Dienstag, 17. März 2015

سازمان چریکهای فدائی خلق به رهبری حمید اشرف 2

اختلاف نظر درباره ساختار تشکیلاتی و مناسبات ضد دموکراتیک درون تشکیلاتی. و
اختلاف نظر دباره ارتباط با شوروی: حسن ماسالی از طریق محمد حرمتی پور چنگیز و داداشی مطلع
شدیم که حداقل سه نفر از اعضای چریک های فدائی خلق به خاطر اینکه به شیوه ی مبارزه و مناسبات
حاکم انتقاد داشتند به دستور رهبری سازمان اعدام شده اند. و یکی از اعدام شدگان به نام علی اکبرهدایتی
با نام مستعار اسد؛ از مبارزین مازنداران و از رفقای محمد حرمتی پور چنگیز و داداشی بود.و چنگیز و
داداشی که مرتب برای تحویل اسلحه و امکانات مالی از مرز عبور می کردند رابطه ی صمیمانه ای با ما
برقرار کرده بودند. آخرین باری که به نزد ما آمدند اعلام کردند که دیگر حاضر نیستند به داخل برگردند
و نمی خواهند با سازمان همکاری کنند! حسن ماسالی و گروه آنها با تعجب علت این تصمیم گیری را
جویا شدند آن ها ماجرای ترور اسد را این گونه نقل کردند. و

اسد( علی اکبر هدایتی ) از مخفی گاه خود برای حمید اشرف و کادر رهبری چریک های فدایی خلق پیام
می فرستد که چند سال مبارزه ی چریکی نشان داده که تئوری امیر پرویز پویان در مورد ایران به نتیجه
نرسیده است. تجربیات چند سال گذشته حاکی آن است که با جانبازی چند زن و مرد پیشاهنگ مردم به
میدان نمی آیند. شرایط ما مثل گلادیاتورهای امپراتوری رُم ایتالیا شده است. ما وارد میدان نبرد شده ایم و
اگر یک نفر از مزدوران مسلح رژیم و یا یک حیوان درنده را بکشیم مردمی که در اطراف استادیوم
نشسته و تماشاه می کنند برای ما هورا می کشند و به ما آفرین می گویند. اما اگر کشته شویم ما را
بی عرضه و ناتوان می نامند. و

این تحلیل و برداشت اسد؛ موجب خشم حمید اشرف و مشاوران او شده و می گوید: اسد دارد وا می دهد
اگر این نظریه پخش شود اعضا را متزلزل کرده و به سازمان لطمه می زند. و

از این رو مدتی به اسد جواب نمی دهند و به او بی اعتنائی می کنند. اسد از این رفتار می رنجد و تصمیم
می گیرد که از چریک ها جدا شده و در جنگل های مازندران مخفی شود. کادر رهبری سازمان او را
ردیابی کرده و در جنگل های مازندران به رگبار گوله می بندند و ترور می کنند. و

این رفتار ضد دموکراتیک موجب خشم چنگیز و داداشی می شود, چون اسد را که از دوستان و
همولایتی های آنان بود, به خوبی می شناختند. چنگیز و داداشی که ارتباط نیروهای داخل و خارج از کشور
بودند و نیز در حمل اسلحه به داخل نقش فعالی ایفا می کردند تصمیم می گیرند که رابطه ی خود را با
چریک های داخل کشور قطع کنند. و

خشم و ناراحتی داداشی به حدی بود که مخفیانه و بدون اطلاع ما تصمیم می گیرد که ضمن شرکت در یک
عمل انتحاری منصور قدر سفیر ایران در لبنان را به قتل برساند و خودش نیز کشته شود. در آن موقع
حسن ماسالی در بیورت لبنان مخفیانه به سر می برد. به طور تصادفی متوجه شد که داداشی گاهگاهی ناپدید
می شود و به مکان های نامعلومی می رود. با داداشی و چنگیز رابطه ی دوستانه و صمیمانه ای  داشت لذا
از او پرسید که به کجا می رود و چه کار می کند؟

او رنج و ناراحتی خود را درباره قتل اسد برای حسن ماسالی تعریف کرد و گفت تصمیم به عمل انتحاری
گرفته ام تا ضمن کشتن مزدوران رژیم خود نیز به طور افتخار آمیز کشته شوم. و

این امر موجب شد که جلسه ی رسمی تشکیل دهیم و به طور رسمی از کادر رهبری چریک های بخواهیم
که درباره قتل اسد توضیح دهند. و سپس داداشی را قانع کردیم که به عنوان ابراز همبستگی با مردم ظفار
به آنجا برود. و

حمید اشرف به گروه حسن ماسالی پاسخ داد که اسد از خودش ضعف نشان داده و شرایط انقلابی ایجاب
می کند که با قاطعیت عمل کنیم تا جلوی خیانت را بگیریم. و ما در پاسخ نوشتیم ضعف با خیانت تفاوت
اساسی دارند چرا که ممکن است برخی از مبارزین انقلابی نتوانند در زیر شکنجه دوام بیاورند و مسائلی
را ناخواسته لو دهند. رهبران یک سازمان انقلابی باید همه این شرایط را پیش بینی کنند و تدابیری
بیاندیشند که افراد سازمان و تشکیلات حفظ شوند نه اینکه یاران خود را به قتل برسانند و مرتکب جنایت
شوند. و

پس از مدتی به حسن ماسالی خبر رسید که کادر رهبری سازمان چریک های فدائی خلق ایران مبارز
دیگری را نیز به قتل رسانده است. ماجرای آن را نیز این طور بیان کردند که یکی از روشنفکران که فرد
تحصیل کرده ای بود به علت طرفداری از مبارزه ی مسلحانه به چریک ها می پیوندد. و به او می گویند
تو در رفاه زندگی کرده ای از این رو باید پرولتریزه شوی مقداری جوراب زنانه به او می دهند که درحرم
امام رضا در مشهد بفروشد او مدتی این کار را می کرد و از آنجایی که فرد با دانش و باشعوری بود مطرح
می کند: رفقا من از این طریق پرولتریزه نمی شوم بلکه به یک خرده بورژوای مفلوک تبدیل شده ام به
علاوه اگر یکی از خویشاوند انم برای زیارت به مشهد بیاید و مرا در این شرایط ببیند خواهد گفت بدبخت
ما فکر کردیم تو رفتی چریک شدی چرا اینجا جوراب زنانه می فروشی؟

کادر رهبری چریک ها از انتقاد این فرد نیز برآشفته می شود و به سه نفر مأموریت می دهند تا در مشهد
با او تماس بگیرند و به او بگویند می خواهیم تورا به فلسطین بفرستیم او بسیار خوشحال می شود و کوله
پشتی خودش را بر می دارد و همراه سه نفر دیگر از چریک ها سوار اتومبیل سواری شده و به طرف
تهران حرکت می کنند. نمیه ی راه در بیابان او را پیاده می کنند و با رگبار گوله به قتل می رسانند. و
حسن ماسالی با خبر شد که اشرف دهقانی نیز که در آن زمان از زندان فرار کرده و به جمع رهبران پیوسته
بود با تسویه ی جسمانی این مبارزه موافقت کرده و در جلسه مشترک ما در خاورمیانه نیز از این تصمیم
گیری پشتیبانی می کرد. همچنین مطلع شدیم که متاسفانه حسن نوروزی یکی از مبارزین لرستان به دستور
کادر رهبری چریک ها یکی از مجریان قتل چریک مذکور در منطقه ی خراسان بود.و

چریک سومی که توسط خود چریک ها ترور گردید فردی به نام دکتر نوشیروان پور بود. او زیر شکنجه
در زندان مجبور می شود که برخی اطلاعات را لو بدهد لذا پس از اینکه از زندان آزاد می شود توسط
چریک ها ترور می گردد. ما در این باره نیز یاد آور شده بودیم که هر مبارز و هر انسانی تا حد معینی
می تواند در زیر شکنجه دوام بیاورد. از این رو باید تدابیر ایمنی و امنیتی را در شرایط ترور و اختناق
تغییر داد نه این که هر فردی که از خود ضعف نشان داد اعدامش کنید. و

نگرشی به گذشته و آینده: پنجاه سال مبارزه در راه آزادی؛ جلد اول از صفحه372 تا 376
خاطرات حسن ماسالی




Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen