حسن ماسالی
نوزدهم. فوریه. 2015
خانم ها و آقایان؛ دوستان و رفقای عزیز
بسهم خود میخواهم از کوشش های آقای محمود نیک پی و گروه مبارز آزادیخواه خارج از کشور ایران
که در برگزاری این نشست اقدام کرده اند, صمیمانه سپاسگزاری کنم. امیدوارم در آینده بتوانم با
گوناگونی اندیشه, و با کار دستجمی راهکارهای علمی نوینی برای رهائی از واپسگرائی و ناکامی های
سیاسی مبارزاتی جستجو کنیم . و
نظریات خودم را که ناشی از تجارب سالها مبارزه و افت و خیز مبارزاتی میباشد و سابقاً نیز انتشار داده
بودم, بشرح زیر ارائه میدهم. و
حسن ماسالی
خطاهای ما, ریاکاری روحانیون مبارزات مردم و چشم انداز آینده ایران
آیا میدانیم چرا علی خامنه ای ادعا میکند که نظریه پرداز و رهبر مردم ایران شده است؟
قبل از اینکه به این سوال پاسخ بدهم, ضروری میدانم به یاد بیاوریم که همه ی ما چه خطاهائی مرتکب
شدیم و شرایطی فراهم آوردیم که خمینی رهبر ایران شد!! در این مبحث به نقش بازیگران خارجی و
بین المللی اشاره نمکنیم و فقط به عوامل داخلی می پردازیم که در به قدرت رساندن خمینی نقش اساسی
ایفا کردند. و
یک- خطاهای سردمداران نظام پادشاهی
دیکتاتوری فردی و استمرار ترور و اختناق موجب شد که آزاد اندیش و دمکرات منش در جامعه ایران
معنی و مفهومی نداشته باشد و احزاب سیاسی دمکرات و شخصیت های ملی و آزاده امکان رشد و مجال
ابراز وجود درمیان مردم نداشته باشند. در چنین جامعه ای فرهنگ دیگتاتوری خشونت طلبی جمع فکری
و فساد رشد پنهان و آشکار کرده بودند و هر فرد جاهل مسلک قلدرمنش چاپلوس بیسواد عوامفریب و
نوکرمنش میتوانست اختیار مردم شود. و
سیاست هر کس با من نیست, دشمن من است, در حاکمیت و در میان گروههای مخالف رژیم ایران نقش
برجسته ای ایفا میکرد و در چنین مناسبات سیاسی فرهنگی هر فرد می بایست یا نوکر رژیم ولی فقیه
می شد, یا می بایست بدون تعمق و داشتن چشم انداز سیاسی, با رژیم ایران دشمنی میکرد, و گرنه مطرود
هر دو طرف می شد. و
این عدم اعتدال اجتماعی الزاما دلیل اقتصادی نداشت, بلکه بطورعمده علل سیاسی, فرهنگی و روانی
داشتند. و
نظام سیاسی تک بعدی به خادمان دون صفت احتیاج داشت و به آنها تکیه کرده بود و آنچنان به آنها میدان
داده بود که اعتدال و آرامش روحی و روانی را درمیان مردم خصوصاً در میان جوانان از میان برده بودند
و همزیستی مسالمت آمیز و همکاری افتخار آمیز قابل توجیه نبودند. نتیجه ی چنین فرهنگ و مناسبات
سیاسی شورش و رادیکالیسم کور در جامعه فعالیت داشتند. که شکل گرفت, تجربیات و اسناد مستندی در
اینبار وجود دارند. و
جالب توجه است که در جمهوری اسلامی تعداد کثیری از آخوندهای فاسد که اکنون برمسند قدرت تکیه
زده اند, از حقوق بگیران وزارت اوقاف و ساواک و از مدیحه سرایان نظام اقتدارگر گذشته بودند و یا
شورشگر بدون منطق در مقابل آن نظام بودند. و
روحانیون نظیر خمینی با وجودیکه به لزوم داشتن یک سلطان برای حفظ کیان ایدئولوژی کهنه اعتقاد داشت
نیمخواست نوکر پادشاه ایران باشد. اما یاغی گری خمینی بخاطر آزاداندیشی و دمکرات منشی اش نبود بلکه
از خوی بیابانی اش نشأت میگرفت. خمینی خصلت واپسگرایانه و ارتجاعی خود را در جریان
شورش 15 . خرداد. 1342 نشان داده بود. او با اصلاحات ارضی و آزادی زنان و نقش اجتماعی آنان
مخالفت ورزید. در آن زمان کارگزاران رژیم سابق فقط با خشونت با او برخورد کردند و نمی دانستند
چگونه او را افشاء کنند, چون خودشان دچار ضعف های بنیادی بودند. از میان نیروهای مخالف رژیم لیبرال
دمکراتها نیز بخاطر مخالفت با شاه ایران ماهیت ارتجاعی خمینی را افشاء نکردند و با سکوت خود به
خمینی میدان دادند. جریانهای چپ سنتی بخاطر تشابه فکری که با خمینی داشتند, برای او فریاد آفرین و
هورا کشیدند. و
مسئولان رژیم گذشته بجای اینکه قضائی برای بحث و گفتگو و معرفی اندیشه و نقد نظریات ارتجاعی خمینی
و امثال او را فراهم کنند تا مردم و جوانان بیدار شوند, جلوی نشر و معرفی آثار خمینی را می گرفتند و حتی
خوانندگان آنرا تحت پیگرد قرار داده بازداشت میکردند. این روش باعث شده بود که افراد زیادی بدون اینکه
از محتوای نظریات خمینی و جزواتی نظیر ولایت فقیه خبر داشته باشند, آنرا مثل یک مانیفست انقلابی
مخفیانه تکثیر و توزیع می کردند. و
بخوبی بیاد دارم که بسیاری از جوانان برخاسته از خانواده های مذهبی, نظر خوبی نسبت به آخوندیسم نداشتند
و اکثر آخوندها را که از کیسه حکومت تجار ملاکین و حتی از حاصل دسترنج توده های زحمتکش از تزاق
می کنند انگل های اجتماعی و پدیده ای ارتجاعی میدانستند. این جوانان ضمن اعتقاد به برخی مبانی ایدئولوژی
خواستار انجام اصلاحات و ایجاد تحول فکری و فرهنگی دردین بودند. اشخاص مثل آیت الله طالقانی که در
میان بسیاری از جوانان و مردم نفوذ داشت یک فرد اصلاح طلب بود. او آثار منتخبی از ایدئولوژی خمینی
بازبان شیوا تفسیر میکرد تا در خدمت هدفهای اصلاح طلبانه انسانگرایانه و دمکرات منشانه باشد. و
اما ایشان از طرف ساواک تحت پیگرد قرار داشت و او را متهم می کردند که آیه های ایدئولوژی کهنه؟! را
طرح میکند و آشوب طلب است. و
نوزدهم. فوریه. 2015
خانم ها و آقایان؛ دوستان و رفقای عزیز
بسهم خود میخواهم از کوشش های آقای محمود نیک پی و گروه مبارز آزادیخواه خارج از کشور ایران
که در برگزاری این نشست اقدام کرده اند, صمیمانه سپاسگزاری کنم. امیدوارم در آینده بتوانم با
گوناگونی اندیشه, و با کار دستجمی راهکارهای علمی نوینی برای رهائی از واپسگرائی و ناکامی های
سیاسی مبارزاتی جستجو کنیم . و
نظریات خودم را که ناشی از تجارب سالها مبارزه و افت و خیز مبارزاتی میباشد و سابقاً نیز انتشار داده
بودم, بشرح زیر ارائه میدهم. و
حسن ماسالی
خطاهای ما, ریاکاری روحانیون مبارزات مردم و چشم انداز آینده ایران
آیا میدانیم چرا علی خامنه ای ادعا میکند که نظریه پرداز و رهبر مردم ایران شده است؟
قبل از اینکه به این سوال پاسخ بدهم, ضروری میدانم به یاد بیاوریم که همه ی ما چه خطاهائی مرتکب
شدیم و شرایطی فراهم آوردیم که خمینی رهبر ایران شد!! در این مبحث به نقش بازیگران خارجی و
بین المللی اشاره نمکنیم و فقط به عوامل داخلی می پردازیم که در به قدرت رساندن خمینی نقش اساسی
ایفا کردند. و
یک- خطاهای سردمداران نظام پادشاهی
دیکتاتوری فردی و استمرار ترور و اختناق موجب شد که آزاد اندیش و دمکرات منش در جامعه ایران
معنی و مفهومی نداشته باشد و احزاب سیاسی دمکرات و شخصیت های ملی و آزاده امکان رشد و مجال
ابراز وجود درمیان مردم نداشته باشند. در چنین جامعه ای فرهنگ دیگتاتوری خشونت طلبی جمع فکری
و فساد رشد پنهان و آشکار کرده بودند و هر فرد جاهل مسلک قلدرمنش چاپلوس بیسواد عوامفریب و
نوکرمنش میتوانست اختیار مردم شود. و
سیاست هر کس با من نیست, دشمن من است, در حاکمیت و در میان گروههای مخالف رژیم ایران نقش
برجسته ای ایفا میکرد و در چنین مناسبات سیاسی فرهنگی هر فرد می بایست یا نوکر رژیم ولی فقیه
می شد, یا می بایست بدون تعمق و داشتن چشم انداز سیاسی, با رژیم ایران دشمنی میکرد, و گرنه مطرود
هر دو طرف می شد. و
این عدم اعتدال اجتماعی الزاما دلیل اقتصادی نداشت, بلکه بطورعمده علل سیاسی, فرهنگی و روانی
داشتند. و
نظام سیاسی تک بعدی به خادمان دون صفت احتیاج داشت و به آنها تکیه کرده بود و آنچنان به آنها میدان
داده بود که اعتدال و آرامش روحی و روانی را درمیان مردم خصوصاً در میان جوانان از میان برده بودند
و همزیستی مسالمت آمیز و همکاری افتخار آمیز قابل توجیه نبودند. نتیجه ی چنین فرهنگ و مناسبات
سیاسی شورش و رادیکالیسم کور در جامعه فعالیت داشتند. که شکل گرفت, تجربیات و اسناد مستندی در
اینبار وجود دارند. و
جالب توجه است که در جمهوری اسلامی تعداد کثیری از آخوندهای فاسد که اکنون برمسند قدرت تکیه
زده اند, از حقوق بگیران وزارت اوقاف و ساواک و از مدیحه سرایان نظام اقتدارگر گذشته بودند و یا
شورشگر بدون منطق در مقابل آن نظام بودند. و
روحانیون نظیر خمینی با وجودیکه به لزوم داشتن یک سلطان برای حفظ کیان ایدئولوژی کهنه اعتقاد داشت
نیمخواست نوکر پادشاه ایران باشد. اما یاغی گری خمینی بخاطر آزاداندیشی و دمکرات منشی اش نبود بلکه
از خوی بیابانی اش نشأت میگرفت. خمینی خصلت واپسگرایانه و ارتجاعی خود را در جریان
شورش 15 . خرداد. 1342 نشان داده بود. او با اصلاحات ارضی و آزادی زنان و نقش اجتماعی آنان
مخالفت ورزید. در آن زمان کارگزاران رژیم سابق فقط با خشونت با او برخورد کردند و نمی دانستند
چگونه او را افشاء کنند, چون خودشان دچار ضعف های بنیادی بودند. از میان نیروهای مخالف رژیم لیبرال
دمکراتها نیز بخاطر مخالفت با شاه ایران ماهیت ارتجاعی خمینی را افشاء نکردند و با سکوت خود به
خمینی میدان دادند. جریانهای چپ سنتی بخاطر تشابه فکری که با خمینی داشتند, برای او فریاد آفرین و
هورا کشیدند. و
مسئولان رژیم گذشته بجای اینکه قضائی برای بحث و گفتگو و معرفی اندیشه و نقد نظریات ارتجاعی خمینی
و امثال او را فراهم کنند تا مردم و جوانان بیدار شوند, جلوی نشر و معرفی آثار خمینی را می گرفتند و حتی
خوانندگان آنرا تحت پیگرد قرار داده بازداشت میکردند. این روش باعث شده بود که افراد زیادی بدون اینکه
از محتوای نظریات خمینی و جزواتی نظیر ولایت فقیه خبر داشته باشند, آنرا مثل یک مانیفست انقلابی
مخفیانه تکثیر و توزیع می کردند. و
بخوبی بیاد دارم که بسیاری از جوانان برخاسته از خانواده های مذهبی, نظر خوبی نسبت به آخوندیسم نداشتند
و اکثر آخوندها را که از کیسه حکومت تجار ملاکین و حتی از حاصل دسترنج توده های زحمتکش از تزاق
می کنند انگل های اجتماعی و پدیده ای ارتجاعی میدانستند. این جوانان ضمن اعتقاد به برخی مبانی ایدئولوژی
خواستار انجام اصلاحات و ایجاد تحول فکری و فرهنگی دردین بودند. اشخاص مثل آیت الله طالقانی که در
میان بسیاری از جوانان و مردم نفوذ داشت یک فرد اصلاح طلب بود. او آثار منتخبی از ایدئولوژی خمینی
بازبان شیوا تفسیر میکرد تا در خدمت هدفهای اصلاح طلبانه انسانگرایانه و دمکرات منشانه باشد. و
اما ایشان از طرف ساواک تحت پیگرد قرار داشت و او را متهم می کردند که آیه های ایدئولوژی کهنه؟! را
طرح میکند و آشوب طلب است. و

Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen