امروز گفت و گوی آزاد داریم. ولی سعی کنیم بحث مان پراکنده و نامشخص نباشد. به یک موضوع
مشخص بچسبیم و در آینده متحدانه جلو برویم. در نتیجه مبارزین همان طور که از بیماری فرار
می کنند از ایشان فاصله می گیرند. بالاخره چیزی نمی گذرد که اعتراضات شعله می کشد و بعد از
مدتی که به پیروزی می رسد, ناگهان سرو کله یکی از ایشان به عنوان یکی از بزرگترین مسؤولین
مهم این اعتراضات در خیابان ها تظاهرات شرکت داشته در تلویزیون ظاهر می شود ! واضح است
یک چنین عناصری در آن رسوخ کرده باشند و به مقامات بالا هم رسیده باشند, دارای چه معنایی
خواهد بود. مسؤولین چه چیزی به جای اعتراضات خواهند داشت و لبه تیز سلاحش به جای سمت
گیری به سمت دشمنان مردم زحمت کش به جای سمت گیری به سمت استثمارگران بی رحم و
مرتجعین و وابسته به امپریالیسم, به کدام سمت متوجه خواهد گشت, به سمت بر آورده شدن و پاسخ
مجدد گروهی, فردی و لحظه ای عده ای معدود و لاجرم در افتادن کامل با اصلی ترین منافع مردم و
در تطابق استراتژیک با منافع امپریالیسم و استثمارگران خواهد بود. و
با این توصیف, اگر آن روشنفگر یا آن روزنامه نگار یا آن مبارز بنا بر ضعف های ایدئولوژیکی و
سستی پایه های هدف سیاسی دچار ضعف و تردید شده و علیرغم خدمات و نقاط مثبت درخشان در
زندگی اش به نفع مردم, خطاها و انحرافاتی را هم به دلیل عدم تحمل کافی شرایط مبارزه مرتکب شده
است باید دانست که او دیگر بر موضع تصمیم گیری درباره سرنوشت 78 میلیون ننشسته است و ای
بسا اینک که دیگر چنین فشارها و مضایفی وجود ندارد و یا او دیگر به نیکی, به زشتی و منفعت جوئی
فردی عمل گذشته اش پی برده است صمیانه در جبران آن خطاها و اشتباهات کمر بسته, چه در غیر این
صورت مطرود مردم و مورد نفرت آنها واقع خواهد شد. در حالی که به همین دلیل آنها خطر عمده ای
برای اعتراصات نیستند, خطر عمده از جانب کسانی است که حداقل دارای همین حد سوابق ضعف و
سازش و تسلیم هستند ولی نه تنها آشکار و علنی در مقابل مردم از گذشته خود انتقاد نمی کنند, بلکه مقام
و موقعیت بالائی را که به نا حق تصاحب کرده اند همچون دژی برای دفاع از گذشته ناپاک و یا نه
چندان پاک خویش به کار گرفته و در پناه این دژه و در سایه قدرت مقام موجب فریب مردم و گمراهی
آنان میگردند. و
مشخص بچسبیم و در آینده متحدانه جلو برویم. در نتیجه مبارزین همان طور که از بیماری فرار
می کنند از ایشان فاصله می گیرند. بالاخره چیزی نمی گذرد که اعتراضات شعله می کشد و بعد از
مدتی که به پیروزی می رسد, ناگهان سرو کله یکی از ایشان به عنوان یکی از بزرگترین مسؤولین
مهم این اعتراضات در خیابان ها تظاهرات شرکت داشته در تلویزیون ظاهر می شود ! واضح است
یک چنین عناصری در آن رسوخ کرده باشند و به مقامات بالا هم رسیده باشند, دارای چه معنایی
خواهد بود. مسؤولین چه چیزی به جای اعتراضات خواهند داشت و لبه تیز سلاحش به جای سمت
گیری به سمت دشمنان مردم زحمت کش به جای سمت گیری به سمت استثمارگران بی رحم و
مرتجعین و وابسته به امپریالیسم, به کدام سمت متوجه خواهد گشت, به سمت بر آورده شدن و پاسخ
مجدد گروهی, فردی و لحظه ای عده ای معدود و لاجرم در افتادن کامل با اصلی ترین منافع مردم و
در تطابق استراتژیک با منافع امپریالیسم و استثمارگران خواهد بود. و
با این توصیف, اگر آن روشنفگر یا آن روزنامه نگار یا آن مبارز بنا بر ضعف های ایدئولوژیکی و
سستی پایه های هدف سیاسی دچار ضعف و تردید شده و علیرغم خدمات و نقاط مثبت درخشان در
زندگی اش به نفع مردم, خطاها و انحرافاتی را هم به دلیل عدم تحمل کافی شرایط مبارزه مرتکب شده
است باید دانست که او دیگر بر موضع تصمیم گیری درباره سرنوشت 78 میلیون ننشسته است و ای
بسا اینک که دیگر چنین فشارها و مضایفی وجود ندارد و یا او دیگر به نیکی, به زشتی و منفعت جوئی
فردی عمل گذشته اش پی برده است صمیانه در جبران آن خطاها و اشتباهات کمر بسته, چه در غیر این
صورت مطرود مردم و مورد نفرت آنها واقع خواهد شد. در حالی که به همین دلیل آنها خطر عمده ای
برای اعتراصات نیستند, خطر عمده از جانب کسانی است که حداقل دارای همین حد سوابق ضعف و
سازش و تسلیم هستند ولی نه تنها آشکار و علنی در مقابل مردم از گذشته خود انتقاد نمی کنند, بلکه مقام
و موقعیت بالائی را که به نا حق تصاحب کرده اند همچون دژی برای دفاع از گذشته ناپاک و یا نه
چندان پاک خویش به کار گرفته و در پناه این دژه و در سایه قدرت مقام موجب فریب مردم و گمراهی
آنان میگردند. و

Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen