و آنها باید ساقط بشود 10 آبان 1357 رادیو
تلویزیون اتریش نظرتان در باره تغییرات و تحولات آینده ایران چیست ؟ خمینی با قیام انقلابی ملت شاه
خواهد رفت و حکومت دموکراسی و جمهوری اسلامی بر قرار می شود در این جمهوری یک مجلس
ملی مرکب از منتخبین واقعی مردم امور مملکت را اداره خواهند کرد. حقوق مردم خصوصاً اقلیت های
مذهبی محترم بوده و رعایت خواهد شد. با احترام متقابل نسبت به کشورهای خارجی عمل می شود
نه به کسی ظلم می کنیم و نه زیر بار ظلم می رویم کشور در حال حاضر ورشکست شده است و همه
چیز از بین است . با استقرار جمهوری اسلامی ساختمان واقعی و حقیقی کشور شروع خواهد شد
ده آبان 1357 -- روزنامه انگلیسی گاردین پس از رفتن شاه در موقع برگشتن به ایران آیا خود شما رهبر
جمهوری اسلامی نخواهید بود؟ خمینی ..من نمی خواهم حکومت را دست بگیرم. اما مردم را برای انتخاب
حکومت هدایت خواهم کرد و شرایط آن را به مردم اعلا می کنم ..16 آبان 1357 مجله آلمانی اشپیگل از
گروه کوچک رهبران سیاسی کنونی و سودجویان از این رژیم که بگذریم در چه مواردی کشور ایران در آینده
با اوضاع امروز تفاوت هایی خواهد داشت ؟ خمینی 1- رهبری سیاسی از سلطه بیگانه آزاد می شود از
فساد مالی و سیاسی پاک می شود 2- اقتصاد کشور از سلطه بیگانه آزاد می گردد و دیگر برنامه های
 اقتصادی برنامه هایی نخواهند بود که هدف های شرکت های بین المللی را در ایران به اجرا بگذارد. 3
جامعه آینده ما جامعه آزادی خواهد بود و همه نهادهای فشار و اختناق و همچنین استثمار از میان خواهد
رفت .4- انسانی که امروز در نظام پلیسی از فعالیت های فکری و آزادی در کار محروم شده است تمامی
اسباب ترقی واقعی و ابتکار را به دست خواهد آورد . جامعه فردا جامعه ارزیاب و منتقدی خواهد بود که
در آن تمامی مردم در رهبری امور خویش شرکت خواهن جست ...22 آبان 1357 روز نامه فرانسوی لوموند
حضرت عالی می فرمایید که بایستی در ایران جمهوری اسلامی استقرار پیدا کند و این برای ما فرانسوی
ها چندان مفهوم نیست .زیرا که جمهوری می تواند بدون پایه مذهبی باشد نظر شما چیست ؟ آیا جمهوری
شما بر پایه سوسیالیسم است ؟ مشروطیت است ؟ بر انتخاباتی استوار است ؟ دموکراتیک است؟ چگونه
است ؟؟ خمینی . اما جمهوری به همان معنایی است که همه جا جمهوری است . لکن این جمهوری بر یک
قانون اساسی ای متکی است که قانون اسلام است . اینکه ما جمهوری اسلامی می گویی برای این است
که هم شرایط منتخب و هم احکا می که در ایران جاری می شود اینها بر اسلام متکی است لکن انتخاب با
ملت است و طرز جمهوری هم همان جمهوری است که همه جا هست . آبان 1357 - راسل کر وضع حقوق
بشر در آینده ایران چگونه خواهد بود؟ برای ساواک چه فکری کرده اید؟
خمینی . ساواک خیر لازم نیست فشار نخواهد بود ساواک جز ظلم و تعدی و فشار بر ملت نداشته در حکومت
اسلامی نخواهد بود حکومت اسلامی مبنی بر حقوق بشر و ملاحظه آن است . هیچ سازمانی و حکومتی
به اندازه اسلام ملاحظه حقوق بشر را نکرده است .. آزادی و دموکراسی به تمام معنا در حکومت اسلامی
است شخص اول حکومت اسلامی با آخرین فرد مساوی است در امور 16 آذر 1357 روزنامه لوس آنجلس
تایمز روابط دولت اسلامی حضرت آیت الله با امریکا چگونه خواهد بود؟ آیا شما فروش نفت را به غرب ادامه
می دهید و روابط شما با شوروی چگونه خواهد بود ؟
خمینی ..ما باتمام دولتها در صورتی که دخالت در امور داخلی ما نکنند و برای ما احترام متقابل قائل باشند
با احترام رفتار می کنیم و نفت را هم هرکس مشتری است به او می فروشیم .ما از زیادروی و غلط روی
هایی که راجع به نفت بوده است و چیزهایی که خلاف مصلحت ملت بوده است جلوگیری می کنیم والا نفت
را نمی فروشیم ..19 دی 1357 --روزنامه لوتاکونتینوا با در نظر گرفتن اینکه هر حکومتی در خود حد اکثر تمرکز
قدرت را جمع می کند چگونه حکومت اسلامی می تواند وجود داشته باشد و قدرت در آن تمرکز نیابد و رابطه
مسلط و زیر سلطه برقرار نشود؟؟
خمینی ..حکومت و زمامداری در دست فرد یا افراد وسیله فخر و بزرگی بر دیگران نیست که از این مقام بخواهد
به نفع خود حقوق ملتی را پایمال کند. هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیماً در برابر سایرین زمامدار
مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید خمینی قانع کننده بدهد و در غیر این صورت اگر بر خلاف
وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد -خود به خود از مقام زمامداری معزول است و ضوابط دیگری وجود دارد
که این مشکل را حل می کند .24 دی 1357 - روزنامه لیبرال شما می خواهید در ایران حکومت اسلامی
بر قرار کنید که تصویر چنین حکومتی برای ما روشن نیست به طور روشن بگویید چنین حکومتی چگونه است ؟
آیا حکومت نمونه ای به عنوان مثال وجود دارد که بتوانید ذکر کنید؟
خمینی ..حکومت اسلامی حکومت است که اولا صد در صد متکی به آرای ملت باشد به شیوه ای که هر فرد
ایرانی احساس کند که با رای خود سرنوشت خود و کشور خود را می سازد . و چون اکثریت قاطع این ملت
مسلمانند بدیهی است که باید موازین و قواعد اسلامی در همه زمینه ها رعایت شود. کسانی که سابقه
خیانت دارند و برخلاف معیارهای اسلامی ثروت اند وزی کرده اند تجاوز به حقوق دیگران کرده اند حق دخالت
در این حکومت را ندارند . و ما امیدواریم که ایران اولین کشوری باشد که به چنین حکومتی دست می یابد .
حکومتی که کوچکترین فرد ایرانی بتواند ازادنه و بدون وجود کمترین خطر به بالاترین مقام حکومتی انتقاد کند
و از او در مورد اعمالش توضیح بخواهد .
شوخی های خمینی با مردم ایران و جهان
در ایران اسلامی علما خودشان حکومت نخواهند کرد و فقط ناظر و هادی امور خواهند بود. خود من نیز هیچ
مقام رهبری نخواهم داشت و از همان ابتدا به حجره تدریس خود در قم بر خواهم گشت
مصاحبه با خبرگزاری رویتر نوفل لوشاتو 5 آبان 1357 در جمهوری اسلامی کمونیستها هم در بیان عقید خود
آزاد خواهند بود مصاحبه با سازمان عفو بین الملل نوفل لوشاتو 10 نوامبر 1978 در جمهوری اسلامی زنان در
همه چیز حقوقی کاملا مساوی با مردان خواهند بود مصاحبه با روزنامه گاردین نوفل لوشاتو 1 آبان 1357  در
حکومت اسلامی رادیو تلویزیون و مطبوعات مطلقا آزاد خواهند بود و دولت حق نظارت بر آنها را نخواهد داشت
مصاحبه با روز نامه پیزا سره نوفل لوشاتو 2 نوامبر 1978 در منطق اینها آزادی یعنی به زندان کشید ن
مخالفان سانسور مطبوعات و اداره دستگاه های تبلیغاتی در این منطق تمدن و ترقی یعنی تبعیت تمام
شریان های مملکت از فرهنگ و اقتصاد و ارتش و دستگاه های قانونگذاری و قضایی و اجرایی از یک مرکز
واحد . ما همه اینها را از بین خواهیم برد سخنرانی برای گروهی از دانشجویان ایرانی در اروپا نوفل لوشاتو
هشت آبان 1357 ما همه مظاهر تمدن را با آغوش باز قبول داریم سخنرانی برای گروهی از ایرانیان نوفل
لوشاتو 19 مهر1357 برای همه اقلیت های مذهبی آزادی بطور کامل خواهد بود و هرکس خواهد توانست
اظهار عقیده خودش را بکند . کنفرانس مطبوعاتی نوفل لوشاتو 9 نوامبر 1978 نه رغبت شخصی من و نه
وضع مزاحی من اجازه نمی دهند که بعد از سقوط رژیم فعلی شخصاً نقشی در اداره امور مملکت داشته
باشیم مصاحبه با خبرگزاری اسوشیتد پرس نوفل لوشاتو 17 نوامبر 1979 دولت اسلامی ما یک دولت
دموکراتیک به معنی وافعی خواهد بود . من در داخل این حکومت هیچ فعالیتی برای خودم نخواهم داشت
مصاحبه با تلویزیون
NBC
نوفل لوشاتو 11 نوامبر 1978 من نمی خواهم رهبر جمهوری اسلامی آینده باشم . نمی خواهم حکومت
یا قدرت را بدست بگیرم
مصاحبه با تلویزیون اتریش نوفل لوشاتو 16 نوامبر 1978 در جمهوری اسلامی زن ها آزاد خواهند بود در
تحصیل هم آزاد خواهند بود در کارهای دیگر هم آزاد خواهند بود
مصاحبه با هفته نامه گاردین نوفل لوشاتو 16 نوامبر 1978 پس از رفتن شاه من نه رییس جمهور خواهم شد
نه هیچ مقام رهبری دیگری را به عهده خواهم گرفت
مصاحبه با روز نامه لوموند نوفل لوشاتو 9 ژانویه 1979  

Montag, 8. August 2011

سئوال درباره اسلام عربی و زندگی محمد ..جواب از سیامک ستوده



سوره النحل ، آیه 103: محمد در مورد نفوذ یک منبع ایرانی (عجم) در فرامین اش مورد سؤال قرار میگیرد.
همچنین در موارد متعددی او تاکید می کند که قران به عربی نوشته شده است ، در حالی که این امری واضح و آشکار بوده است. پس در این تاکید چه چیزی مورد نظر او بوده است؟

2-
سوره الروم، آیه 1-3 : خدا به مومنین وعده می دهد که در جنگ بعدی ایران و رم، رم برنده خواهد شد.
چرا در این دنیا برنده یک جنگ باید برای خدا (محمد) مهم باشد، مگر این که نتایج جنگ روی اقتصاد عربستان یا شاید روی جنبه های دیگر زندگی شان موثر باشد.
همینطور، طبری در کتابش ذکر کرده است که وقتی رهبران قبایل از محمد سؤال کردند که او با مذهب جدیدش چه قصدی را دنبال می کند، او جواب داد که می خواهد ایرانیان خراج گذار اعراب باشند. ایران تنها همسایه عربستان نبود. پس چرا او روی این همسایه خاص تمرکز کرده بود.

3-
همانطور که در طبری و سایر کتابهای تاریخی می خوانیم در می یابیم که در زمان محمد در جوامع همسایه منجمله خود عربستان نیاز شدیدی به یک مذهب جدید بود . در زمان محمد در عربستان 4 شخص دیگر در کنار وی ادعای پیامبری داشتند. در همان زمانی که ما در ایران مزدک و مانی را داشتیم.

4-
در صحبت های رادیوئی شما ذکر کرده بودید که قوانین و نظاماتی که محمد به عرستان آورد همه قبلا در این منطقه وجود داشته اند. سؤال من اینست اگر این قوانین بربریک حاکم بر جامعه بودند (درک من اینست که آنها از یهودیت می آمده اند) پس چرا اسلام بخاطر آنها سرزنش می شود.

5-
من شخصا به هیچ مذهبی عقیده ندارمو اما در جستجوی حقیقتم و نه تاریخی که از روی احساسات تعبیر و تفسیر شده است. من عقیده دارم که اسلام ابزار کاملی در دست امپریالیسم برای انحراف توجه مردم از جنایات خود است. شما فکر می کنید اسلام با کمک چه کسی در خاورمیانه و سایر نقاط به قدرت رسید؟ شما فکر می کنید بدون حمایت امپریالیسم چگونه اسلام فرصت رشد یافته و میتوانست تا این اندازه همه جا گیر شده به صورت موجود در آید؟
من از تلاش ها و تحقیقاتی که انجام میدهید متشکرم. من از کتابها و برنامه های شما بسیار آموخته ام.
خواهشمندم اگر فرصت کردید به سؤالات من پاسخ دهید. متشکرم پریوش
از طرح نظرات و سؤالاتتان بی نهایت متشکرم. در مورد سؤال اولتان باید بگویم قدر مسلم مطالب قران مجموعه ای از شنیده های محمد از اطرافیان مسیحی، یهودی، عرب و همچنین ایرانی بوده است. محمد خودش سواد و دانشی نداشته است. بنابراین آموزشهایش همان داستانها و اندیشه های کهنه و عامیانه پیرامونی اش بوده که آنها را تحت نام یکتاپرستی و بنام خود تبلیغ می کرده است. ولی آنچه که برای من جالب است اینست که چرا بعضی از ایرانیان اینقدر بر اینکه محمد قران را به راهنمائی سلمان فارسی نوشته است تاکید میکنند. آیا به این امر افتخار می کنند. به نظر من این بیشتر میتواند مایه ننگ ایرانیان باشد. چرا که مطالب قران آنقدر ضد انسانی و غیر اخلاقی اند که گفتن و آموزش آنها نمیتواند برای کسی افتخاری داشته باشد. البته، من میدانم که این تاکید تماما از جانب محافل ناسیونالیست است که از حول اینکه میخواهند به هر چیزی منشاء ایرانی بدهند، گاهی خوب و بد را فراموش می کنند و از حول حلیم منشاء چیزهای زشت را نیز به خود نسبت میدهند. داستان منشاء ایرانی قران نیز یکی از همین موارد است. آخر مطالب قران که مطالب اندیشمندانه ای نیست که ما سعی در نسبت دادن آن به ایرانیان داشته باشیم
د رمورد دوم نیز وقتی سران قریش ابوطالب را وا میدارند که جلسه مشترکی با محمد برای آنها ترتیب دهد، وقتی از او در مورد منظورش از تبلیغ خدای واحد می پرسند، محمد به آنها می گوید که قصدش از تبایغ خدای واحد اینست که عرب را تابع شما (سران قریش) و عجم را تابع عرب نماید. این نشان میدهد که رسالت محمد از همان ابتدا یک رسالت سیاسی و نه آنطور که خودش ادعا می کند الهی بوده است. واضح است اینکه می خواسته عجم را تابع عرب نماید، این بوده است که ایران کشور ثروتمندی بوده که همیشه اعراب آرزوی بهره مندی از ثروت های بیکران آنرا داشته اند. البته، محمد در جنگ خندق به اعراب نه تنها ثروتهای مدائن، بلکه رم و حیره را نیز وعده می دهد
.
اولا در زمان محمد مدعی پیغمبری وجود نداشته است و من فکر نمیکنم جامعه عربی نیازمند مذهب جدیدی بوده است. اگر چنین بود اعراب بدوی در برابر دعوت محمد اینهمه مقاومت نمی کردند. اعراب بدوی بجز دو قبیله اوس و خزرج تماما بزور شمشیر مسلمان شدند. برای همین بهنگام مرگ محمد تماما بر علیه اسلام قیام کرده و حتی مدینه را نیز که تنها محل با قیمانده در دست مسلمین بود، محاصره و مورد حمله خود قرار دادند. اینها نشان میدهند که جامعه عربی به هیچ وجه خواستار مذهب یکتاپرستی و اسلام نبود. پیامبران رقیب محمد نیز مانند اسود، طلیحه، سجاح و مُسَیلَمه نیز در جریان همین شورش و در زمان بیماری وی و پس از شنیدن خبر مرگش و به تقلید از او پیدا شدند. قبل از او نیز ابو حنیفه بود که تبلیغ یکتاپرستی را میکرد که جز 5 الی 6 نفر گرد او جمع نشده و بعد پراکنده شدند. مزدک و مانی نیز مدتها قبل از محمد بودند. بعلاوه، مزدک ادعای پیامبری که نداشت هیچ اساسا رسالتش رسالت اشتراکی و ماقبل تاریخ یعنی 180 درجه متضاد با رسالات توحیدی بود
بله محمد جز نظام دیکتاتوری مطلقه فردی و یکی دو رسم جزئی، هیچ قانون تازه ای را برای عربستان به ارمغان نیارود. این قوانین همه در عربستان موجود ولی حاکم نبودند. در عربستان دو نظام مادرتباری و پدرسالاری در کنار هم جریان داشتند. کاری که محمد انجام داد این بود که به زور شمشیر نظام انسانی مادرتباری را از میان برداشت و نظام ضد انسانی و دیکتاتوری پدر سالاری را به تنها نظام حاکم بر عربستان تبدیل نمود. باین ترتیب، از نظر انسانی و اخلاقی نقشی منفی را ایفا نمود. من همیشه گفته ام. مذاهب نه ابداع کننده، بلکه منعکس کننده و البته مبلغ و مدافع نظامات موجود در پیرامون خود بوده اند. البته نظامات ضد انسانی و کثیف اطراف خود. ریشه این نظامات همیشه در تحولات تکنولوژیک و اقتصادی نهفته است که من آنرا در کتاب زن و سکی در تاریخ و تاریخ گفته نشده اسلام در حد توانم توضیح داده ام
این نظریه که مذهب ساخته و پرداخته امپریالیسم است اختراع کسانی است که نمی خواهند با مذهب مبارزه شود. بنابراین با این تز انحرافی سعی می کنند، نابودی مذهب را به نابودی امپریالیسم وابسته کرده، همه انرژی ها را متوجه مبارزه با امپریالیسم کنند. این کار نیروهائیست که تمام هم و غمشان مبارزه با امپریالیسم و نه ارتجاع داخلی و منجمله مذاهب است. اینها ادامه همان نیروهائی هستند که در جریان انقلاب 57 نیز به پیروی از همین خط (که خط حزب توده بود) از خمینی دفاع کردند چرا که وی مطابق آرزوی آنان بر علیه امپریالیسم مبارزه میکرد (بدون توجه به اینکه اینکار را از چه موضعی می کرد) امروزهم برای آنکه با مذهب و ارتجاع داخلی مبارزه نشود می گویند که اینها ساخته و پرداخته امپریالیسم اند. امپریالیسم را از بین ببریم، مذهب هم از میان میرود. در حالیکه به نظر من جنبش اسلامی یک جنبش مستقل از امپریالیسم است که آغاز آن به 1400 سال قبل باز میگردد و همیشه هم وجود داشته است. اینکه در یک مقطع آنها در برابر حضور شوروی در افغانستان متحد شدند، و یا برای سرکوب کمونستها هر جا که لازم باشد متحد می شوند، دلیل این نیست که یکی را دیگری بوجود آورده است. من در کتاب ترورسم اسلامی این مطلب را توضیح داده ام و حتما روزی در یکی از برنامه های تلویزیونی خود مفصلا مورد بحث قرار خواهم داد. در ضمن، در همین کتاب است که من نشان داده ام که علت اینکه جنبش اسلامی مانند قارچ از همه جا سر درآورده و رشد کرده است، خلاء قدرت ناشی از سقوط شوروی و شکست چپ که رقیب آن بوده است، می باشد. حمایت های مقطعی امپریالیسم از آن عامل اصلی نبوده است. اگر هم بوده است در حال حاضر چنین نیست. بهرحال، امیدوارم به سؤالات شما پاسخ داده باشم. تقریبا همه سؤالات مزبور در جلد اول و دوم تاریخ گفته نشده اسلام مفصلا مورد تحلیل قرار گرفته اند و من در اینجا به ر به توضیح مختصر آنها اکتفا نمودم. با تشکر مجدد سیامک ستوده
در آنزمان جنگ میان ایران و رم آنقدر طولانی بوده است که اعراب بر سر آن با هم شرط می بسته اند، بخصوص که نه همیشه یک طرف، بلکه یکبار رم و بار دیگر ایران پیروز می شده است. از همین رو اعراب بدوی بر سر آن با هم شرط می بسته اند. درست مانند شرط بندی بر روی تیم های رقیب. یکبار نیز وقتی ابوبکر با عربی بر سر تعدادی شتر یا حیوان دیگری شرط می بندد، محمد که شاهد بوده، به ابوبکر می گوید که زمان و مقدار شرط را تغییر بده و پیش بینی می کند که این بار رم برنده خواهد شد که بر حسب اتفاق پیش بینی وی درست از آب در آمده و رم پیروز می شود و ابوبکر برنده می شود. این کل داستان بوده است و بنابراین پیش بینی محمد صرفا در رابطه با یک شرط بندی و نه به منظور دیگری به عمل آمده است که در کتاب تاریخ گفته نشده شرح آن آمده است. البته، نتیجه جنگ برای اعراب و اقتصاد آنها بی اهمیت نبوده. چرا که بسته به طرف پیروزمند، اعراب مناطق مرزی برای دریافت پول و اسلحه به آن سو گرایش می یافته و وابسته به آن می شده اند

Montag, 1. August 2011

Michail Gorbatschow:Oktober und Umgestaltung Die Revolution geht weiter:2.November 1987

Von entscheitender Bedeutung für das Schicksal unseres Landes war die Zeit zu Beginn des 20 Jahrhunderts,da Wladimir lljitsch Lenin eine engzusammengeschlossene Gruppe Gleichgesinnter auf den weg zur Gründung einer proletarischen Partei neuen Typs in Rußland führte. Eben diese große Partei lenins mobilisierte das Volk seine besten und ehrlichen kräfte zum Sturm auf die alte welt.
Die Eckpfeiler für das fundament des Erfolgs des Oktober hatte die erste russische Revolution von 1905 -1907 gelegt.Dazu gehören sowohl die bitteren Lehren des 9. Januar als auch der verzweifelte Heldenmut auf den Moskauer Barrikaden im Dezember, die Heldentat von Tausenden bekannter und unbekannter Freiheits kämpfer und die Entstehung der ersten Arbeitersowjets als prototyp der Sowjetmacht.

Der sieg des Großen Oktober resultierte auch aus der ersten siegreichen Volksrevolution der Epoche des Imperialismus .Nach dem Februarsieg begann sich die Revolution mit unglaublicher Schnelligkeit weiterzuent wickeln. ihre Hauptakteure war...en Arbeitter und Bauern in Soldatenmänteln. Das frühjahr 1917 zeigte die Stärke der Volksbewegung.Zugleich offenbarten sich deren beschränkter Charakter, die Widersprüchlichkeit des revolutionären Bewußtseins in jener Etappe, die Macht des historischen Beharrungsvermögens ,die es den von der Bühne abtretenden Ausbeuterklassen ermöglicht haben,sich vorübergehend die Früchte des Volkssieges anzueignen.

Die Februarrevolution gab dem Oktober die Haupt waffe in die Hand-die Machtorganisation in Gestalt der wieder ins Leben gerufenen Sowjets .Der Februar brachte die ersten Erfahrungen einer realen Demokratie,der politischen Erziehung der Mass...en in der Praxis Diese Erfahrungen wurden unter den äußerst komplizierten Bedingungen der Doppelherrschaft gesammelt.Der Februar bot auch eine einmalige Chance Für einen friedlichen Übergang der Macht in die Hände der werktätigen,eine Chance,die der historischen Umstände halber leider nicht wahrgenommen werden konnte.Derfebruar war die wichtigste historische Etappe auf dem wege zum Oktober.

In der komplizierten Verflechtung und Auseinander setzung der Klassenkräfte, die an der Februarrevolution beteiligt waren,erkannte Lenin in genialer Weise die sich eröffnenden Möglichkeiten für den Sieg einer Sozialistischen Revolution. Die... Aprilthesenwaren wissenschaftliche voraussicht und Musterbeispiel für ein revolutionäres Aktionsprogramm unter diesen historischen Bedingungen.Lenin zeigte nicht nur die Logik des Hinüberwachsens der bürgerlich-demokratischen Revolution in die sozialistische,sondern auch die form auf, in der sich dieser Prozeß vollziehen sollte-über die Sowjets und über deren Bolschewisierung, die darauf hinauslief,dem Volk, den Massen zu helfen, den Sinn ihres eigenen Kampfes zu begreifen und die revolution in ihrem eigenen Interesse bewußt zu vollbringen. der weg vom Februar zum Oktober das war eine zeit stürmischer gesellschaftlicher Veränderungen, eine Zeit schnellen politischen Mündigwerdens der Massen, der konsolidierung der kräfte der Revolution und ihrer Avantgarde,der Partei Lenins.

In dieser Zeit zwischen Februar und Oktober kam die Politische Kunst
Lenins und seiner Kampfge fährten, die eine aufschlußreiche Lektion für
Lebendige Dialektik des revolutionären Denkens und Handelns gaben,
Besonders deutlich zur Geltung. Di...e Parteiführung bewies die
Fähigkeit, gemeinschaftlich und schöpferisch zu forschen, auf klischees und Losungen zu verzichten,die erst tags zuvor, in einer anderen Situation, unan-
fechtbar und einzig möglich erschienen. Man kann sagen, die Leninschen
Gedanken gänge selbst, die gesamte Tätigkeit der Bolschewiki,die durch einen raschen Wechsel der Arbeitsformen und -methoden, durch Flexi -
bilität und Unkonventionalität der taktischen, Lösungen,durch politische
Kühnheit gekennzeichnet war, liefern ein mustergültiges Beispiel für
antidogmatisches wahrhaft dialektisches und somit neues Denken.
So und nicht anders denken und handeln die echten marxisten
Leninisten, insbesondere in kritischen Umbruchszeiten,in denen die
Geschicke der Revolution und des Friedens des Sozialismus und des
Forschritts entschieden werden.

Doch zurück zum April 1917 :Das Leninsche Programm des Übergangs zur sozialistischen Revolution erschien vielen sowohl Freunden als auch Feinden als eine Utopie und geradezu als Ausgeburt zügelloser Phantasie.Aber das Leben hat gezeigt, daß... nur ein solches Programm zur politischen Grundlage für eine weiterentwicklung der Revolution, effektiv aber zur Grundlage der sozialen Rettung,der Abwendung einer nationalen katastrobhe, werden konnte und auch in der Tat geworden ist.

Denken wir an die Juli tage des jahre1917 zurück Mit welchem Schmerz mußte die Partei von der Losung abrücken die die Übergabe der ganzen Macht an die Sowjets fordert. Anders konnte aber nicht verfahren werden,weil die Sowjets eine zeitlang... von den Sozialrevolutionären und menschewiki beherrscht wurden und angesichts der konterrevolution ohnmächtig waren.wie genau spürte doch w.i.Lenin den Pulsschlag der Revolution, wie genial erkannte er den Beginn einer neuen Wiedererstehung der Sowjets,die im Pr0zeß des kampfes echten Volkscharakter erlangten und dadurch zu organen des siegreichen bewaffneten Aufstandes und später auch zur politischen Form der Arbeiter und Bauern Macht werden konnten.
Dies sind nicht schlechthin kapital aus den Annalen der Grußen Revolution. Dies ist darüber hinaus für uns die wir heute leben, eine Mahnung an die hoch Pflicht der kommunisten,immer im Mittelpunkt der Ereignisse zu stehen,zu kühnen Entscheidungen befähigt zu sein und die volle verantwortung für das Heute und das morgen zu übernehmen.

Die Oktoberrevolution war ein machtvolles Aufbegehren von Millionen Menschen ,in dem
die grundhunderten gehegten Hoffnungen und Wünsche der Bauernschaft, der Friedens
wille der soldaten und Matrosen und die unbezwingbare Sehnsucht der Völker... des
Multinationalen Rußland nach Freiheit und licht zu einer Einheit verschmolzen.
Die Partei der Bolschewiki verstand es, in der komplizierten Verflechtung VERschiederner
Interessen das Wichtigste zu entdecken, die vielshichtigen Tendenzen und Bestrebungen
Zu vereinen und sie auf die Lüsung der Hauptfrage der Revolution ,der Frage der Macht,
auszurichten.Schon in seinen ersten Dekreten über den Frieden und über den grund und
boden turg der Staat der Diktatur des proletariats in der Praxis den Erfordernissen der zeit
Rechnung und verlieh den Grundinteressen nicht nur der Arbeiterklasse, Sondern auch der
absoluten Mehrheit des Volkes Ausdruck.
Und noch ein überaus wichtige, prinzipielle Lehre der Oktobertage gilt es heute in Erinnerung
Zu rufen:Außerordentlich aktuell ist in unserer Zeit die Leninsche Antwort auf die Frage, die
Aus dem Leben und dem Revolutionären Wirken resultiert:Das ist die Frage der Relation
Zwischen dem theoretischen, Modell des Weges zum Sozialismus und der realen Praxis des
Sozialistischen Aufbaus.Als Schöpferische Lehre ist Der Marxismus Leninismus Keine Sammlung
Fertiger Rezepte und doktrinärer vorschriften.
Dem engstirnigen Dogmatismus abgeneigt, sichert die leninistichenden
Theoretischen Gedanken mit der Praxis, mit dem Gang des revolutionären Kampfes.Der Große
Oktober ist ein überaus lehrreiches Beispiel dafür.

Bekanntlich wollten selbst viele bedeutende Vertreter der Arbeiter bewegung jener zeit die sozialistische Oktoberrevolution nicht als gesetzmäßige Erscheiung an erkennen:Sie haben sich regelwidrig nicht in Übereinstimmung mit den bestehende...n theoretischen Anschauungen vollzogen.Nach ihrer Auffassung hatte der russishe Kapitalismus vor Oktober 1917 nicht in vollem Umfang die erforderlichen materiellen und kulturellen voraussetzungen für den Sozialismus geschaffen. Eswäre meines Erachtens aufschlußreich und nützlich in Erinnerung zu rufen, was Lenin solchen Kritikern an unserer Revolution geantwortet hat. Für die Schaffung des Sozialismus,sagt ihr, ist Zivilisiertheit erforderlich hielt er ihnen entgegen.Ausgezeichnet.Nun warum aber konnten wir nicht zuerst solche Voraussetzungen der Zivilisiertheit bei uns schaffen,wie es die Vertreibung der Gutsbesitzer und die Vertreibung der russischen Kapitalisten ist, um dann schon mit der Vor wärtsbewegung zum Sozialismus zu beginnen.

Denjenigen,die den Marxismus dogmatisch pedntisch auslegen, ist es nicht gegeben, das wichtigste in dieser Lehre deren revolutionäre dialektik zu be greifen.Diese ist es ja gerade, die das gesamte Wirken Lenins nach der Oktoberrevolution ke...nnzeichent.Sie ist es gerade, die geholfen hat, buchstäblich am Rande zwischen dem Möglichen und dem Unmöglichen die Politische und moralische Großtat des Brester Friedens zu vollbringen, der Tausende und aber Tausende von Menschenleben und das sozialistische Vaterland selbst gerettet hat.

Ein weiteres Beispiel. Ebenso wie Marx und Engels war Lenin davon überzeugt, daß eine Volksmiliz den bewaffneten Schutz der Revolution übernehmen wird.Doch die konkreten Bedingungen diktierten eine andere Lösung. Der dem Volk aufgezwungene ...Bürgerkrieg und die Intervention von außen Verlangten ein neues Herangehen.Auf Lenins Dekret wurde die Rot Arbeiter und Bauern Armee aufgestellt. Das war eine Armee neuen Typs,die sich im Bürgerkrieg und bei der Abwehrder auslänischen Intervention unsterblichen Ruhm erwarb.

Harte Prüfungen hatte in diesen Jahren die junge Sowjetmacht zu bestehen. Die Frage stellte sich denkbar einfach und unerbittlich. Es ging um das Sein Oder Nichtsein des Sozialismus .Die Partei hat das Volk zusammen geschlossen und für die ...Verteidigung des Sozialistischen Vaterlandes und der Errungenschaften des Oktober mobilisiert. Von Hunger geplagt. not dürftig gekleidet und schlecht bewaffnet, zerschlugen die Rotarmisten die gut ausgebildete und bewaffnete konterrevolutionäre Armee die von den Imperialisten in west und ost großzügig versorgt wurde. Die Feuerwalze des Bürgerkrieges rollte über das ganze Land, über jede Familie und formte die gewohnte Lebensweise, die Psychologie und die Geschicke der Menschen um.In diesem Kampf auf leben und Tod siegten der Wille des Volkes und das Streben der Millionen nach einem neuen Leben.Das Land setze alles daran um der jungen Armee zu helfen. Es lebte und handelte nach der von Lenin ausgerufenen Losung:Alles für den Sieg Für alle Zeiten werden wir die Großtat der Legendären Helden der tapferen Angehörigen der Flotte und der Reiterarmeen, der Soldaten und Kommandeure der jungen Roten Armee und der roten Partisanen im Gedächtnis bewahren. Sie haben die Revolution verteidigt, und ihnen gebührt ewiger Ruhm.

Tiefste revolutionäre Dialektik lag auch der Entscheidung über die Neue Ökonomische Politik zugrunde, die vorstellungen vom Sozialismus und von den wegen Seines Aufbaus wesentlich erweiterte.Oder nehmen wir Folgende Frage: Beknntlich hatte ...w.l.Lenin den, genossenschaftlichen Sozialismus als beschränkt Kritisiert. Doch unter den konkreten Bedingungen,die nach der Oktoberrevolution infolge der Erringung der Macht durch das Volk entstanden waren,sah er sich zu einer Neubewertung dieser Frage veranlaßt. Im Artikel,,Über das Genossenschaftswessen,,entwickelte er die These vom Sozialismus als einer Gesellschaft Zivilisierter Genossenschaftler.

So groß waren die Kraft und die kühnheit der marxistischen Dialektik in der sich das eigentliche Wesen der revolutionären Lehre manifestierte und die Lenin so brillant beherrschte. Beim Aufbau einer neuen Welt werden wir, so meinte er noch ...mehr als einmal vollenden,umgestalten,wieder von vorn anfangen müssen. in der Tat ,wir haben mer als einmal das Begonnene vollenden und umgestalten, einen langwierigen und hartnäckigen kampf ausfechten und historische Prozesse durchmachen müssen, die eine Wende bedeuteten und revolutionären Charaker trugen.Und Diese Prozesse Veränderten in vieler Hinsich die Umstände und Bedingungen unserer Vorwärtsbewegung. Sie veränderten auch uns sebst:Sie stählten uns bereicherten uns um Erfahrungen und kenntnisse, gaben uns eine noch größere Überzeugung vom Erfolg der Sache der Revolution.

Wenn wir den von uns zurück gelegten Weg in welt historischem Maßstab bewerten, überzeugen wir uns immer aufs neue:Wir haben in kurzer Zeit vollbracht, wofür andere Jahrhunderte brauchten. Die sozialistische Revolution ereignete sich in ein...em land mit mittlerem Entwicklungsniveau des Kapitalismus hoher konzentration der industrie, überwiegend bäuerliche Bevölkerung und tiefverwurzelten Überresten des Feudlismus und Sogar vorangegangener ge sellschaftlicher Formationen. Rußland gab der Welt hervorragende Errungenschaften in Wissenschaft und kultur,aber drei viertel seiner Bevölkerung waren Analphabeten. Das land war durch den imperialistischen krieg und die unfähige Führung bis zum äußersten ruiniert.

Für den Aufbau eines neuen Lebens gab es keine Vorbilder, und es galt, unermüdlich nach schöperischen Lösungen zu suchen. Die Partei der Kommunisten sah ein Klares Ziel vor sich die Revolution, den weg des Sozialismus und die Sowjetmacht. ...Auf ebendiesem Weg Wurde die Partei von Lenin geführt. im lebendigen Schöpertum der Massen kristallisierten sich aus dem überaus koplizierten Material mehrerer nebeneinander bestehender Gesellschaftsformationen Rußlands Prinzipien und Normen eines künftigen sozialistischen Gefüges und in der Geschichte bisher nie dagewesene Organisationsformen der Gesellschaft her aus. Die anfangs rein theortischen Vorstellungen von den Formen der Volksmacht, von den Wegen und Grenzen der Vergesellschaftung des Eigentums, von der organisierung der Sozialistisch Produktion, von einer neuen, Kameradschaftlichen Disziplin, von der Stelung und Rolle des Menschen in der neuen Gesellschaft wurden präzisiert und mit realem lebebdigem inhalt erfüllt.

Hauptanliegen der Oktoberrevolution war die Gestaltung eines neuen lebens.Sie wurde keinen einzigen Tag unterbrochen.Ausgenutz wurde selbst eine kurze Atempause,um aufzubauen und nach Wegen in die sozialistische Zukunft zu suchen. Im Zeiche...n eines beispiellosen Höhenflugs von initiative und Schöpfertum des Volkes stand der Anfang der 20er Jahre. Es handelte sich um ein echtes revolutionäres Lanboratorium für soziales Neuerertum um die Suche nach optimalen Formen des Bündnisses zwischen der Arbeiterklasse und der werktätigen Bauern schaft, um die Ausprägung eines Mechanimus zur Realisierung des gesamten interessenpektrums der arbeitenden Menschen.
Von den durch Krieg und Zerrüttung erzwungenen kriegskommunistischen Methoden zur Organisierung von Produktion und Konsumtion ging die Partei dazu über,flexiblere,ökonomisch fundierte, reguläre in strumente der Einflußnahme auf die soziale Wirklichkeit anzuwenden. Die Maßnamen der Neuen Ökonomischen Politik waren darauf gerichtet das materielle Fundament für den Sozialismus zu legen.

Wir wenden uns heute immer häufiger den letzten Schriften Lenins seinen ideen von der Neuen Ökonomischen Politik zu und sind bemüht aus diesen Erfahrungen alles zu übernehmen was für uns heute wertvoll und notwendig ist. Gewiß wäre es falsc...h,zwischen der NÖP und dem,was wir heute, auf einer prinzipiell anderen Entwicklungsstufe, unternehmen ,das Gleichheitszeichen setzen zu wollen.Es gibt heute im Lande nicht mehr jene Einzelbauernschaft, mit der es ein Bündnis einzugehen galt ,worauf die ökonomische Politik der 20er Jahre in erster Linie abzielte
Doch mit der NÖP wurde auch ein ferneres Ziel anvisiert. Es wurde die Aufgabe  gestellt,
 Ein neue Gesellschaft .. nicht auf Grund des Enthusiasmus unmit telbar, sondern mit Hilfe
des aus der großen Revolution geborenen Enthusiasmus ,auf Grund des persönlichen
 Interesses der persönlichen
Interessiertheit, der wirt schaftlichen Rechnungsführung zu gestalten, schrieb Lenin
So hat es uns Das  leben gelehrt. So hat es uns der Objektive Entwicklungsgang
 der Revolution gelehrt
Wenn vom schöferischen Potential der NÖP die Rede ist , so muß Offenbar noch
ein mal derpolitische und methodologisch Reichtum der Idee von der Naturalsteuer 
hervorgehoben werden Freilich ist uns nicht an deren damaligen Formen gelegen die
den Zusammen schluß der Arbeiter
und Bauern sichern sollten sondern an den der Idee der Naturalsteuer innewohnen den
Möglichkeiten, die schöpferische Energie der Massen freizusetzen die Initiaitve des
Menschen zu Erhöhen und die bürokratischen Barrieren abzutragen, die das Grundprinzip
des Sozialismus Jeder nach seinen Fähigkeiten jedem nach seiner Leistung in seiner
Wirkung einschränken.