Donnerstag, 2. April 2015

فضای سبز شمال گیلان

کوچک پور را به خاطر ارادت به کوچک خان جنگلی انتخاب کرده است, معلوم بود که عضو حزب توده
نیست, اما به قول معروف یک گاو پیشانی سفید بود از هر توده ای تشکیلاتی در گیلان به توده ای بودن
.مشهورتر
کوچک پور به میرزا می گفت چون با یکی از رجال خوش نام لنگرود دوست صمیمی است, باید میرزا را
تا لنگرود همراهی کند و به دست او بسپارد. میرزا بوه و به سبزه نیز آراسته شد میرزا جعفرخان که
 پرونده اداری اش مهر سیاه داشت و حتماً مقامات انتظامی هم به هنگام عزیمت او به لنگرود ندا داده بودند
که این ماجرا جو از کاشان به گیلان که سنت چند ده ساله در فعالیت چپ دارد, گیلانی که مدتی عنوان
جمهوری شوروی گیلان را داشته, مأمور شده است اینک با همراهی کوچک پور می خواهد وارد لنگرود
شود و در آنجا دادگاه تأسیس کند و در سمت رئیس دادگاه بخش مستقل در  آن شهر مستقر شود.و

گر چه این دوست میرزا خوش نام کوچک پور یعنی مسیحا از مالکین لنگرود بود ولی او هم برچسب
همکاری با میرزاکوچک خان را داشت و در نظر فئودال های لنگرود مخصوضاً در نظر خانواده معروف
صوفی عنصر نامطلوب محسوب می شد. و

میرزا هر چه باداباد! با کوچک پور روانه لنگرود شدند و وارد بر مسیحا از همان ساعات اول ورود
شهرت توده ای بودن میرزا همه شهر را پر کرد و شاید هم از پیش این شهرت به لنگرود رسیده بود
خاصیت شهرهای کوچک چنین است. با آن که همان روزهای اول ورود ملاقاتی با رئیس خانواده, بهتر
بگویم رئیس ایل صوفی- که سرتاسر منطقه زیر سلطۀ آنها بود- مرحوم نصرت الله خان صوفی داشتند, این
 ملاقات چیزی از شهرت توده ای بودن میرزا را نکاست. و

نصرت الله خان در سر میز نهار که همه اولاد و نوه هایش دست به سینه ایستاده بودند و بدون اجازه او
نمی نشستند, گفت که ما در این منطقه احتیاجی به دادگاه و شهربانی و ژاندارمری نداریم, خودمان مشکلات
را حل می کنیم رعایای ما اگر اختلافی پیدا کنند حق رجوع به مقامات انتظامی و دادگاه را ندارند, کدخدا و
ریش سفید و ملاّ یعنی روحانیون محل و مسئله گو دارند, و دست آخر من هستم که همه اختلافات را عادلانه
فیصله میدهم و حرف من از حکم هر دادگاهی برای رعایا معتبرتر است.و

امّا چون مامطیع دولت هستیم و جان نثار اعلیحضرت, مانع تشکیل ادارات دولتی نیستیم, قدم شما بالای
چشم, تا وقتی که درست کار بکنید مورد احترام هستید و اگر تخطی کنید, در وزارتخانه تان آن قدر آدم با
نفوذ و اسم و رسم دار داریم که بتوانیم مشکل را حل کنیم, امّا یک توصیۀ کوچک خدمت شما که جوان
هستید و تازه به این سمت منصوب شده اید دارم میرزا سراپا گوش بود, با کّتۀ توی بشقاب, در واقع بازی
می کرد, سعی می کرد نشان بدهد که برای حرف های نصرت الله خان صوفی احترام قائل است. و

گفت: هر وقت خواستید به دهات ما تشریف بیاورید قبلاً به وسیله کدخدای ده ما را خبر کنید؛ ما ایلاتی هستیم
و برای خود رسومی داریم, رعیت ما باید بداند که شما با موافقت ما وارد شده و مهمان عزیز ما هستید. و
رؤسای ژاندارمری منطقه همه این رسم را رعایت می کنند و به ژاندارم های خود در این خصوص قدغن
اکید کرده اند. و

من در لنگرود خانه و زندگی دارم, امّا منزل اصلی من املش است. در املش همه با هم خویشاوند هستند. و
اصلاً در منطقه ما پاسگاه ژاندارمری نیست, چون مورد احتیاج نبوده و نیست ما خودمان مصالح دولت را
رعایت می کنیم- سیاست دولت را اجرا می کنیم, و دست آخر کمی هم صدایش را خشن کرد و گفت: توده ای
هم جرأت قدم گذاشتن به دهات ما را ندارند, قلم پایشان در آنجا شکسته می شود. ما با خانواده مرحوم آخوند
خراسانی وصلت کار هستیم, حضرت آیت الله کفایی سالی یک مرتبه از مشهد به املش تشریف فرما
می شوند و انشاء الله تا آمدن ایشان در لنگرود خواهید بود, از شما دعوت می کنیم که بیایید و ببینید که از
سرتاسر گیلان مردم گاو و گوسفند می آورند و جلوی پای ایشان در املش قربانی می کنند. و

نصرت الله خان صوفی که اینطور محکم صحبت می کرد, با همه این حرف هایش در منطقه یک رقیب
سرسخت داشت, شخصی به نام امینی که او هم از مالکین عمده منطقه و به علاوه از زمین دارهای شهر بود
شهر زیر سلطه امینی بود. شهردار لنگرود از عوامل او بود کارخانه چای داشت. امینی بیش از نیمی از سال
مقیم اروپا بود و یک پیشکار داشت به نام دیلمی, که این آقای پیشکار خودش یک پا فئودال بود. و

حالا می سنجم و می بینم که در میان چند تا مالک عمدۀ لنگرود مسیحا از همه ملایم تر بود, این اتهام که هنوز
افکار جوانی دارد پُر بی راه نبود, او در جوانی از چریک های مرزاکوچک خان جنگلی بوده و به همین دلیل
با کوچک پور دوست شده و این دوستی را حفظ کرده بود, کوچک پور به او احترام می گذاشت و او هم
کوچک پور را, با آن که یک آموزگار بازنشسته و مشهور به داشتن افکار چپ بود, خوب تر و خشک می کرد

دادگاه در لنگرود
میرزاجعفرخان در شهرداری مستقر شد. شهردار لنگرود, موقتاً اتاقی برای دادگاه و اتاق دیگری برای سکونت
میرزا گذاشت و کوچک پور هم که به میرزا قول خودش مرا به سامان رسانده بود پس از دو روز روانۀ رشت
شد.

جامه آلوده در آفتاب
محمد تقی دامغانی

Montag, 30. März 2015

آنانی که با دستانشان ما را نشانه گرفته اند

پس از خلاصه ی حرفم تا اینجا اینست که خود از یکطرف کلاً در حیطه ی شناخت فکر است - و تقسیم
آن به خود آگاهی و نا خود آگاه یک تقسیم غلط است. زیرا این مجموعه یک پدیده ی پنداری است. واقعیت
زندگی ما چیزی است که در جریان است و در یک حرکت سیاسی سیلانی می گذرد. حال آنکه ما می آییم
این واقعیت ها را تعبیر می کنیم, آنها را به صورت تصویرهای دیدنی در اخلاق نگه می داریم و بعد
زندگی را پشت این تصویرها و تعبیرهای نوشته شده نگاه می کنیم. بنابراین ما با آیینه زندگی در
رابطه ایم نه با واقعیت زندگی.و

و این عین جهل و نا آگاهی است شما یک واقعیت در سیلان و در گذر را با وسیله ای نگاه می کنید که اولاً
یک وسیله پندار نیک و مجازی است ثانیاً یک وسیله ثابت است. گمان می کنم
مولوی در این ابیات معنا را بیان می کند
مرغ بر بالا پران و سایه اش
می دود بر خاک و پران مرغ وش
ابلهی صیاد آن سایه شود
می دود چندانکه بی مایه شود
تیر اندازد به سوی سایه او
ترکشش خالی شود در جستجو
ترکش عمرش تهی شد عمر رفت
از دویدن در شکار سایه تفت
و اگر خوب توجه کنیم می بینیم سایه ای که ما به دنبال آن هستیم حتی سایه مرغ هم نیست, بلکه یک سایه
ذهنی مجازی و خودساخته است: نه سایه مرغ نه سایه واقعیت در زمینه بحث ما الفاظ هم مرغ اند و هم
سایه. و این سایه ی ذهنی یک سایه ثابت است . حال آنکه مرغ واقعی یعنی واقعیت زندگی در حرکت و
گذر است. و

جهل و ناآگاهی در شکل ساده اش با تعبیر و توصیف شروع می شود. ولی رفته رفته ابعاد گسترده ای پیدا
می کند. از ممرهای مختلف تقویت می شود و حجم و وسعت عجیبی پیدا می کند,. و

Samstag, 28. März 2015

Flugzeug in der Ferne Verschwunden war

Wir haben dem Flugzeug noch lange nachgesehen, bis es in der Ferne
Verschwunden war.

Donnerstag, 26. März 2015

Scheidung im Minutentakt

Väter ohne Kinder: Sorge, Recht und Alltag. nach Trennung oder Scheidung
Alle drei Minuten wird in Deutschland eine Ehe geschieden.
Es ist müssig, darüber zu spekulieren, wer bei dieser Konflikt Eskalation mehr Schuld
hat: Der Streit Faktor Menschen oder der vorhandene gesetzliche Streit rahmen  und
das System von Trennung Begleitern, das sich der ,,streitenden Parteien,, annimmt.
Sicher dürfte aber folgendes  sein: Die Trennung bedingte Blindheit ehemaliger Partner
Wird im Ramen der herkömmlichen Auf Teilung Politik von Sorge oder nicht -Sorge
Fast immer verschärft. Wird einer Seite die Möglichkeit geboten, den anderen
Auszugrenzen, ist eine gemeinsame Eltern Verantwortung über die Hürde der Trennung
Hinweg kaum aufrechtzuerhalten.

Am krassesten klaffen Recht und Realität im Nicht Ehelichen recht auseinander. Väter
Ohne Eheurkunde haben nach dem Bürgerlichen Gesetzbuch (Stand 1993) NICHT
Einmal ein ,, Recht auf Umgang,, mit ihren Kindern  Für den Rechts Vergleicher
Erscheint das Deutsche Nicht ehelichen recht heute nicht allein als Schlußlich der
Europäischen sondern vielmehr der gesamten internationalen Entwicklung stellt die
Baseler Rechts Professorin Ingeborg Schwenzer fest mehr dazu in Kapitel 3 und 4
Das deutsche Familienrecht ist gewissen maßen in einem Stadium steckengeblieben,
das die anderen Rechts Ordnungen in ihrer Entwicklung bereits überwunden haben.
Notiert die Direktorin des Internationalen Sozialdienstes, Ingrid Bauer.

Art. Die Vertragsstaaten achten die in diesem Übereinkommen festgelegten Rechte
und gewährleisten sie jedem ihrer Hoheitsgewalt unterstehenden Kindes Vater ohne
jede Diskriminierung unabhängig von der Rasse, der Hautfarbe, dem Geschlecht, der
Sprache, der Religion, der Politischen oder sonstigen Anschauung, der nationalen,
Ethnischen oder Sozialen Herkunft, des Vermögens, einer Behinderung der Geburt
oder des sonstigen Status des Kindes, seiner Eltern oder seines Vormunds.

Väter ohne Kinder: Sorge, Recht und Alltag. nach Trennung oder Scheidung


Mittwoch, 25. März 2015

Ich kämpfe für mein Zukunft

Eine Weltweite Durchsetzung von Menschenrechten muss von der Unteilbarkeit
der Menschheit in Menschen Rechtsfrage ausgehen.
Sie erfordert eine Erweiterung und qualitative Weiterentwicklung der Menschenrechte.
Angesichts globaler Probleme muss sie dazu beitragen, das Überleben der Menschheit
als Gattung sichern.
Das Menschenrecht auf Frieden, auf nachhaltig Entwicklung und auf gerechten Anteil
An den Wirtschaft darf von den Regierung der Industrieländer nicht länger
individual rechtlich interpretiert und somit unwirksam gemacht werden.
Notwendig ist die Anerkennung Kollektiver Rechtsansprüche der bislang unterentwickelt
gehaltenen Länder im Rahmen Partnerschaftlicher internationaler Beziehung.

Diese dienen in Wirklichkeit der militärischen Absicherung der weltweiten
Kapital Herrschaft und der Neuaufteilung von Einflusszonen, wirtschaft und Märkten.

Ohne die Schaffung ökonomischer Voraussetzung bleibt die Rede von den
Menschenrechten eine leere Propagandaformel.

Montag, 23. März 2015

Jobcenter Vermittelte Arbeitsuchende Für Arbeit Ein Stunde 1,50 Euro

Jobcenter Vermittelte Arbeitsuchende Für Arbeit Ein Stunde 1,50 Euro
Beginn, Dauer des Arbeitsverhältnisses
Der Angestellte tritt von 01.03.2015
Dauer der Tätigkeit bis 01.06.2015 Dauer
Arbeit der Maßnahmen 3,00 Monate.

Zeitlich Umfang: 25,00 Stunde( n) pro Woche.
Regelmäßige Arbeitszeit vom 08:00 Uhr bis 13:00 Uhr
Regelmäßige Arbeitstage: Montag, Dienstag, Mittwoch, Donnerstag, Freitag.

Mehraufwandsentschädigung 1,50 Euro Stunde


Donnerstag, 19. März 2015

نوروز باستانی نوروز را به تمام ایرانیان عزیز خجسته باد

اگر چه باده فرحبخش و باد گل بیراست
ببانگ چنگ مخوری که محتسب تیز است
صراحئی و حریفی گرت بچنگ افتد
به عقل نوش که ایام فتنه انگیز است
در آستین مرقع پیاله پنهان کن
که همچو چشم صراحی زمانه خونریز است
به آب دیده بشوئیم خرقه ها ازمی
که موسم ورع و روزگار پرهیز است
مجوی عیش خوش از دور باژگون سپهر
که صاف این سرخم جمله دردی آمیز است
سپهر بر شده رستم نیست خون افشان
که ریزه اش سر کسری و تاج رستم است
عراق و فارس گرفتی بشعر خود حافظ
بیا که نوبت بغداد و وقت تهران است
حافظ

تحویل سال نو

به هنگام تحویل سال همه اعضای خانواده جامه های تازه خود را پوشیده و دور سفره هفت سین گرد می آیند
پدربزرگ و مادربزرگ در بالای سفره و پس از آن ها پدر و مادر و فرزندان در کنار سفره می نشینند
عقیده بر این است که به هنگام تحویل سال همگی باید به کتاب دیوان شاعران باز می کنند. قبل از تحویل 
سال همه اعضای خانواده اشعار حافظ  تحویل سال را بارها می خوانند. و

هم چنین از آیین های ویژه ی نوروز دیدار با اقوام و آشنایان است. این دید و باز دید رفتن ها تا پایان روز 
دوازده فروردین ادامه دارد. ایرانیان روزهای نخست سال جدید را به دیدار اقوام درجه ی اول می روند. و
و روزهای بعد نوبت اقوام دورتر فرا می رسد و سر فرصت به دیگر اقوام و دوستان سر می زنند و دیدارها
تازه می کنند. حتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورت هایی که پیش آمده از احوال پرسی یکدیگر سر
باز زده باشند, این روزها را فرصت مغتنمی برای رفع کدورت می شمارند و راه آشتی و دوستی در پیش
می گیرند. و