Samstag, 18. April 2015

Kolonien mit Neue Web Zeitn

Kolonien und Handel der Skype, und Mozilla Firefox, und Yahoo,und Windows
und Hotmail. und Msn,und Bing, und Facebook,
ده سال خرج اینترنت را پرداخت دارم تا امروز متوجه شده ام تا چه مقدار نوشته ام به دست بیننده ها
.نمی رسد 
من از دوستان اینترنت گوگل+ خواهش دارم کمی وقتشان را برای وب سایت گوگل+ من ارائه بدهند

اگر شما در یک دشت باصفا نشسته باشید که هیچ خطری شما را تهدید نکند, شما این فرصت را خواهد داشت که همه چیز
را از روی رغبت خودبخودی و به طیب خاطر حس دوستی شماها با من کنید فرصت خواهید داشت که زیبایی های زندگی 
.را حس کنید, وجود خودتان را حس کنید

.در چنین کیفیتی شما با همه چیز یک رابطه با من در وب سایت گوگل+ بی ترس, بی دغدغه, طبیعی و آزادانه دارید 
اما در نظر بگیرید که در یک همچنین فضای باز آزار و تهدید, مثلاً در صحنه جنگ قرار گرفته اید که چطور خودتان را 
.از این وب سایت سرمایه داری فرار کنید

در این صورت شما فرصت و امکان حس کردن هیچ چیز را با آزادی و با فراغت نخواهید داشت. در چنین وضعیتی شما 
با ترس و دلهره و اضطراب مجبورید درباره ی همه چیز فکر کنید. باید فکر کنید که چگونه مدت 8 سال زحمت که در این 
وب سایت کشیده ام و نوشتم اما از آزار سرمایه داران وب سایت ها که با من دشمن درامان باشم, باید فکر کنید که چگونه
از خودتان دفاع کنید یا چگونه می توانید بگریزید, باید فکر کنید که چگونه می توانید حمله کنید چگونه می توانید دشمن را 
.از خود بترسانید چگونه می توانید خود را پنهان از این سرمایه داران وب سایتها کنید 

وضعیت کودکی ما وضعیت جنگ بوده است. و در چنان وضعیتی فکر خودبخودی نقش و اهمیتی نجات دهنده برای ما پیدا 
کرده است. فکر برای ما بصورت یک ابزار نقشه کشی در آمده است, برای ما حکم سنگری را پیدا کرده است که خود را 
.در آن فرو برده ایم و از درون این سنگر های وب سایت ها سرمایه داری طرح حمله می کشیم

به این دلایل است که ما جرأت نمی کنیم لحظه ای خود را از حصار فکر خارج سازیم. ما در پشت این وب سایت ها 
که شب و روز سنگر فکر احساس امنیت روحی می کنیم. البته باید گفت امنیتش سرش را بخورد. می گویند تریاک برای 
همه دردی خوب است من می گویم اینرنت برای همه درد خوب است. اما خودش درد بی زمانی است. حصار فکری 
.هم همینطور است. علاج هزار مسأله است ولی مسأله خودش ام المسایل است 

توجه داشته باشید که داریم این موضوع را بررسی می کنیم که چه عواملی باعث شد تا ما درلاک فکر فرو برویم. و گفتیم 
اولین عامل احساس ترس و ناتوانی است- ترس از یک وب سایت آزار دهنده و تلاش برای رهایی از واماندگی در دنیایی 
که تمام روابط آن بر آزار و رقابت نهاده شده است. قبل از بیان مسایل دیگر اجازه بدهید در رابطه با آنچه تا اینجا گفتیم 
یک توضیح لازم را متذکر شویم.
www.google.com /mahmoud nickpi
درست است که عوامل ناهنجار میحط این وب سایت من را مجبور کرد تا از ترس آزار دیگران و به خاطر احساس ناامنی 
خود را در حصار فکر فرو بروم و از فکر برای خود یک سنگر دفاعی بتراشم. ولی سؤال اینست که در حال حاضر چرا ما 
از پشت این سنگر خارج نمی شویم؟
Mozilla Firefox
الان از چه چیز می ترسیم که جرأت نمی کنیم خود را از پشت سنگر هویت فکری بیرون بیاوریم؟. آیا همان عوامل تهدید و 
آزار از وب سایت های نامبرده است زمان فعالیت در این وب سایت Skype  دیکر هم وجود نداشته ؟ و چطور اسم و نام مرا با
اینجور انسان ها معرفی داشته . و من هم اکنون از ترس همان عوامل است که در پشت سنگر فکر نشسته ام؟؟؟ 


Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen