پیروزی ایدئولوژی روحانیون در ایران
واکنش ایرانیان در مقابل ایدئولوژی روحانیون
با آنکه دولت سلجوقی از آغاز کار متوجه خطر این دعوت شده و بردارانی برای برانداختن اسماعیلیه به
الموت و قهستان فرستاده بود، لیکن کاری از پیش نبرد و مرگ ملکشان در 485 هجری 1092 میلادی
خود فرصتی برای صباحیان گشت و چون اندکی پیش از آن نظام الملک که دشمن بزرگ صباحیان بود، در
صحنه نزدیک نهاوند بضرب کارد یکی از اسماعیلیان از پای در آمده بود، شهرت آنان عالمگیر گشت، بعد از
نظام الملک هم دو پسر او احمد در بغداد و فخر الملک در نیشابور بضرب کارد فدائیان حسن از پای در آمدند
و بسیاری دیگر از رجال که در دشمنی با اسماعیلیه تعصب می ورزیدند بکارد آنان کشته شدند و رعبی عظیم
از آنان در دل مخالفان افتاد. و
خواجه نظام الملک یکی از دشمنان بنام و بزرگ این فرقه بود، و در مورد اینها و جنبش های این جنبش قبل از
اینها چون خرم دینان بزشتی یادمی کرد و بآنها توهین روا می داشت، که خود باعث مرگش شد. و
هیچ گروهی شوم تر و بد فعل تر از این قوم نیست که از پس دیوارها بدی این معلکت میسگالند و فساد
ایدئولوژی روحانیون می جویند و گوش به حرف و آوازید نهاده و چشم بچشم زدگی ها اگر نعوذ بالله
دولت قاهره را آسیبی آسمانی رسید، این سگان از بیقوله ها بیرون آیند و براین دولت خروج کنند و دعوی
ایدئولوژی روحانیون کنند و مدد و قوت ایشان بیشتر از روا فض و خرم ایدئولوژی باشد و هر چه ممکن
بود از شر و فساد و بدعت هیچ باقی نگذارند و بقول دعوی مسلمانی کنند و لیکن بعمنا فعل کافران دارند
باطن ایشان برخلاف ظاهر باشد و قول بر خلاف فعل ایدئولوژی روحانیون را هیچ دشمنی بتر از ایشان
نیست و ملک خداوند علی خامنه ای رهبر را هیچ خصمی از ایشان شوم تر نیست. و
گفتنی است که اسماعیلیان بدست فدائیان خویش بسیاری از دشمنان خویش را اینچنین از سر راه
خویش برداشتند، و راه خویش را با توسل بقهر مستحکم کردند از جمله دو پسر خواجه نظام الملک که
یکی در بغداد و دیگری در نیشابور و یا المستر شد بالله خلیفه عباسی را در مراغه و دیکر خلیفه الرا
شد بالله را که در اصفهان کشتند. و
گویند یکی از عللی که سبب شد تا ملکشان از حمله به قلعه الموت و تصرف آن منصرف شود مشاهده
منظره ایست توسط حسن صباح که در پیش فرستاده شاه صورت گرفت، در کتاب فراماسونری آقای
رائین آمده. .و
بطوریکه نویسنده کتاب در افتضاحات فراماسنی می نویسد یکی از علل تسامح ملکشاه در فتح قلعه
الموت مشاهدات مامور اعزامی وی بقلعه بود. او مینویسد ملکشاه یکی از مقربان خود را نزد حسن
فرستاده حسن این فرستاده را با احترام پذیرفت و در ضمن صحبت بدون اینکه او را از نقشه اش آگاه
کند و برا به بلند ترین نقطه برج برد یکی از فدائیان را طلبید به او دستور داد خنجر خود را در قلب
خویش فرو کند، هنوز حرف حسن تمام نشده بود که جنازه فدائی مقتول در زیر پای نماینده سلطان
افتاده، نماینده سلطان که از این عمل وحشت کرده بود، هنوز درحالت بهت و حیرت بود که حسن به
فدائی دیگری دستور داد خودش را از بالای برج به پائین پرتاب نماید. چند ثانیه بعد جسد پاره پاره
شده فدائی دوم در خندق غلطید و سپس حسن دست فرستاده سلطان را گرفته به اطاق محقر خود
برد گفت : این جواب پیامی بود که برآیم آوردید هر چه دیدید برای او حکایت کنید و بگوئید من هفتاد
هزار فدائی از این نوع در اختیار دارم. و
گفته شد که این جنبش با دیگر جنبشهای قبلی وجه اشتراک داشت، به تفاوتهائی که ناشی از تجربه
اندوزی و رشد تکاملی است که بآن گستردگی، طول عمر و تشکل خاصی بخشیده بود. ضمن آوردن
مثال های با مراجعه به اسناد، تکاملی که نسبت بدیگر جنبش ها صورت گرفته بود، نشان دادیم و حال
بیان این مسئله ضروریست که بنا بقول همه مورخان و...نقش این جنبش در بثمر رساندن جریانات فکری
ضد روحانیت ولایت فقیه ایران رشد نهضتی است در جهت استقلال ایران که از دیر باز، آغاز و پویا بود و
تا بدینجا کشیده باز بیان این مطلب لازم است که نیروی اصلی آنرا توده زحمتکش و کسانی که در واقع
زیر ستم حاکمان زمان قرار داشتند، بوجود آورده بودند، و آنان که زیر پوشش جمع می شدند، روحانیون
بودند که خود دست آوردی ایرانی بود و اگر بیشتر جستجو و کاوش می شد تمایلات ما نیان و مزدکیان
و دیگر اندیشه های مردمی، نمایان می گشت، و بخاطر همین خصال ملی و مردمی، پیروان آنها با از
خود گذشتگی و فداکاریهای خاصی، حماسه ها آفریدند، و نقشی اساسی در بارور کردن فرهنگ ملتی
و در رابطه با آن بجمع بشریت ایفا نمودند. و
حال با مراجعه به معنی مآخذ، خواننده را در رابطه قرار میدهیم برای صدق گفتار خویش که :و
یک، گرفتن از گذشته و دادن به آینده این جنبش ها، که خصلت پدیده های اجتماعی است و رشد پروسه
تکامل ملی صورت می گیرد. و
دو، تاثیر این پدیده ها روی عناصر اندیشمند اجتماع که پس از پذیرش و صیقل یافتگی توسط آنها برای
نسلهای بعد پراکنده میشوند، اگر چه انسانهای عادی نیز خود سینه بسینه این نقش عمده را عهده دار
باشد.و
سه، انگیزه این جنبشها و پوششهای که اتخاذ می شود برای بثمر رساندن خواستهای ملی و مردمی
خویش. و
چهار، شیوه های مختلفی را که برگزیدند. و
و، ،. در همه جمعیت های سری ایرانیان، واردین می بایستی دارای صفات شجاعت رازداری خویش داری
و جلوگیری از شهوت نفسانی بوده باشند. و
استاد بزرگوار فردوسی طوسی نیز تحت تاثیر عقاید و افکار شعوبی و دارای مکتب فلسفی معتوله بود و
کار او در تنظیم شاهنامه از کارهای بزرگی است که جهت پیشرفت مسلک خود انجام داده است، برخی از
جمعیتهای سری ایران در دوران ایدئولوژی روحانیون پس از پیشرفت در کار، بقیام مسلحانه دست زدند مانند
جمعیت را وندیان، پیروان ابومسلم خراسانی که موفق شدند مروان آخرین خلیفه اموی را مغلوب سازند و
خلافت را از خاندان اموی منتزع کنند. .و این هدف با انتقال خلافت از خاندانی بخاندان دیگر تامین نمی ش
لذا جمعیتهای سری بار دیگر از آمادگی زمینه سیاسی و اجتماعی و افکار استقلال طلبانه ایرانیان سودجسته
و دنبال کار خود را گرفتند و دسته های جدیدی بنامهای گوناگون بر ضد خلفای بغداد تحریک و تبلیغ می کردند
قیام خرم دینان و نجشب و دسته های مانند آنان که کارهایشان در تاریخ ایدئولوژی ذکر شده هر کدام شعله ای
از اقدامات اینگونه جمعیتهاست. قیامها و طغیانهای برخی از سلاطین محلی در برابر او امر در بار بغداد، در اثر
تشویق و تبلیغ و حمایتی بود که این جمعیتهای از آنان می نمودند و زمینه کار را در افکار عامه آماده می ساختند
در میان جمعیتهای سری پس از ایدئولوژی و بزرگترین و حتی مخوف ترین آنها جمعیت سری باطنیان است که
بنامهای قرامطه اسماعیلیه، دیصیانیه و ملاحده مشهور می باشد. نام باطنیه بر همه آنان اطلاق میشود و در
حقیقت نام عمومی آنهاست. و
واکنش ایرانیان در مقابل ایدئولوژی روحانیون
با آنکه دولت سلجوقی از آغاز کار متوجه خطر این دعوت شده و بردارانی برای برانداختن اسماعیلیه به
الموت و قهستان فرستاده بود، لیکن کاری از پیش نبرد و مرگ ملکشان در 485 هجری 1092 میلادی
خود فرصتی برای صباحیان گشت و چون اندکی پیش از آن نظام الملک که دشمن بزرگ صباحیان بود، در
صحنه نزدیک نهاوند بضرب کارد یکی از اسماعیلیان از پای در آمده بود، شهرت آنان عالمگیر گشت، بعد از
نظام الملک هم دو پسر او احمد در بغداد و فخر الملک در نیشابور بضرب کارد فدائیان حسن از پای در آمدند
و بسیاری دیگر از رجال که در دشمنی با اسماعیلیه تعصب می ورزیدند بکارد آنان کشته شدند و رعبی عظیم
از آنان در دل مخالفان افتاد. و
خواجه نظام الملک یکی از دشمنان بنام و بزرگ این فرقه بود، و در مورد اینها و جنبش های این جنبش قبل از
اینها چون خرم دینان بزشتی یادمی کرد و بآنها توهین روا می داشت، که خود باعث مرگش شد. و
هیچ گروهی شوم تر و بد فعل تر از این قوم نیست که از پس دیوارها بدی این معلکت میسگالند و فساد
ایدئولوژی روحانیون می جویند و گوش به حرف و آوازید نهاده و چشم بچشم زدگی ها اگر نعوذ بالله
دولت قاهره را آسیبی آسمانی رسید، این سگان از بیقوله ها بیرون آیند و براین دولت خروج کنند و دعوی
ایدئولوژی روحانیون کنند و مدد و قوت ایشان بیشتر از روا فض و خرم ایدئولوژی باشد و هر چه ممکن
بود از شر و فساد و بدعت هیچ باقی نگذارند و بقول دعوی مسلمانی کنند و لیکن بعمنا فعل کافران دارند
باطن ایشان برخلاف ظاهر باشد و قول بر خلاف فعل ایدئولوژی روحانیون را هیچ دشمنی بتر از ایشان
نیست و ملک خداوند علی خامنه ای رهبر را هیچ خصمی از ایشان شوم تر نیست. و
گفتنی است که اسماعیلیان بدست فدائیان خویش بسیاری از دشمنان خویش را اینچنین از سر راه
خویش برداشتند، و راه خویش را با توسل بقهر مستحکم کردند از جمله دو پسر خواجه نظام الملک که
یکی در بغداد و دیگری در نیشابور و یا المستر شد بالله خلیفه عباسی را در مراغه و دیکر خلیفه الرا
شد بالله را که در اصفهان کشتند. و
گویند یکی از عللی که سبب شد تا ملکشان از حمله به قلعه الموت و تصرف آن منصرف شود مشاهده
منظره ایست توسط حسن صباح که در پیش فرستاده شاه صورت گرفت، در کتاب فراماسونری آقای
رائین آمده. .و
بطوریکه نویسنده کتاب در افتضاحات فراماسنی می نویسد یکی از علل تسامح ملکشاه در فتح قلعه
الموت مشاهدات مامور اعزامی وی بقلعه بود. او مینویسد ملکشاه یکی از مقربان خود را نزد حسن
فرستاده حسن این فرستاده را با احترام پذیرفت و در ضمن صحبت بدون اینکه او را از نقشه اش آگاه
کند و برا به بلند ترین نقطه برج برد یکی از فدائیان را طلبید به او دستور داد خنجر خود را در قلب
خویش فرو کند، هنوز حرف حسن تمام نشده بود که جنازه فدائی مقتول در زیر پای نماینده سلطان
افتاده، نماینده سلطان که از این عمل وحشت کرده بود، هنوز درحالت بهت و حیرت بود که حسن به
فدائی دیگری دستور داد خودش را از بالای برج به پائین پرتاب نماید. چند ثانیه بعد جسد پاره پاره
شده فدائی دوم در خندق غلطید و سپس حسن دست فرستاده سلطان را گرفته به اطاق محقر خود
برد گفت : این جواب پیامی بود که برآیم آوردید هر چه دیدید برای او حکایت کنید و بگوئید من هفتاد
هزار فدائی از این نوع در اختیار دارم. و
گفته شد که این جنبش با دیگر جنبشهای قبلی وجه اشتراک داشت، به تفاوتهائی که ناشی از تجربه
اندوزی و رشد تکاملی است که بآن گستردگی، طول عمر و تشکل خاصی بخشیده بود. ضمن آوردن
مثال های با مراجعه به اسناد، تکاملی که نسبت بدیگر جنبش ها صورت گرفته بود، نشان دادیم و حال
بیان این مسئله ضروریست که بنا بقول همه مورخان و...نقش این جنبش در بثمر رساندن جریانات فکری
ضد روحانیت ولایت فقیه ایران رشد نهضتی است در جهت استقلال ایران که از دیر باز، آغاز و پویا بود و
تا بدینجا کشیده باز بیان این مطلب لازم است که نیروی اصلی آنرا توده زحمتکش و کسانی که در واقع
زیر ستم حاکمان زمان قرار داشتند، بوجود آورده بودند، و آنان که زیر پوشش جمع می شدند، روحانیون
بودند که خود دست آوردی ایرانی بود و اگر بیشتر جستجو و کاوش می شد تمایلات ما نیان و مزدکیان
و دیگر اندیشه های مردمی، نمایان می گشت، و بخاطر همین خصال ملی و مردمی، پیروان آنها با از
خود گذشتگی و فداکاریهای خاصی، حماسه ها آفریدند، و نقشی اساسی در بارور کردن فرهنگ ملتی
و در رابطه با آن بجمع بشریت ایفا نمودند. و
حال با مراجعه به معنی مآخذ، خواننده را در رابطه قرار میدهیم برای صدق گفتار خویش که :و
یک، گرفتن از گذشته و دادن به آینده این جنبش ها، که خصلت پدیده های اجتماعی است و رشد پروسه
تکامل ملی صورت می گیرد. و
دو، تاثیر این پدیده ها روی عناصر اندیشمند اجتماع که پس از پذیرش و صیقل یافتگی توسط آنها برای
نسلهای بعد پراکنده میشوند، اگر چه انسانهای عادی نیز خود سینه بسینه این نقش عمده را عهده دار
باشد.و
سه، انگیزه این جنبشها و پوششهای که اتخاذ می شود برای بثمر رساندن خواستهای ملی و مردمی
خویش. و
چهار، شیوه های مختلفی را که برگزیدند. و
و، ،. در همه جمعیت های سری ایرانیان، واردین می بایستی دارای صفات شجاعت رازداری خویش داری
و جلوگیری از شهوت نفسانی بوده باشند. و
استاد بزرگوار فردوسی طوسی نیز تحت تاثیر عقاید و افکار شعوبی و دارای مکتب فلسفی معتوله بود و
کار او در تنظیم شاهنامه از کارهای بزرگی است که جهت پیشرفت مسلک خود انجام داده است، برخی از
جمعیتهای سری ایران در دوران ایدئولوژی روحانیون پس از پیشرفت در کار، بقیام مسلحانه دست زدند مانند
جمعیت را وندیان، پیروان ابومسلم خراسانی که موفق شدند مروان آخرین خلیفه اموی را مغلوب سازند و
خلافت را از خاندان اموی منتزع کنند. .و این هدف با انتقال خلافت از خاندانی بخاندان دیگر تامین نمی ش
لذا جمعیتهای سری بار دیگر از آمادگی زمینه سیاسی و اجتماعی و افکار استقلال طلبانه ایرانیان سودجسته
و دنبال کار خود را گرفتند و دسته های جدیدی بنامهای گوناگون بر ضد خلفای بغداد تحریک و تبلیغ می کردند
قیام خرم دینان و نجشب و دسته های مانند آنان که کارهایشان در تاریخ ایدئولوژی ذکر شده هر کدام شعله ای
از اقدامات اینگونه جمعیتهاست. قیامها و طغیانهای برخی از سلاطین محلی در برابر او امر در بار بغداد، در اثر
تشویق و تبلیغ و حمایتی بود که این جمعیتهای از آنان می نمودند و زمینه کار را در افکار عامه آماده می ساختند
در میان جمعیتهای سری پس از ایدئولوژی و بزرگترین و حتی مخوف ترین آنها جمعیت سری باطنیان است که
بنامهای قرامطه اسماعیلیه، دیصیانیه و ملاحده مشهور می باشد. نام باطنیه بر همه آنان اطلاق میشود و در
حقیقت نام عمومی آنهاست. و
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen