Donnerstag, 14. April 2016

چپ ها و سازمان ها بی تجربه

                                       چپ ها و سازمان ها بی تجربه
شکست تئوریک و سیاسی سازمان بی تجربه بلشویک اتحاد جماهیر شوروی در حزب توده ایران و نیروها
سیاسی و چپ ها در سال 1358 در ایران بحران شدیدی در درون این سازمان ها بوجود آورد و زمینه سازی 
را برای حزب دمکرات و ناسیونالیسم دیگر مخالفان متعدد فراهم ساخت.
رهبران و کادرهای سازمان بجای اینکه به طبقه کارگرایران بررسی علل اصل بحران بپردازند, رویدادی 
مزبور را به عنوان ضعف های شخصی افراد ها یکایک را شکنجه اخلاقی داشته اند و در نتیجه باندبازی و
رقابت های شخصی را دامن زدند از طرف دیگر اینکه روحیه افراد ساده سازمان را بطور کاذب حفظ کنند,
عده ای از اعضای سازمان و کادرها خود را برای شرکت در مراسم ستایش از کیش شخصیت اخلاقی دون 
بطور توریستی به کشورهای اروپا و آسیا اعزام داشتند.
گروهی بنام رهبر کادرها که در سال 1358 اواخر 1359 از سازمان چپ های بی تجربه انقلابی انشعاب
کرده بودند در اعلامیه ای که در ماه تاریخ انتشار دادند سازمان های ناسیونالیسم را در شهر ایکس اعلام
خودمختاری معرفی داشته و کماکم درباره انترناسیونالیسم می نوشته اند. از دیدگاه سیاسی من, ناسیونالیسم
و حزب توده فرزندان سیاسی از یک مادر بلشویک و آن اپورتونیسم تاریخی ایران هستند که در جنبش 
طبقه کارگری ایران رخنه کرده اند.
بخش دیگری از منشعبین سازمان چپ بی تجربه انقلابی حزب توده و دیگر سازمان ها که سابقاً بنام کادرها
در اروپا و آسیا فعالیت داشتند از این جریان در سال 135 از بچه های زیر 18 سال می خواسته اند  
جاده ها را برای آنها صاف کنند و خود آنها رهبران انقلاب معرفی شوند. نمونه بچه های که زیر 18 سال 
قربانی سیاست آنها شده اند.
                                                           دوران قاجاریه
مخالفان سلسله قاجاریه که بیشتر میهن پرستان ملّی و مترقی بودند از اقدامات و اصلاحات سردارسپه پشتیبانی
 کامل می کردند و زمزمه جمهوری و براندازی پادشاهی قاجاریه بر سر زبانها افتاده بود.
همسایه قدرتمند شمالی با انقلاب کمونیستی خود دگرگون  گشته و به جای روسیه تزاری اتحاد جماهیر شوروی 
و به جای پادشاه و خلیفه عثمانی جمهوری جوان تورک آتاتورک به وجود امده بود.
تلاشهای گروه مبارز آزادیخواهان و نیرو سیاسی جمهوری خواهان در کشور ایران با مقاومت سیاست بازان 
روبرو گردید و روحانیونی چپاول گری را یاد داشته اند و مدرّس با انقراض سلطنت قاجاریه به مخالفت برخاسته 
و علیه  جمهوری خواهان به تبلیغات وسیعی پرداختند.
روحانیون در آن زمان ایران چنین استدلال می کردند که حکومت جمهوری با اصول شیعه ایدئولوژی  آخوند
مخالفت است و نظام شاهنشاهی در ایران عامل اصلی وحدت ملّی و همبستگی اقوام گوناگون و باعث استحکام
اعتقادات ایدئولوژی روحانیون در ایران خواهد بود.
سید حسن مدرس در 2 فروردین 1303 با خیل عظیم مردم و روحانیون در بهارستان تحصن اختیار کرد و
فریاد سر داده بود که ما تایع ایدئولوژی خمینی هستیم جمهوری نمی خواهیم. و یا نعر زنان می گفت ما
ایدئولوژی نبی خواهیم. و آن زمان چپ های ایران که حزب توده بسیار در این نوشته آگهی داشته اند.
جمهوری نمی خواهیم. 
میرزاده عشقی که روزنامه نگار و شاعران توانا بود در روزنامه خود به نام قرن بیستم کاریکاتورها و اشعار
هجوی در باره سردار سپه و علیه جمهوری چاپ و منتشر میکرد. یکی از این شعرها چنین آغاز میشد: 
جمهوری مجبوری هی هی جبلی قم قم .. در کاریکاتوری مردی را با کلاه سیلندر مزین به رنگهای پرچم 
انگلستان نشان میداد که روی الاغی سوار شده که در حال دزدیدن خمره شیره ایست که کدخدا کا کا عابدین 
برای خود ذخیره  کرده است.
زیر کاریکاتور نوشته شده بود که جناب جمبول یعنی انگلیسها بر خر جمهور سوار شده و شیره ملّت را
می مکد.
مقصود آن بود که قضیه جمهوری ساخته و پرداخته انگلیسها است که میخواهند بدست رضاخان آنرا اجراء کنند.
رضاخان از فکر جمهوری پشتیبانی می کرد و تا حدود زیادی مفتون جمهوری جوان ترکیه بود و تحت  تأثیر 
تفکرات ناسیونالیستی و اصلاحات اجتماعی و سیاسی آتاتورک قرار داشت.
اما در اثر فشار روحانیون و مراجع ایدئولوژی خمینی چون همراه آیت الله عبدالکریم حائری با صدور اعلامیه ای 
در دفاع از سلطنت پهلوی هم نتایج شکست جنبش جمهوری خواهی را برای رضاخان سردارسپه قابل تحمل ساخته 
وهم از بالا گرفتن اختلافات بین ملت و دولت جلو گیری نمودند.
پس از این دخالتهای آشکار مراجع تقلید و آیات ایدئولوژیعظام در قضیه جمهوری خواهی سردارسپه مجبور به 
سکوت شد. شاید هم دچار این نگرانی شده بود که اگر جمهوری برپا شود چه کسی تضمین خواهد کرد که من بر 
سرکارها بمانم.


Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen