او من تو شما آنها و ایشان آنان
.به نظر من خواندن کتاب ها که سال ها برای ما غربت نشینان آموختن درس زندگی بوده است و شهامت برپا ماندن
برپا ماندن در همه جا و در هر شرایطی, اکثر ما مهاجران ایرانی در تبعید خود را باختیم و به اصطلاح دست و پای
.خود را گم گردیم
درباره ی غفلت ها و سکوت و بیگانگی با خود , همیشه گفته ام که همانند ماهی از آب به دور مانده ای هستم که
.حرکت ام بر روی خاک تلاش مذبوحانه ای پیش نیست که راه به چشمه, رود و دریائی نخواهد برد
در حالی که ژاله در هر کجا و در هر شرایطی که بوده پُر تحرک پویا شکوفا و بالنده بوده است ژاله تبعید را با دو
کوله بار آغاز کرده است: کوله بار اول, کوله باری است از شعر کفتند, برای حرکت, با نیروها آزادیخواه استقامت
شکیبائی و امید. در غربت, هم نشینان همه اهل دانش و شعر و هنر بوده اند چون به هر کجا که رسیده است به سراغ
.آنان رفته, آنها را یافته و پا به پای آنان در تلاش سازندگی و بالندگی بوده است
در همه ی نشست ها و گردهمائی های سیاسی و هنری و ادبی شرکت داشته و با وجود دوری از ایران, با نیروهای
.مبارز آزادیخواه فرهیخته دوستی و هم نشینی داشته است
شاید بیش از بسیاری از آنان که در ایران بودند . بنابراین هرگز از ژاله ی شاعر جدا نمانده و اگر هم سخنانی نداشته با
.هم دلان آزاد در حشر و نشر بوده است
.هر گز نگذاشته در غربت غم تنهائی بر او غلبه کند. حتا وقتی که آزرده خاطر از غربت بوده
اگر پرسند از من زندگانی چیست
خواهم گفت: همیشه جستجو کردن
ایران بهتری را آرزو کردن
من از هر وقت دیگر
بیشتر امروز هشیارم
به بیداری پُر از اندیشه ام
در خواب بیدارم
زمان را قدر می دانم
ایران زمین را دوست می دارم
.به نظر من خواندن کتاب ها که سال ها برای ما غربت نشینان آموختن درس زندگی بوده است و شهامت برپا ماندن
برپا ماندن در همه جا و در هر شرایطی, اکثر ما مهاجران ایرانی در تبعید خود را باختیم و به اصطلاح دست و پای
.خود را گم گردیم
درباره ی غفلت ها و سکوت و بیگانگی با خود , همیشه گفته ام که همانند ماهی از آب به دور مانده ای هستم که
.حرکت ام بر روی خاک تلاش مذبوحانه ای پیش نیست که راه به چشمه, رود و دریائی نخواهد برد
در حالی که ژاله در هر کجا و در هر شرایطی که بوده پُر تحرک پویا شکوفا و بالنده بوده است ژاله تبعید را با دو
کوله بار آغاز کرده است: کوله بار اول, کوله باری است از شعر کفتند, برای حرکت, با نیروها آزادیخواه استقامت
شکیبائی و امید. در غربت, هم نشینان همه اهل دانش و شعر و هنر بوده اند چون به هر کجا که رسیده است به سراغ
.آنان رفته, آنها را یافته و پا به پای آنان در تلاش سازندگی و بالندگی بوده است
در همه ی نشست ها و گردهمائی های سیاسی و هنری و ادبی شرکت داشته و با وجود دوری از ایران, با نیروهای
.مبارز آزادیخواه فرهیخته دوستی و هم نشینی داشته است
شاید بیش از بسیاری از آنان که در ایران بودند . بنابراین هرگز از ژاله ی شاعر جدا نمانده و اگر هم سخنانی نداشته با
.هم دلان آزاد در حشر و نشر بوده است
.هر گز نگذاشته در غربت غم تنهائی بر او غلبه کند. حتا وقتی که آزرده خاطر از غربت بوده
اگر پرسند از من زندگانی چیست
خواهم گفت: همیشه جستجو کردن
ایران بهتری را آرزو کردن
من از هر وقت دیگر
بیشتر امروز هشیارم
به بیداری پُر از اندیشه ام
در خواب بیدارم
زمان را قدر می دانم
ایران زمین را دوست می دارم

Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen