Freitag, 26. Juli 2013

هانا آرنت نویسنده

هانا آرنت 
پس از پایان جنگ جهانی دوم به عضویت کمیسیون jcr در آمد که هدفش جمع آوری و حفظ
میراث معنوی یهودیان اروپا ( از جمله کتابهای بجا مانده )بود 
 بدین سبب مجبور شد بارها به آلمان مسافرت کند. ( طولانی ترین مدت اقامت او از تابستان
 1949 م . تا بهار 1950 م . در wiesbaden بود. )

او که در جوانی خود را صهیونیست غیر مذهبی می دانست توانست در سالهای نخست در
نیویورک ژرف اندیشانه به مسایل یهودیان بیندیشد.
در نتیجه رفته رفته از صهیونیسم فاصله گرفت. زیرا بنیان سیاست را  تأمین آزادی و عدالت
می دانست و در مقایسه با جریانات سوسیالیستی و لیبرالی جنبش صهیونیستی را برای رسیدن
به این هدف مناسب نمی یافت .
هانا آرنت که به نقش اقلیت یهودی در تحول و تکامل اروپا آگاه بود, یهودی زاده شدن را مانند
تعلق به فرهنگی ملی می دانست: تاریخ و هویت اتوبوس نیست که بتوان از آن پیاده شد.
او امید داشت که اگر یهودی بودن تا بحال برای یهودیان جز سختی و ظلم و تبعیض ببار نیاورده
پس از هولوکاست ( واژه یونانی بمعنی نسل کشی ) شاید بتوان از آنان برای پیشرفت اجتماعی
بشر استفاده کرد.
بدین صورت که تأمین آزادی و عدالت برای یهودیان سرمشقی برای همه دیگر اقلیتهای مذهبی قومی و
 .ملی گردد
هانا آرنت گفته : تصور رایج از نامداران غرب این است که آنان اغلب درشهرت و محبوبیت زیسته اند 
در حالیکه تنها انگشت شماری چنین بوده اند و اکثریت نواندیشان حتی در دوران معاصر , نه
تنها با مخالفت بلکه با دشمنی ها و اتهامات ناروا روبرو شده اند

از جمله { چپ ها } هانا آرنت را ؛؛ فلسفه بافی ارتجاعی ؛؛ قلمدادکردند که در دنیایی خیالی و من
 در آوردی زندگی می کند.
فراتر از آن نظرات سیاسی او را بعنوان نظرات آدمی عقده ای به مسخره می گرفتند و حتی
شایعه پراکندند که حقوق بگیر سازمان جاسوسی CIA است. 

برخی رابطه کوتاهش با مارتین هدیدگر را نقطه عطفی در زندگی وی دانستند که به برخوردی دشمنانه با
یهودیان منجر شده بود و برخی  دیگر او را - چون در بحبوبه جنگ جهانی از
اروپا به آمریکای امن گریخته بود- از نظر اخلاقی محکوم می کردند.

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen